افکارنیوز: تصور اطرافیان فرد از او که چه شخصیتی و چه ویژگیهایی دارد در بالا بردن اعتماد به نفس مهم است. در این موارد ممکن است که والدین به کودکان خود برچسب و انگ بزنند و یا او را به صورت غیراصولی با افراد دیگری مقایسه کنند. همهی این موارد باعث میشود که فرد احساس خوبی به خود پیدا نکند و با تکرار الفاظی مثل تنبل و دستوپاچلفتی فرد تصور درستی از خود پیدا نکند.

نرسیدن به خودشناسی مثبت و کسب اطلاعات نادرست راجع به خود سبب می‌شود که فرد خودشناسی مثبتی در مورد خود پیدا نکند.

ما هم از این قاعده مستثنا نیستیم. هر چه خودشناسی بیشتر شود اعتماد به نفسمان هم بالاتر می‌رود، اما اگر با دست دادن این احساس به ما که فرد قابلی نیستیم، دید نادرستی به خودمان پیدا کنیم، اعتماد به نفسمان هم پایین می‌آید.

باید افراد را خوشان ببینیم. هر کسی بر اساس توانایی‌های خودش پیش می‌رود و با ظرف خودش سنجیده می‌شود. هرانسانی می‌تواند سیر تحول خود را بهتر ببیند.

تشویق افراد و تقویت این احساس در آنها که تو می‌توانی، اعتماد به نفس را بالا می‌برد. در مقابل، تنبیه افراد، برچسب‌های نادرست و مقایسه‌های غیر منطقی اعتماد به نفس را پایین می‌آورد.

باید از کودکی به بچه‌ها آموزش دهیم و بگذاریم خودشان کارهایشان را انجام دهند. خودکنترلی در خانه و مدرسه و آموزش مهارت‌های مربوط به سن افراد، شکوفایی آنها را در پی خواهد داشت. به این طریق، تصمیم‌گیری و حق انتخاب در افراد بالا می‌رود و فرد به استقلال فکری، روانی و جسمی دست پیدا می‌کند.

کسانی که اعتماد به نفس بالایی دارند در سنین بالاتر و در سطوح متفاوت و به نحوه‌های گوناگون تصمیمات درستی می‌گیرند و احساس رضایت بالاتری دارند. برعکس، کسانی که اعتماد به نفس پایینی دارند با این تصور که دیگران بهتر از من این کار را انجام می‌دهند قدرت تصمیم‌گیری نخواهند داشت. این قدرت تصمیم‌گیری می‌تواند بعدها در انتخاب همسر، دوست، شغل و تصمیمات اداری برای فرد ضعف‌هایی به دنبال داشته باشد و این افراد نسبت به سایرین شکستنی‌تر شوند و به خودباوری بهتری در مورد خود دست پیدا نکنند.

ریشه‌های اعتماد به نفس در افراد مربوط به سنین پایه می‌شود. سطوح پایه شامل تولد تا شش‌سالگی فرد است، سنین حساسی که رشد انسان‌ها طی آن شکل‌ می‌گیرد. دیده‌ایم کودکانی را که در چهار - پنج‌سالگی روی پای خود می‌ایستند و از نوعی رهبری و هدایتگری در میان همسالان خود برخوردارند. این افراد در سنین بالاتر هم ارتباط بهتری با دیگران می‌گیرند و شادترند، به این دلیل که بسیاری از مسائل برایشان حل شده است. آنها در تصمیم‌گیری‌هایشان احساس گناه نمی‌کنند، به این دلیل که در تمام مدت بر پایه‌ی قابلیت‌های خود کار می‌کنند و مسئولیت شکست‌های خود را می‌پذیرند. این افراد در موارد مختلف از قدرت «نه گفتن» هم برخوردارند.

یکی از نشانه‌های افراد با اعتماد به نفس بالا این است که مثبت فکر می‌کنند و افراد شادتری هستند و زندگی‌شان را به راحتی پیش می‌برند.

اما به افرادی که اعتماد به نفس پایینی دارند چگونه می‌توان کمک کرد؟ اگر کسی را در کودکی در معرض زبان مادری قرار ندهیم، نمی‌توانیم بگوییم که این زبان را یاد نخواهد گرفت. یاد می‌گیرد، اما نه به سرعت و مهارت کسی که در معرض این زبان بوده. پس راه‌هایی برای رسیدن به اعتماد به نفس وجود دارد، ولی نیاز به کمی تلاش و جدیت دارد.

پیشنهاد می‌کنم که افراد روی خودشناسی خود کار کنند. این افراد باید از نظر روانی آماده‌ی آموزش‌هایی در مورد قابلیت‌های خود باشند. خود را برای خود معنا کنند و بیاموزند که با این یادگیری‌ها قدرت تصمیم‌گیری‌شان بالا می‌رود و احساس مسئولیت بیشتری به آنها دست می‌دهد، چرا که اعتماد به نفس بالا احساس مسئولیت را هم بالا می‌برد و در هر موردی که فرد مسئولیت کاری را پیدا می‌کند، خوب و بد آن را تشخیص می‌دهد و اگر فکر کند که راه خطا رفته برمی‌گردد.

با احساس مسئولیت، فرد تعهد بیشتری به کارهای خود و اطرافیانش پیدا می‌کند و عواقب کارهای خود را به عهده می‌گیرد و در بسیاری از این کارها موفق‌تر عمل خواهد کرد.

طبیعتا کسانی که احساس مسئولیت کمتری دارند اعتماد به نفس پایین‌تری هم دارند. بسیاری از کارها را نمی پذیرند و مسئولیت‌هایشان را به درستی انجام نمی‌دهند و فکر می‌کنند به این دلیل که کاری را نمی‌توانند خوب انجام دهند، افراد قابلی نیستند.

باید تکالیف خود را بشناسیم و کاری را که نمی‌توانیم انجام بدهیم بهتر یاد بگیریم. در این صورت است که از زیر کارها شانه خالی نخواهیم کرد و می‌دانیم تا کجای کار درست پیش رفته‌ایم.

منبع: ماهنامه سپیده دانایی