به گزارش افکارنیوز،

آخرین روز‌های تیر امسال، ماموران پلیس تهران با توجه به افزایش پرونده‌های سرقت گوشی موبایل در شرق تهران تیم ویژه‌ای را برای دستگیری دزدان تشکیل دادند.

اخبار اجتماعی-ماموران در این مرحله پی بردند که دو پسر جوان سوار بر موتور باکسر و در حالی که پلاکش را مخدوش کرده بودند با نزدیک شدن به طعمه‌هایشان در یک چشم به هم زدن اقدام به گوشی قاپی می‌کنند.

تیم پلیسی با توجه به شناسایی محل‌هایی که دزدان برای سرقت حضور پیدا می‌کنند به صورت نامحسوس شروع به گشت زنی کردند تا این که روز شنبه ۵ مرداد دو پسر جوان برای سرقت پای درمحل گذاشتند و وقتی برای سرقت به سمت طعمه‌شان رفتند، تیم پلیسی وارد عمل شد و متهمان را سوار بر موتور دستگیر کردند.

گفتگو با ۲ دزد تازه کار

محمد و رضا دو بچه محلی هستند که به گفته خودشان از روی بی پولی تصمیم به گوشی قاپی گرفته و در آخرین روز سرقت‌شان از سوی ماموران دستگیر شده اند.

رضا ۲۰ ساله که دو مدرک دیپلم آرایشگری دارد، ادعا می‌کند قصد داشته است راه صد ساله را با سرقت، یک شبه طی کند.

سابقه داری؟
نه، اولین بار است که دستگیر شدم.

به چه جرمی دستگیر شدی؟
گوشی قاپی.

طعمه هایتان را چطور شناسایی می‌کردی؟
من راننده بودم و در خیابان پرسه می‌زدیم و وقتی می‌دیدیم یک نفر گوشی موبایل دستش یا درحال صحبت کردن است، با سرعت به سمتش می‌رفتیم و محمد گوشی را از دستشان می‌قاپید.

چرا دزدی کردی؟
نیاز به پول داشتم، ۸۰۰ هزار تومان نیز بدهکار بودم.

شغل؟
دو مدرک دیپلم آرایشگری دارم، اما کار نبود، حتی شش ماه در یک آرایشگاه کار کردم، اما خرج خودم را هم به دست نیاوردم.

خوب اول هر کاری در آمدش کم است، اما بعد از آن شرایط بهتر می‌شود؟‌
می‌خواستم راه ۱۰۰ ساله را در یک شب بگذرونم.

با چه موتوری دزدی می‌کردی؟
موتور باکسر که پلاکش را مخدوش کرده بودیم.

فکر می‌کردی دستگیر شوی؟
بله.

پس چرا دزدی؟
ناچار بودم و هیچ راه دیگری به ذهنم نمی‌رسید.

چه مدت است دزدی می‌کنی؟
یک ماه.

چند گوشی موبایل سرقت کردی؟
۴۰ گوشی سرقت کردیم.

هر گوشی را به چه قیمت می‌فروختی؟
بین ۴۰۰ تا ۶۰۰ هزار تومان که در این مدت پنج میلیون تومان پول به دست آوردم.

یعنی بعد از پرداخت بدهکاری دوباره دزدی کردی؟
ابتدا دزدی کردم و بعد بدهکار شدم که راستش را بخواهید طمع کردم.

آزاد شوی دوباره سرقت می‌کنی؟
نه، من حتی روز آخری که برای دزدی رفتم قرار بود دیگر دزدی نکنم که دستگیر شدم.

حرف آخر؟
هرکسی در زندگی اش اشتباه می‌کند و من هم این اشتباه را انجام دادم و دیگر دزدی نخواهم کرد.

محمد سارق ۱۷ ساله‌ای است که ادعا می‌کند وقتی دید که دوستانش با سرقت پول خوبی به دست آوردند وسوسه شده و شروع به دزدی کرده است.

تحصیلات؟
سیکل.

چرا دزدی؟
بی پولی، دیدم بچه محل هایمان که دزدی می‌کنند پول خوبی به دست می‌آورند به همین دلیل وسوسه شدم و تصمیم به سرقت گرفتم.

با رضا چطور آشنا شدی؟
دو سال است که با هم دوست و بچه محل هستیم.

پیشنهاد دزدی را چه کسی داد؟
با هم بودیم که تصمیم به سرقت گرفتیم.

گوشی‌ها را کجا می‌فروختی؟
در منطقه مولوی نیم ساعت می‌ایستادیم و مالخر پیدا می‌کردیم.

فکر می‌کردی دستگیر شوی؟
بله، احتمالش زیاد بود، ولی دیگر به چیزی فکر نمی‌کردیم.

حرف آخر؟
هیچ کسی دزدی نکند، چون ارزش ندارد.