به گزارش افکارنیوز،

سال تحصیلی جدید در حالی از امروز آغاز می شود که دردهای آموزش و پرورش   ما خیلی کهنه و گاه تلخ است.درد هایی که اکنون بی اعتمادی به این نظام آموزشی نیز به آن افزوده شده است  .بررسی آمار نفرات برتر کنکور 98 زیر ذره بین رسانه ها و کارشناسان، باری دیگر از یک بیماری مزمن در نظام آموزش و پرورش کشور حکایت کرد که البته خود دلیلی بود عیان و روشن بر بسیاری از آسیب  ها و نقص هایی که همواره درباره سیستم آموزشی کشور ذکر آن می رود. نتایج این بررسی ها حاکی از این بود که در میان 40 نفر برتر کنکور سراسری، 66 درصدشان در مدارس غیردولتی و 33 درصد نیز در مدارس سمپاد تحصیل کرده اند. همچنین بیش از 90 درصد نفرات برتر در شهرستان ها نیز از مدارس سمپاد بوده اند.

اگرچه توانمندی های ذهنی و استعدادهای ویژه نفرات برتر کنکور را نمی توان در موفقیت شان نادیده گرفت اما غیبت دانش آموزان مدارس دولتی در شمار برترین های کنکور، خود حکایت زخم های ناعدالتی آموزشی است که بر پیکره حجیم نظام آموزشی کشور نشسته است. این که اساسا این موضوع چرا دارای اهمیت است و چرا به عنوان یک «دغدغه جدی» باید به آن پرداخت از چند جهت قابل تامل است:

1 – نگرانی و شاید ناامیدی در میان 90 درصد اولیا

بنابر آماری که چندی قبل معاون وزیر آموزش و پرورش اعلام کرده است هم اکنون 11 درصد دانش آموزان در مدارس غیر دولتی در حال تحصیل هستند که این عدد، از جمعیت حدود 85 تا 90 درصدی مدارس دولتی حکایت می کند.

حال من و شما که احتمالا فرزندانمان در مدارس دولتی تحصیل می کنند وقتی با چنین خبری مواجه می شویم که دانش آموزان این مدارس جایی در میان نفرات برتر کنکور نداشته اند آیا ناخودآگاه نوعی نگرانی و ناامیدی از مدرسه ای که فرزندمان در آن تحصیل می کند به سراغمان نمی آید؟ آیا این دغدغه ذهنمان را اذیت نمی کند که پس قطعا فرزند ما جزو نفرات برتر کنکور نخواهد بود؟

جدای از این دغدغه ذهنی، به هر روی والدین خود بر بسیاری از کمبودها و چالش های این مدارس ناظرند و به سادگی می توانند تفاوت های فاحش آموزشی میان این مدارس و مدارس  غیردولتی را مقایسه کنند.

هیچ گاه این جمله یک مدیر دبستان را از یاد نمی برم که می گفت «من و همکارانم همین که بتوانیم این 600 دانش آموز مدرسه را ظهرها سالم به خانه هایشان برگردانیم باید خدایمان را شکر کنیم.» طبیعی است از چنین آموزشگاهی که ذهنیت مدیر این گونه و احتمالا کلاس هایش نیز با تراکم جمعیت مواجه است، هیچ گاه نمی توان وضعیت مطلوب و حتی نیمه مطلوب آموزشی را انتظار داشت.

2 – باز همان ماجرای مافیای کنکور

تحلیل آماری نتایج کنکور امسال از وضعیتی حکایت دارد که ناخودآگاه این ذهنیت تقویت می شود که کنکور و رشته های بهتر، نه به طور مطلق اما به پولدارها بیشتر روی خوش نشان می دهد. وقتی یک خانواده با شرایط مالی بهتر امکان پرداخت شهریه در مدارس ویژه و امکانات آموزشی موسسات کنکوری را داراست طبیعی است که در جایگاه بهتری برای کسب صندلی  های با کیفیت دانشگاه ها قرار دارد. در کنار این داستان، موسسات کنکور که در سال های اخیر از آن ها به عنوان «مافیای کنکور» یاد می شود با ایجاد این ذهنیت در دانش آموزان که «بدون ما موفق نمی شوید»، سیستم آموزشی و تربیت علمی را به آن سو برده اند که برنده اول ماجرا «جیب» آن هاست. در این میان باوجود منازعات فراوان و اعتراضات علیه آن ها، اما این مافیا همچنان می تازد و به نظر رقیبی نیز ندارد.

3 – قصه تلخ نابرابری آموزشی  

هم اکنون 11 درصد دانش آموزان با جمعیتی بین یک میلیون و 300 تا 500 هزار دانش آموز در مدارس غیردولتی تحصیل می کنند و اگرچه در برنامه ششم توسعه پیش بینی شده است این رقم به 15 درصد افزایش یابد اما به نظر به همین میزان نیز بر نابرابری آموزشی دامن خواهد زد. برای نمونه جذب معلمان و کارشناسان آموزشی توانمند و با انگیزه به دلیل تامین شرایط مالی بهتر برای آن ها از جمله دلایلی به شمار می آید که سیستم آموزشی کنونی را در وضعیت توزیع معنادار رتبه های برتر کنکور قرار داده است. در مقابل این فضای مطلوب آموزشی، با نگاهی به مدارس و سیستم های آموزشی شهرستان های دور از مرکز در استان های محروم ، به سادگی می توان چهره نامهربان نابرابری آموزشی را مشاهده کرد. اگرچه در چند وقت اخیر، آموزش و پرورش از طرحی با عنوان «شهاب» یاد می کند که براساس آن قرار است به شناسایی استعدادها و سرمایه گذاری بر آن ها بپردازد اما بعید به نظر می رسد در این روزگار روزمرگی آموزش و پرورش، اجرای چنین طرح هایی به حداقل توفیقات نایل شود.

4 –به سند تحول بنیادین آموزش و پرورش رجوع کنیم

با همه این تفاسیر و البته بسیاری دیگر از مواردی که در  این مجال اندک نمی توان به آن اشاره کرد، تنها راه پیش روی جلوگیری از گسترش آسیب های موجود در سیستم آموزش و پرورش کشور، به کارگیری و اجرای سند تحول بنیادین آموزش و پرورش است که طی سال های اخیر با وجود تاکید بر آن اما همچنان در ریل اجرایی قرار نگرفته است. این سند در نقطه مقابل آسیب نابرابری آموزشی، فارغ از نوع مدرسه و طبقه اجتماعی افراد، «طراحی و استقرار نظام جامع هدایت تحصیلی و استعدادیابی دانش آموزان بر اساس نیازهای کشور» را پیش بینی کرده است که قطعا اجرای دقیق و درست آن علاوه بر ایجاد عدالت آموزشی، تنها مسیر برون رفت از وضعیت آشفته فعلی به شمار می آید.

امروز  بیش از هر زمانی با توجه به شرایط اقتصادی نیازمندیم  تا برای اغلب   خانواده هایی که توان فرستادن فرزندان خود به  جایی جز مدارس دولتی را  ندارند  با کیفیت بخشی بستر های اعتماد  وامید به نظام آموزشی را فراهم آوریم.

سید صادق غفوریان