پیچوندن یعنی اینکه؛ در هر کجا و هر سن و سالی که باشیم، وقتی شخصی از ما کاری را طلب کند و ما بخواهیم آن کار را انجام ندهیم روشی را پیاده کرده، تا شخصی که کاری را از ما طلب کرده، از انجام شدن کار توسط ما نا امید شده و خود کار را انجام دهد و یا به دیگری بسپارد.

خیلی از ماها در پیچوندن دیگران در حد یک استاد تجربه داشته و راههای مختلفی را تا کنون پیاده کرده ایم، که خیلی از آنها جواب هم داده است.

بیشترین زمان استفاده از این کار، در دوران نوجوانی و جوانی می باشد، که بچه ها برای رسیدن به مقاصد خود و فرار از مسئولیتهایی که پدر و مادر بر عهده آنها می گزارند، معمولا سعی در پیچوندن آنها را دارند، به همین دلیل اگر کسی اندکی فکر کند، میتواند به یاد آورد زمانی را که این کار را انجام میداده، و حتی هم اکنون هم در قبال خانواده و هم کاران نیز از این روش استفاده می کند.

حال که ما در پیچوندن دیگران استعداد داشته و بارها و بارها این کار را انجام داده ایم. از نخریدن نان تا پیچوندن مدرسه و همکار گرفته تا فرار از برخی مسایل مذهبی و … بیاییم این روشها و مدلهای پیچوندن را بررسی کرده و ببینیم از کدام روش میشود، شیطان و نفس اماره را پیچوند، به عبارت دیگر اگر از هر کدام از ما بخواهند، روشهایی را که برای پیچوندن دیگران استفاده میکردیم را بنویسیم، شاید انبوهی از روشها به دست بیاید حالا که روشهایی برای پیچوندن دیگران وجود دارد، پس چرا این روشها را برای پیچوندن و گوش ندادن به حرف شیطان استفاده نکنیم؟

چند روش پیچوندن که می شود بر شیطان نیز پیاده کرد.

گفتن باشد بعداٌ

اینکه وقتی از فردی کاری خواسته می شود، بگوید: الان کار دارم و باشد بعداٌ؛ مثلا و قتی مادری به پسر خود میگوید که برای خرید نان برود و آن پسر قصد پیچوندن مادر خود را داشته باشد، به مادرش میگوید: " باشه بعدا " و با تکرار این حرف مادر از خرید نان توسط این پسر نا امید شده و کار را به دیگری سپرده و یا خود انجام میدهد.

در برابر وسوسه های مداوم شیطان میتوان از این روش استفاده کرد، به این بیان که وقتی از ما میخواهد گناهی را مرتکب شویم به او بگوییم: باشد بعدا، برای مثال؛ وقتی از ما میخواهد که فلان فیلم را که مناسب ما نیست، ببینیم و ما را وسوسه میکند، با " باشه بعدا " دیدن این فیلم را به زمانی دیگر مؤکول کنیم و بلا فاصله حرف شیطان را گوش ندهیم، و در زمان دیگر نیز باز به زمان دیگر تا کاملا از ذهن ما بیرون رود.


حواله دادن به دیگران

اینکه وقتی کاری را از شخصی می خواهیم که انجام دهد او بگوید چرا من به فلانی بگو که انجام دهد.

مانند وقتی که پدری از فرزند خود بخواهد تا برایش روزنامه ای تهیه کند و این فرزند برای فرار از انجام این کار به پدر جواب دهد که چرا من چرا دیگری را برای انجام این کار نمی فرستد.

در مورد کارهایی که، به انجام آن از طرف شیطان وسوسه میشویم هم، می توانیم بگوییم؛ این کار برای من خیلی افت داره، بهتر است به فلانی که اهل این کاراست بگی، برای مثال؛ وقتی شیطان جوانی را وسوسه میکند به فروش فیلم های ناپسند و یا مواد مخدر یا … میتونه به شیطان درون و برون خود کس دیگه ای را معرفی کند، که به این کارها آلوده شده و بگوید که این کار از من بر نمیآید.


الان الان گفتن بدون حرکتی


گاهی وقتی به ما کاری گفته میشود، ما نه نمیگیم، به بعد هم حواله نمیدهیم، بلکه با الان انجام میدم، و انجام ندادن کار، حوصله کسی را که از ما کار را خواسته سر میبریم، تا جایی که طرف منصرف بشود، همین کار را می شود در مقابل برخی از وسوسه های شیطان پیاده کرد، مثلا؛ وقتی از ما می خواهد که دروغی و یا غیبتی را مرتکب شویم، با الان الان گفتن و انجام ندادن بلا فاصله کار، میشود از انجام اصل کار فرار کرد.


خود را به نشنیدن زدن

بعضیها برای فرار از انجام کاری خود را به نشنیدن میزنند و یا یک گوششان در و گوش دیگرشان دروازه است. در مقابل بعضی از وسوسه های شیطان هم میشود این کار را انجام داد، برای مثال؛ وقتی متوجه خانم بد حجابی شدیم و شیطان ما را به تماشای آن تشویق کرد، خود را به نشنیدن زده و کار خودمان را ادامه دهیم. و یا وقتی میخواهد ما با شنیدن سخن دیگران، به هر شکل که باشد، اختلاف درست کنیم، یا به کسی بد بین شویم، در قبال آن حرف خود را به نشنیدن بزنیم.


برای خود کار تراشیدن و مشغول شدن به کاری

- شخصی به دوست خود گفت: وقتی که شیطان تو را وسوسه میکند برای انجام گناهی، تو چه میکنی و چگونه از دام شیطان فرار میکنی؟

- دومی گفت: واقعا میخواهی بدانی.

- اولی گفت: خوب بله.

- دومی گفت: بایست تا برایت بگویم.

- اولی بلند شد و ایستاد تا جواب دوستش را بشنود.

- دومی کتابی برداشته و مشغول مطالعه شد.

- اولی که ایستاده بود، گفت: چی شد چرا جواب نمیدی؟

- اما دومی همچنان مشغول مطالعه بود و به او توجهی نمیکرد.

- اولی که حوصله اش سر رفته بود با عصبانیت می نشیند و میگوید: من را سر کار گذاشتی؟

- دومی بلا فاصله میگوید: نه همین کار را با شیطان میکنم، یعنی وقتی مرا وسوسه کند به انجام گناهی، خودم را مشغول به کاری میکنم تا حوصله اش سر رفته و دست از سرم بر دارد.



تبیان