به گزارش افکارنیوز،

میثم ۲۸ ساله که در محله پیروزی سوپر مارکت کوچکی دارد، هیچوقت تصور نمی‌کرد قرض دادن به یکی از دوستانش، سرنوشتش را برای همیشه تغییر دهد.

این متهم که تیرماه سال جاری، یکی از دوستانش را با ضرب چاقو به  قتل  رسانده و فراری بود، ماه گذشته توسط پلیس آگاهی دستگیرشد.

میثم  گفت: اصلا نمی‌دانستم قتل چیست و قاتل کیست، اما حالا به جرم قتل دستگیر شده ام و حالا حالا‌ها باید آب خنک بخورم.

 

وی در تشریح روز حادثه افزود: اسفندماه سال گذشته بود که هادی به سراغم آمد و گفت شغلش را از دست داده و دم عیدی هیچ پولی برای خانواده اش ندارد، من هم دلم سوخت و به او دو میلیون تومان قرض دادم.

این متهم ادامه داد: قرار بود این پول را یک ماه برگرداند، اما با گذشته سه ماه هنوز هیچ خبری از پولم نبود. بار‌ها سراغش را گرفته بودم، اما هر بار با عذرخواهی فرصت بیشتری می‌خواست.

میثم گفت: تیرماه بود که من در مغازه و مشغول کارم بودم که از کوچه گذشت. بیرون مغازه رفتم و به اسم صدایش کردم. برگشت به سمتم، اما حالش خوب نبود و به نظر می‌آمد مست کرده است.

وی افزود: از او خواستم پولم را پس بدهد، چون خودم نیاز داشتم و از فرصت دادن به او خسته شده بودم. من خیلی دوستانه گفتم هادی پس کی پولم را می‌دهی؟ اما او عصبانی شد و شروع کرد به داد و بیداد کردن و فحش دادن.

این متهم به قتل ادامه داد: دیگر مطمئن شده بودم که مست است، اما درگیری بالا گرفت و مردم دورمان جمع شدند.

میثم گفت: پس از چند دقیقه دعوا خوابید و هادی راهش را گرفت و رفت بدون اینکه باز هم خبری از پول من باشد.

وی افزود: نمی‌دانم چقدر گذشت، اما هادی دوباره برگشت و جلو مغازه عربده کشید. فحش می‌داد و اصلا متوجه نبود که من به او لطف کرده ام و باید طلبم را بدهد.

این متهم اظهار کرد: دوباره دعوا بالا گرفت، اما این بار هادی برایم چاقو کشید و جری‌تر شد.

میثم ادامه داد:، چون مست بود، زور زیادی نداشت. می‌خواست به من چاقو بزند، اما من چاقو را گرفتم و به سمت کتفش بردم و ناخواسته هادی را چاقو زدم.

وی با بیان اینکه من اصلا قصد دعوا نداشتم چه برسد به به آدم کشتن، اما این اتفاق افتاد، گفت: چاقو به کتفش خورد، اما، چون مست بود، طاقت نیورد و من ناخواسته جانش را گرفته بودم.

این متهم اظهار کرد: نمی‌دانم چیشد، اما ترسیده بودم، برای همین فرار کردم، اما پس از دوماه توسط پلیس آگاهی دستگیر شدم.

میثم در پایان گفت: نمی‌دانم عاقبتم چه می‌شود، اما من قصد دعوا و درگیری و قتل نداشتم و خیلی پشیمانم.