به گزارش افکارنیوز،

از قدیم گفته‌اند عمر آدم که به دنیا باشد در بدترین شرایط هم زنده خواهد ماند و زمانی هم که اجل فرا برسد، مرگ کوچک و بزرگ و شب و روز نمی‌شناسد.

این حکایت اتفاق عجیبی است که بیشتر در داستان‌ها شنیده‌ایم، حکایت پیرزنی در یکی از روستا‌های کوچک اصفهان که صبح امروز همه تصور کردند اجلش فرارسیده، اما عمرش به دنیا بود.

شم گلی امروز در گفتگو با خبرنگار فارس در اردستان اظهار کرد: بامداد روز سه‌شنبه ۴ دی ماه از یکی از روستا‌های دهستان سفلا زواره تماسی مبنی بر فوت یک خانم مسن داشتیم.

مسؤول غسالخانه زواره عنوان کرد: پس از اعزام آمبولانس معراج از غسالخه به روستای «گلشکنان» و حمل جسد به سمت زواره به همراه فرزندانشان به سمت زواره حرکت کردیم.

وی افزود: به فاصله ۲ کیلومتر زواره با صدای آه و ناله شخصی که به‌عنوان جسد در آمبولانس بود مواجه شدیم و بعد از توقف آمبولانس شاهد به هوش آمدن خانم مسن بودیم.

گلی در پایان خاطرنشان کرد: پس از اقدامات اولیه علایم حیاتی شخص بازگشت و در حال حاضر شرایط مساعدی دارد.

به گزارش فارس، گلشکنان روستایی از توابع بخش زواره شهرستان اردستان است؛ این روستا در دهستان سفلی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۶۵ نفر (۳۴ خانوار) بوده است.