قیمت جهانی طلا در معاملات روز چهارشنبه از کف یکهفتهای خود در محدوده ۴ هزار و ۳۵۰ دلار فاصله گرفت؛ با این حال، این بازگشت بیش از آنکه نشانه آغاز یک روند صعودی تازه باشد، به اصلاح موقت قیمت پس از فشار فروش روزهای گذشته شباهت دارد.
تشدید درگیریها در خاورمیانه همچنان از تقاضای احتیاطی برای طلا حمایت میکند، اما همزمان پیامدهای اقتصادی همین بحران، بهویژه رشد قیمت نفت و افزایش تورم، چشمانداز کوتاهمدت فلز زرد را تیره نگه داشته است.
در چنین شرایطی، بازار طلا با یک تناقض جدی روبهرو شده است؛ جنگ از یک سو سرمایهها را به سمت پناهگاههای امن هدایت میکند و از سوی دیگر، با گران کردن انرژی و تشدید تورم، احتمال افزایش نرخ بهره را بالا میبرد. عامل دوم فعلا دست بالاتر را دارد و اجازه نمیدهد تقاضای امن، قیمت طلا را به شکل پایداری افزایش دهد.
طلا در دام نفت گران
دامنه درگیریهای خاورمیانه در روزهای اخیر گستردهتر شده است. حمله حوثیهای یمن به تاسیسات انرژی در شهرهای جنوبی عربستان، حملات آمریکا به شناورهای ایرانی و هدف قرار گرفتن تجهیزات و پایگاههای آمریکایی توسط ایران، نگرانی درباره امنیت عرضه انرژی در منطقه را افزایش داده است.
همین اتفاق قیمت نفت برنت را به مرز ۱۰۰ دلار در هر بشکه رسانده و نفت خام وستتگزاس اینترمدیت را نیز تا محدوده ۹۴ دلار بالا برده است. بازار اکنون بخشی از احتمال اختلال در عرضه نفت، آسیبدیدن زیرساختهای انرژی و ایجاد مشکل در مسیرهای حیاتی حملونقل، بهویژه تنگه هرمز، را در قیمتها لحاظ میکند. رویترز نیز گزارش داده است که ادامه حملات، نگرانیها درباره پایداری عرضه نفت خاورمیانه را تشدید کرده است.
نفت گران برای طلا در این مقطع یک خبر منفی محسوب میشود. افزایش هزینه انرژی میتواند بار دیگر فشارهای تورمی را در اقتصاد آمریکا و دیگر اقتصادهای بزرگ تقویت کند. اگر تورم بالا بماند، بانکهای مرکزی فضای چندانی برای کاهش نرخ بهره نخواهند داشت و حتی ممکن است به افزایش دوباره آن فکر کنند.
طلا سود دورهای پرداخت نمیکند و معمولا زمانی جذابتر میشود که نرخهای بهره و بازده اوراق قرضه کاهش پیدا کنند. بنابراین هرچه انتظار برای بالا ماندن هزینه پول تقویت شود، نگهداری طلا در مقایسه با اوراق سودده، جذابیت کمتری خواهد داشت.
چشم بازار به جلسه فدرال رزرو
گزارش اشتغال قدرتمند آمریکا نیز فشار بر طلا را بیشتر کرده است. رشد فراتر از انتظار اشتغال، نگرانیها درباره ضعف بازار کار را کاهش داده و به فدرال رزرو اجازه داده است تمرکز خود را بر مهار تورم حفظ کند.
بر اساس دادههای ابزار «فدواچ» بورس کالای شیکاگو، احتمال افزایش ۲۵ واحد پایهای نرخ بهره در نشست ۱۵ و ۱۶ سپتامبر فدرال رزرو به حدود ۶۰ درصد رسیده است. اکنون انتشار شاخص قیمت تولیدکننده در روز پنجشنبه و شاخص قیمت مصرفکننده در روز جمعه میتواند مسیر انتظارات بازار را روشنتر کند.
اگر دادههای تورمی بالاتر از پیشبینیها منتشر شوند، احتمال افزایش نرخ بهره بیشتر خواهد شد و طلا ممکن است موج دیگری از فشار فروش را تجربه کند. در مقابل، کاهش تورم میتواند بخشی از نگرانیها را آرام کرده و فرصتی برای ترمیم قیمت فلز زرد فراهم کند.
تضعیف شاخص دلار تا محدوده ۹۸ نیز فعلا به کمک طلا آمده است. رشد ارزش ین ژاپن و افزایش انتظار برای بالا رفتن نرخ بهره بانک مرکزی این کشور، شاخص دلار را به پایینترین سطح خود در حدود دو هفته اخیر رسانده است. با وجود این، کاهش ارزش دلار هنوز برای تغییر جهت بازار طلا کافی نبوده؛ زیرا معاملهگران بیش از هر چیز نگران نفت گران، تورم و سیاست انقباضی فدرال رزرو هستند.
بازگشت طلا چقدر دوام میآورد؟
از منظر تکنیکال، محدوده ۴ هزار و ۳۵۰ دلار مهمترین حمایت کوتاهمدت طلا محسوب میشود. این سطح در مجاورت میانگین متحرک ساده ۱۰۰روزه قرار دارد و شکسته شدن قطعی آن میتواند الگوی نزولی «سر و شانه» را تایید کند.
در صورت تثبیت قیمت زیر ۴ هزار و ۳۵۰ دلار، میانگین متحرک ۵۰روزه در محدوده ۴ هزار و ۲۵۵ دلار نخستین مقصد احتمالی فروشندگان خواهد بود. حمایتهای بعدی نیز در سطح ۴ هزار و ۱۵۰ دلار و سپس مرز روانی ۴ هزار دلار قرار دارند.
در سمت مقابل، طلا برای تغییر چشمانداز کوتاهمدت خود باید ابتدا فشار فروش در محدودههای بالاتر را پشت سر بگذارد. میانگین متحرک ۲۰۰روزه در حوالی ۴ هزار و ۵۳۷ دلار نخستین مقاومت مهم بازار است و سطح ۴ هزار و ۷۰۰ دلار نیز سد جدی بعدی محسوب میشود. تنها عبور پایدار از این محدودهها میتواند قدرت خریداران را تایید کند.
در مجموع، افزایش تنشهای خاورمیانه ممکن است به شکل مقطعی از قیمت طلا حمایت کند، اما تا زمانی که نفت گران، تورم و احتمال افزایش نرخ بهره بر معاملات سایه انداختهاند، بازگشتهای قیمت شکننده خواهند بود. به همین دلیل، تحلیلگران فعلا صعودهای محدود طلا را بیشتر فرصتی برای فروش میدانند تا نشانهای از آغاز یک موج افزایشی پایدار.