به گزارش افکار نیوز به نقل از ايسنا در اين مطلب ميخوانيم:

«رنج‌آور است نمایاندن گوشه‌ای از کژکاری‌های رو به افزایش مردان به ظاهر توانمندی که موقعیت اجتماعی خود را ناجوانمردانه، به کار می‌گیرند تا زنان پاکدامنی را که در دایره قدرت آن‌ها هستند، وادار به رابطه‌ای غیراخلاقی کنند. این سوءاستفاده از قدرت، «مزاحمت جنسی» یا به تعبیر «اوفیر» تجاوز کوچک نام دارد. بدین معنی که مرد صاحب جاه، طرف مقابل خود را ضمنی یا مستقیم مجبور می‌کند تا به خواهش‌های نفسانی او تن دردهد، وگرنه استخدام، ادامه کار یا ارتقایش دچار توقف و مشکل می‌شود!

غم‌انگیز است انسانی که به قول خواجه اهل راز، هر بامداد و شام او را از عرش الهی ندا می‌دهند و ذکر خویش در عالم قدس، حاصل تسبیح فرشتگان است و می‌تواند به دلیل کرامت ذاتی خود دردانه هستی و جانشین خداوند در ناسوت و ملکوت شود، این گونه در چاه طبیعت فرو افتد، صفای جانش را با خاشاک هوس تیره و آلوده سازد و این عتاب سازنده را به دل نسپارد‌‌:

که‌ای بلندنظر شاهباز سدره نشین

نشیمن تو، نه این کنج محنت آبادست

ترا زکنگره عرش می‌زنند صفیر

ندانمت که در این دامگه چه افتادست

اما رنج‌آورتر این است که در جامعه انسانی و به ویژه در نظام اسلامی، هرزه‌پویان بداندیش دارای موقعیت و مقام شوند و به همکار، مُراجعه‌کننده و حتی دانشجوی خود، نه به عنوان امانت که همچون طعمه و ابزار بنگرند.

قرآن که کامل‌ترین نسخه وحیانی و آخرین منشور یزدانی است، برای کارگزاران اجتماع دو شرط اساسی قائل است‌‌؛ «توانایی» و «امانتداری». «اِنَّ خَیرَ مَنْ اسْتَأْجْرتَ القوی أمین‌‌؛ بهترین کسی که می‌توانی به او مسئولیت بسپاری امینِ توانمند است.»(قصص‌‌: ۲۶)

روشن است که منظور کلام خدا از توانایی، تنها قدرت جسمی نیست، بلکه مراد کارآمدی علمی و تجربی و قوت بر انجام وظیفه است. مدیر توانا کسی است که حوزه مأموریت خود را به خوبی بشناسد، در برنامه‌ریزی بصیر و چیره باشد و بتواند با شکیبایی و مهارت، همکارانش را به سوی هدفهایی روشن هدایت کند. علاوه بر این شایستگی‌ها که در دانش مدیریت تفصیل آنها را می‌بینیم، قرآن بر ویژگی مهم «امین» بودن نیز تأکید می‌کند.

امین، انسانی خیرخواه و درستکار و پاکدامن است. نمونه‌ای است از حاملان بار امانت الهی که وجودشان سرشار از فروغ ایمان و گرمای امنیت است و به همین‌ رو به دیگران و به ویژه به کسانی که با آن‌ها پیوندی نزدیک دارند، امان و ایمنی می‌دهد.

اگر مدیری که وظیفه دارد با برنامه‌ریزی درست و سازنده و ساماندهی مناسب، افراد مجموعه خود را در مسیر نوآوری و شکوفایی ارتقا دهد و مؤسسه‌اش را به بالاترین میزان بهره‌وری برساند، سر به اطاعت نفس فرو آورد‌‌، اگر معلمی که باید زلال گوارای حکمت را در کام جان شاگردانش بریزد و آن‌ها را به سوی چکاد آزادگی و پارسایی رهنمون کند، تیر مسموم نگاه خود را به آن‌ها بدوزد و فریبکارانه روزنه‌ای برای تصاحب جسمشان بیابد‌‌، اگر درمان‌گری که انتظار می‌رود با کلام و دانش و رفتارش، شفابخش آلام دردمندان آسیب دیده شود، از زخم جسمی و روانی مراجعان خود برای رسیدن به خواسته‌های نفسانی بهره گیرد، فروغ معنویت و شادابی از جامعه دور می‌شود و ابر تیره بدبینی و نومیدی بر فضای زندگی مردم سایه می‌افکند.

مدیران، استادان، پزشکان، روان‌شناسان، وکیلان و همه دارندگان مقام و موقعیت را نمی‌توان با تذکرهای اخلاقی و بدون پشتوانه قانونی، از نادرستی و خیانت بازداشت. این عالمان گستاخ، بهتر از ساده‌دلان کم‌دانش کلام رسای پیامبر والایی‌ها را که فرمود‌‌: «بدترین دشمنان تو نفس سرکشی است که درون تو جای دارد.» بارها خوانده‌اند و حتی آن را تدریس کرده‌اند! اینان خوب بخاطر دارند که سعدی بزرگ فرموده است‌‌:

کند مرد را نفس اماره خوار …اگر هوشمندی عزیزش مدار

اما مگر خداوند نفرموده است که دانش بدون عمل نجات‌بخش و راهگشای انسان هوشمند مختار نیست؟ اضله‌الله علی علم(جاثیه‌‌: ۲۳)

متأسفانه ۳۳ سال پس از استقرار جمهوری اسلامی عده‌ای از مسئولان، گزینش دینی و اخلاقی کارکنان دولتی را جدی نمی‌گیرند و روش‌های علمی و دقیق و منصفانه‌ای برای این کار ندارند. با این حال هیچ‌کس نیست که منکر نظارت دقیق و قانونی عملکرد مدیران و قدرتمندان جامعه باشد.

نخستین مرحله برای نظارت و ارزیابی، وجود قانونی جدی در مورد مزاحمت‌های جنسی است؛ قانونی که همه مصادیق این انحراف رنج‌آور اخلاقی را مشخص کند و با رعایت آبرو و حرمت طرفین دعوا، مانع سوءاستفاده مزاحمان و اغواگران و شایعه‌سازان شود.

هرچه هست اگر این مساله را کوچک بپنداریم و نقاب از چهره گرگانی که در پوستین شبان در کمین دختران و زنان جوان هستند، برنداریم، تولید و بهرهبرداری مادی و اقتصادی کشور رو به کاهش میگذارد و مهمترین رکن سرمایه اجتماعی، یعنی اعتماد، آرام آرام، از فضای جامعه رخت برمیبندد كه چنین مباد!