به گزارشافکارنیوز،حس خوب پدر شدن به سن بستگی ندارد، ۲۰ ساله باشید یا ۳۰ ساله فرقی نمی کند.

این روزها که خیلی از افراد در تب و تاب خرید کادوی روز پدر هستند، مردانی هم هستند که برای اولین بار حس خوب پدر شدن را درک می کنند. احساسی که آن قدر شیرین است که به تحمل همه مسئولیت ها و سختی هایش می ارزد. حس خوب پدر شدن به سن بستگی ندارد، ۲۰ ساله باشید یا ۳۰ ساله فرقی نمی کند. این را در چهره پدرها، زمانی که برای اولین بار فرزندشان را به آغوش می کشند، به وضوح می توان دید. پدرانی که در بیمارستان ها، آمدن شان همیشه با یک جعبه شیرینی همراه است.

در این گزارش به زایشگاه چند بیمارستان سر زدیم و با پدرهایی که هنوز چند ساعتی از اولین دیدارشان با فرزندشان نگذشته بود، گفت وگو کردیم.

همین امروز می روم و دست پدرم را می بوسم


رضا کریمی برای اولین بار است که صاحب فرزند می شود، او درباره احساسش در این لحظات می گوید: قبل از به دنیا آمدن پسرم استرس زیادی را تحمل کردم ولی پدر شدن خیلی عالی است و من الان از خوشحالی در پوست خودم نمی گنجم!

کریمی که یک مغازه قصابی دارد، از نگرانی هایش درباره فرزندش هم می گوید: مسئولیت پدری بسیار سنگین است و امیدوارم بتوانم فرزندم را طوری تربیت کنم که بتواند با وجود سختی های زندگی، به موفقیت های بزرگی دست یابد.

کریمی که معتقد است مردها تازه بعد از پدر شدن زحمات پدر خودشان را بهتر درک می کنند، می گوید: همین امروز می روم و دست پدرم را می بوسم و از او بابت همه زحمت هایش، تشکر می کنم.

تلاش می کنم بیشتر قدردان زحمت های پدرم باشم


سعید شاهرخی که خنده از روی لب هایش محو نمی شود، برای اولین بار صاحب یک فرزند دختر شده است.

شاهرخی با این که قبلا حس پدر شدن را تجربه کرده، می گوید: این که پدر یک دختر شده ام، برای من یک حس جدید و غیرقابل توصیف است.

او درباره اهمیت پدر و سختی هایش هم می گوید: پدر بودن مسئولیت سنگینی دارد ولی این طور نیست که نتوانم از پس آن برآیم.

شاهرخی درباره پدر خودش هم می گوید: تلاش من همیشه این بوده است تا جایی که امکان دارد پدرم را درک کنم و قدردان کمک ها و زحمت هایش برای موفقیت و سربلندی خودم باشم.

بیشتر به دیدار پدرم خواهم رفت


علی راستگو نام پسرش را به دلیل نزدیک بودن ایام ولادت امام علی(ع)، علیرضا گذاشته است. او حس پدر شدن را بسیار دوست داشتنی می داند و می گوید: روزهای قبل از تولد فرزندم، همه فکرم معطوف به این بود که بتوانم برای آینده اش امکانات مناسبی فراهم کنم. امکاناتی که بتواند پسرم را به جایی برساند که برای جامعه مفید باشد.

او با اشاره به شرایط این روزهای جامعه ادامه می دهد: امیدوارم بتوانم برای تربیت پسرم طوری تلاش کنم که به رشد فکری و عقلی مناسب او منجر شود.

راستگو درباره روز پدر هم گفت: همین دیشب پدرم درباره روزهای قبل از تولد خودم با من صحبت می کرد و جالب بود که شرایط روحی این روزهای من، شبیه آن روزهای پدرم بود. با این حال احساس می کنم که باید بیشتر به پدرم سر بزنم و قدر او را بدانم.

دوست دارم پدرم را همیشه شاد کنم


بهزاد زنگنه کارمند است و مشغول کارهایش بوده که به او خبر تولد اولین فرزندش را می دهند تا خودش را به بیمارستان برساند.

زنگنه درباره چگونگی آمدنش به بیمارستان می گوید: آن قدر شوق و ذوق داشتم که با خودروی شخصی و در چشم برهم زدنی خودم را به این جا رساندم. فقط امیدوارم دوربین های راهنمایی رانندگی تخلفات مرا ثبت نکرده باشند!

او با دیدن اولین فرزندش که دختر است، اشک شوق در چشمانش حلقه می زند و ادامه می دهد: برای به دنیا آمدن فرزندم لحظه شماری می کردم و الان هم از خدا بسیار ممنونم که من را لایق پدر شدن دانسته است.

زنگنه درباره مسئولیت پدر شدن هم می گوید: به لطف خدا مشکل مالی در زندگی نداریم و فقط مسئولیت تربیتش می ماند که آن هم بیشتر با مادرش است. همسرم برای تربیت دخترمان بر اساس آموزه های دینی برنامه ریزی کاملی کرده است. البته لقمه حلال هم بسیار مهم است که من حواسم به آن هست و خواهد بود.

زنگنه درباره روز پدر هم مي گويد: براي من همه روزها، روز پدر است و تلاش مي کنم هميشه پدرم را شاد کنم.