به گزارشافکارخبر، شرکت ذوب آهن اصفهان همواره به عنوان یکی از شرکت‌های حاضر در بازار سرمایه مورد توجه سهامداران و سرمایه‌گذاران بوده است. نگاهی به چشم انداز صنعت فولاد و بررسی آخرین رخدادهای بنیادی این شرکت بهانه‌ای بود برای یک گفت‌وگوی صریح و دوستانه با اردشیر سعد محمدی مدیر عامل شرکت ذوب آهن اصفهان. افشای برخی واقعیت ها در صنعت فولاد و معدن کشور و آنچه که در دنیای امروز می گذرد از نکات جالب توجه این نشست به ویژه برای تحلیلگران فنی و کارشناسان اقتصادی است.


شما همیشه در چارچوب و منطق صحبت می کنید. رفتار سهامدار عمده همواره مورد انتقاد عموم سرمایه گذاران بوده و هست. سال ۹۲ قیمت هر سهم ذوب آهن اصفهان ۴۰۰ تومان بود و شرکت از تولید ریل صحبت می‌کرد اما اکنون قیمت سهم از نصف هم کمتر شده است. تحلیل شما از شرایط کنونی ذوب آهن و اینکه چرا در شرایط فعلی سهام این شرکت در فرابورس جذاب نیست، چیست؟

سعدمحمدی: اولاً تنها محصولی که طی دو سال گذشته کاهش تولید داشته فولاد بوده است. شما اگر این موضوع را تحلیل کنید، می بینید که طی همین دوره افزایش ۳۰ درصدی قیمت خودرو را شاهد بوده‌اید. روزی که من وارد ذوب آهن شدم قیمت هر کیلو میلگرد ۲۱۰۰ تومان بود اما امروز با دشواری به قیمت ۱۲۶۰ تومان فروخته می شود. از شما می پرسم. چند درصد قیمت‌ها کاهش داشته است؟ کاهشی حدود ۴۰ درصد.

دستمزد هم در این دو سال مجموعاً ۲۵ درصد با افزایش مواجه شده است. از طرفی باید دانست که شرکت خصوصی شده و با پیاده سازی طرح واحد طبقه بندی با افزایش کمی هزینه‌ها مواجه شده است. حامل های انرژی در این دو سال با افزایش روبرو بوده است. مواد اولیه هم همینطور. یعنی همه آیتم های هزینه ای شما در طول این دو سال افزایش یافته که خارج از اراده شرکت بوده و آیتمی که درآمد شرکت را تشکیل می دهد کاهش داشته است.

شما بهتر از من می دانید که فاصله بین درآمد و هزینه می شود سود بنابراین به لحاظ علمی باید قابل پاسخ باشد.

مارجین(حاشیه سود) عملیاتی شرکت الان نسبت به فروش چند درصد است؟

اگر اندکی صبر کنید توضیح می دهم.

ذوب آهن اصفهان حدود ۵۰ سال قبل تاسیس و راه اندازی شده است. تنها تولید کننده فولاد به روش کوره بلند در ایران ذوب آهن اصفهان است. در دنیا روش تولید فولاد یا به روش احیاء مستقیم است یا کوره بلند. فولاد ارفع یزد، هرمزگان، مبارکه، خوزستان و خراسان همگی به روش احیاء مستقیم تولید می کنند. در دنیا از یک میلیارد و ۶۲۰ میلیون تن تولید فولاد حدود ۷۰ درصد از روش کوره بلند استفاده می کنند درست بر عکس ایران. فقط ۲۵ درصد تولید فولاد در دنیا به روش احیاء مستقیم است. و ۵ درصد هم با روش های دیگر با کوره های القایی و اینها است که دارد منسوخ می شود.

چرا در دنیا همه رفته اند به سمت کوره بلند ولی فولاد سازی ایران احیاء مستقیم را همچنان دنبال می کند؟

دلیل آن این است که در روش احیاء مستقیم از گاز استفاده می شود اما در روش کوره بلند از کک و زغال سنگ. چون ما از ذخایر عظیم گاز در کشور استفاده می کنیم و قیمت گاز را به روش سوبسیدی می دهیم.

اتفاقی که در این میان می افتد چیست؟

از گاز سوبسیدی استفاده می کنیم ولی مابقی کشور ها با خرید گاز از ایران مصارف خود را تامین می کنند آن هم به قیمتی که اصلاً با قیمت داخلی ایران قابل قیاس نیست و بسیار بالاتر است. اگر بخواهید ارزیابی کنید که این اختلاف چقدر است نزدیک به ۹ برابر برای فولاد سازهای خارجی قیمت تمام شده گاز با ارز آزاد تمام می شود.

آیا در کشورهای اطراف ایران هه وضع به همین گونه است؟

بهترین جایی که شما می توانید بررسی کنید چین و اروپا است. در کشورهای اطراف اصلاً قابل ارزیابی نیست. مثلاً در ترکیه آهن قراضه بیشتر وارد و ذوب می کند و فولاد تولید می کند این کشور حدود ۲۰ میلیون تن تولید فولاد دارد ولی ۳۰ میلیون تن آهن قراضه از کشور های بلوک شرقی وارد می کند و قیمت تمام شده اش هم بالا است اما مانع از ورود کالای خارجی به کشورش می شود. به عبارتی دقیق تر با اعمال تعرفه بالای واردات از تولید داخلی شان حمایت می کند.

حال بیاید این موضوع را به لحاظ انرژی ارزیابی کنیم. یعنی به ازای تولید یک تن فولاد به روش کوره بلند حدود ۵۹۵ تومان باید بابت مصرف انرژی هزینه بدهیم اما در روش احیاء مستقیم حدود ۱۹۵ تومان. این یعنی اختلاف ۳ برابری(۴۰۰ تومان)

الان قیمت هر کیلو شمش فولاد ۱۱۵۰ تومان برای کارخانه ها جدای از مالیات بر ارزش افزوده تمام می شود. در این قیمت اگر شما به لحاظ مصرف انرژی مبلغ ۴۰۰ تومان نسبت به سایر تولید کنندگان بیشتر پرداخت کنید نسبت به رقبا معنای آن چیست؟ کیفیت محصولات ذوب آهن بالاتر از سایر تولید کنندگان است اما در واقع بازار مصرف فعلی تا چه حد به دنبال کیفیت است؟

۴۸ کارخانه در حال حاضر در ایران میلگرد تولید می کنند، منتهی این شرکت ها شمش وارد می کنند و تبدیل به نورد می کنند آن هم با ۱۰۰ نفر پرسنل با حد اقل حقوق سالیانه. اما در ذوب آهن با حدود ۲۰ هزار پرسنل آیا قیمت تمام شده ی این کارخانه قابل رقابت با کارخانه ای برخوردار از ۱۰۰ نفر پرسنل هست؟

از ۲۲ هزار هکتار زمین کارخانه ذوب آهن اصفهان فقط ۱۶ هزار هکتار مختص به فضای سبز است. جدای هزینه نگهداری این فضا آیا در این کارخانه آنرا کوچک می بینید؟ ذوب آهن ۱۶هزار نفر بطور مستقیم پرسنل دارد و حدود ۴ هزار نفر پیمانکاری که سرجمع نزدیک به ۲۰ هزار نفر ذوب آهن امروز پرسنل دارد.

گاهی می شنوم که می گویند این چه نوع مدیریتی است که چین سنگ آهن ایران را می خرد و بعد در کشورش تبدیل به فولاد می کند و به قیمت ارزانتر به ما می فروشد. کجای کار ما تنش دارد. می بینید که در این دو سال گذشته کشور چین ۵۲ واحد تولیدی دارد و حجم تولید فولاد این کشور ۸۲۲ میلیون تن در سال است. یعنی متوسط تولید در هر واحد بالای ۱۲ میلیون تن در می آید.

ظرفیت تولید ذوب آهن در چه حدی است؟ می توانید یک آمار مقایسه ای از چینی ها ارایه بدهید؟

در ذوب آهن تولید۲.۷ میلیون تن فولاد را پارسال رکورد زدیم.

ترکیب در چین به گونه ای است که تولید ۳۲ واحدشان بین ۵ تا ۱۰ میلیون تن است. در مجموع ۱۲ واحدشان بین ۱۰ تا ۲۰ میلیون است و ۷ واحد بالای ۲۰ میلیون تن دارد. این آمار برای سال ۲۰۱۵ است. این ۷ واحد تولیدی یعنی یک واحد تولید ۲۰ میلیون تنی فولاد چین با همه روش های تولید از کل کشور ما بیشتر تولید می کند.

به بیانی دیگر از ۸۲۲ میلیون تن فولاد تولیدی چین اگر ۸۰۰ میلیون تن آنرا کنار بگذاریم آنچه که باقی می ماند یعنی ۲۲ میلیون تن باقی مانده از این مقدار ۱.۵ برابر کل تولید فولاد ایران است.

طبیعی است که با چنین حجم تولید، قیمت تمام شده چینی ها در تولید فولاد با کاهش مواجه می شود. کف اقتصادی تولید را چه کسی باید تعریف کند. وقتی در دنیا کف اقتصادی تولید ۵ میلیون تن است کارخانه های تولید ذوب آهن ایران چه حرفی برای گفتن خواهند داشت؟

وقتی با این شرایط، شرکت ذوب اهن با ظرفیت ۳ میلیون تن تولید می کند به نظر شما آیا باید ظرفیت را رساند به بالای ۵ میلیون تن یا باید یک کارخانه به عنوان طرح فولادی ۸۰۰ هزار تنی تاسیس کنیم؟ تولید کننده ایرانی که همه شرایط از جمله آب، برق، ریل، گاز و نیروی انسانی را هم که داشته اما چرا باید برویم طرح جدید دیگری را ایجاد کنیم؟ اینکه به فاصله ۴۰ کیلومتری ذوب آهن در چها محال و بختیاری با ظرفیت ۸۰۰ هزار تن کارخانه فولاد احداثکنیم آیا اقتصادی است؟ آن هم وقتی یک توقع اجتماعی را هم بوجود آورده ایم.

منظور شما این است که برنامه ریزی های کلان کشور در گذشته اشتباه بوده؟

اینها باید ایده پردازی و ارزیابی شود.

در ذوب آهن وقتی ظرفیت تولید پایین و تعداد نفرات زیاد است حال ببینید نقدینگی را با چه درصدی از بهره در بانک ها اینجا تامین می کنیم و تولید کننده چینی با چه درصدی تامین می کند؟ برای چینی ها زیر یک درصد تمام می شود اما برای تولید کننده ایرانی بالای ۲۷ درصد. چین همین تولید دو میلیون و ۷۰۰ هزار تنی ایران را با ۵ هزار نفر انجام می دهد اما ایران با ۲۰ هزار نفر. ذوب آهن به نوعی به سیستم دارد کمک می کند. با اشتغال زایی خارج از ظرفیت.

همه می دانند که امروزه در دنیا سیستم های اداری توسط شرکت های نرم افزاری کارمی کنند. ما هم می دانیم که چطور هزینه ها را باید کاهش داد و کارهای بسیاری می شود انجام داد اما آیا شرایط اجتماعی کشور اجازه این رفتار به لحاظ علمی را می دهد.

با چنین وضعیتی باید فولاد سازان هم مثل خودروهایی ها فقط غم افزایش نرخ را سر دهند. افزایش نرخ به معنای سودآوری نیست.

سوال بسیار خوبی است. این نکاتی است که می خواهم بگویم ازبیرون به شرکت تحمیل می شود. ذوب آهن در یک مقطعی از محل منابع داخلی خود، فولاد خراسان را می سازد اما می بینیم که خصوصی سازی این شرکت را می فروشد. این هزینه صورت گرفته از کجا باید تامین شود و یا فولاد صبا با ظرفیت یک میلیون تنی را می سازد اما در برهه ای این کارخانه را از ذوب آهن می گیرند و به مبارکه می دهند و پولی درازای آن نمی گیرد. فقط اقساط بانکی اش را می دهند که هیچ فایده ای برای شرکت ندارد.

ذوب آهن در برهه ای از زمان ۳۵ هزار نفر پرسنل داشته و امروز حدود ۴۵ هزار نفر بازنشسته در صندوق بازنشستگی دارد اما مبارکه ۲۷۰۰ بازنشسته دارد. توقعات ۴۵ هزار نفر بازنشسته را چطور باید با فروش پایین و هزینه های بالا قیاس کرد با مجموعه دیگری که بابت تولید خود به روش احیاء، سوبسید انرژی می گیرد.

شما می تونید در رینگ کشتی رقیب ۱۲۰ کیلیویی را جلوی ۴۸ کیلویی بگذارید و بعد ببینید نتیجه چه می شود؟ با وجود مدیر باهوش و کارکرده. رقابت زمانی معنی دارد که شرایط یکسان باشد.

شما نمی توانید یکسری سوال های سخت به یک شاگرد در کلاس بدهید و به شاگرد دیگری یکسری سوال آسان و بعد قیاس کنید که چرا یکی نمره اش مردود و آن دیگری نمره اش عالی است. چون از قبل می دانستید که کدام می تواند به سوال ها پاسخ دهد. تولید کنندگان زغال سنگ کشور الان برای ذوب آهن کارمی کنند. قیمتی که الان وجود دارد از جهانی بیشتر است یا کمتر.

چرا قیمت تمام شده زغالی ها بالا است؟

چین ۳ میلیارد و ۷۰۰ میلیون تن در سال زغال سنگ تولید می کند اما در ایران کل زغال تولیدی در سال به ۲ میلیون تن نمی رسد. اگر تولید ۳ میلیارد تنی چین را کنار بگذاریم باقیمانده این حجم تولید در چین ۳۵۰ برابر حجم تولید ایران است.

اینها قیمت تمام شده را بالا می برد. زغال ایران با گوگرد و فسفر بالا به لحاظ ذاتی مواجه است. این یعنی اینکه میزان ککی که شرکت می گیرد بسیار کمتر از است نسبت به خارجی ها اما وقتی شرکت زغال خام را تبدیل به کک می کند و به کوره می فرستد به دلیل فسفر و گوگرد بالا با افزایش سربارها به اصطلاح با شالک بستن های ممتد در خط تولید و حادثه مواجه می شود. در این حال باید پاسخ گو هم باشیم که می خواهیم از تولید داخل حمایت کنیم.

نرخ استهلاک ذوب آهن بسیار بالا است.

تولید کنندگان ذغال سنگ می گویند که چرا ذوب آهن نمی خرد و قیمت ها افزایش نمی یابد؟

وقتی ذوب آهن به عنوان یک بنگاه اقتصادی می تواند زغال با کیفیت و ارزان وارد کند و باید در برابر سهامداران خود سود سازی کند باید عنوان شود که آیا وظیفه اش چیز دیگری است و یا فقط تولید کنندگان زغال سنگ داخلی را باید حمایت کند. این سیاست گذاری که بالاخره ذوب آهن بنگاه اقتصادی است یا حمایت کننده را هنوز معلوم نیست چه کسی باید تعریف کند.

من صف هستم. سربازم. یعنی فرمانده باید دستور بدهد. من باید دو طرف را داشته باشم.

با پذیرش این وضعیت چگونه می خواهیدبه سهامداران خود پاسخ دهید؟

شما بررسی کنید قیمت سنگ آهن را. در سال ۲۰۱۳ قیمت هر تن سنگ آهن در دنیا ۱۴۳ دلار در سال ۲۰۱۴ آمد شد ۷۲ دلار و امروز رسیده به ۴۵ دلار.

این یعنی چین، سنگ آهن عیار ۶۲ خود را ۴۵ دلار تامین می کند. وقتی بازار داخل به هر دلیل تقاضا ندارد باید بروید سراغ صادرات. در بازاری که باید با چین رقابت کرد کشوری که حجم تولید فولاد آن ۸۲۲ میلیون تن است و قیمت تمام شده خود را با توجه به کاهش سنگ آهن به سمت تولید سرشکن کرده و سهم بازار خود را افزایش می دهد. اما در جریان تولید فولاد داخلی نه تنها قیمت سنگ کاهش نیافته که بالاتر هم رفته نسبت به سال گذشته.

مگر نسبت به قیمت های جهانی تعیین نمی شود؟

زمانی قیمت جهای سنگ ۶۰ هزار تومان بود دولت قیمت سنگ را ۲۰ هزار تومان می فروخت اما الان می گویند باید قیمت جهانی بخرید.

با خصوصی سازی ذوب اهن موافق هستید یا نه؟

من با خصصوی سازی کاملاً موافق هستم اما با این روش مثل گوشتی است که تیکه تیکه کرده ایم. روش خصوصی سازی ایران شک نکنید که اشتباه بوده است. شرکت ملی فولاد ایران در زمانی همه فولادی ها و معدنی ها را در اختیار داشت. سال ۸۰ تبدیل شد به ایمیدرو و به مرور همه شرکت ها فروخته شد. الان گل گهر خودش ساختار جداگانه ای پیدا کرده است. صندوق بازنشستگی نفت آمده فولاد خوزستان را خریده. ذوب آهن را صندوق بازنشستگی خریده و حالا چه کسی می تواند فرمان واحد بدهد که ذوب آهن لنگ تولید مانده و باید به آن مواد اولیه بدهید؟ الان اتریته مدیریتی که به این جمع دستور بدهد وجود ندارد چون تیکه تکه شده است.

نقش انجمن ها اینجا کجاست؟

درانجمن فولاد سازان اعضای اصلی را فولاد سازان به روش احیاء مستقیم و مابقی هم تولید کنندگان نورد تشکیل می دهد. فولادساز کوره بلند فقط یک نفر به نام ذوب آهن است که رای آن با یک کارخانه نورد ۱۰۰ هزار تنی برابر است و صدایش به جایی نمی رسد. حرف ذوب اهن با حرف همه فرق می کند و نوع مشکلات با بقیه متفاوت است. ذوب آهنی که مواجه است با شرکت نوردی که دنبال واردات شمش است تا با تبدیل به نورد سود ببرد و در احیاء هم که سوبسید گازمی گیرد. نگاه ما در خصوصی سازی از یک فرآنیددرست و علمی تبعیت نکرده است.

برای اتفاقات رخ داده باید چگونه مدیریت کرد؟

نیاز به اتاق های فکر داریم تا خوراک بدهند به مدیران بالاسری و موضوع ها شکافته شود. باید افراد سختی کشیده، این فرایند را در اتاق های فکر بشکافتند تا پراکندگی افکار و دیدگاهها بوجود نیاید.

امروز قیمت تمام شده سنگ آهن در شرکت های بزرگی همچون ریو تینتو و یا بی اچ بیلیتون زیر ۱۶ دلار است. قیمت جهانی آن ولی به ۴۶ دلار رسیده است و این یعنی شرکت ها دارند سود می کنند اما شرکت های ایرانی با مشکل مواجه هستند به دلیل نوع تفکر علمی و تکنیکی آن با مشکل مواجه هستیم. الان تفکر دنیا این است که شرکت های بزرگ تولید خود را افزایش دهند تا قیمت تمام شده را کاهش دهند و شرکت های کوچک معدنی را با منت بخرند. و در برهه ای از زمان که شرکت قوی تر شد قیمت را خودشان تعیین کنند. آیا برای این بازی ما فکر کرده ایم و اندیشه ای داشته ایم؟

سیستم معدنکاری ما با سیستم های دنیا چقدر فاصله دارد؟ قیمت تمام شده ماشین الات امروز قابل قیاس با معادن داخلی کشور است؟

نمی خواهم شعار بدهم. اینکه ما ۵ هزار معدن داریم خوب نیست. تعداد معادن استرالیا یک پنجم معادن کشور ما است اما سطح تولیدشان ۴.۵ برابر ما است. عمر یک معدن دو دهم ریشه چهارم ذخیره معدن است. که می شود حداقل استخراج. ما کجا آمده این برای سیستم حداقل استخراج تعریف کنیم.؟

در همین فرح زاد تهران ۵ معدن لاشه کنار هم هستند. این یعنی چی؟ به لحاظ تفکرات به لحاظ علمی نه شخصی آیا رفتارها بابت سیاست گذاری ها منتج به آن چیزی می شود که دنبال آن می گردیم؟ معتقدم میزگرد هایی تشکیل شود برای ارتقای تفکر و برای نظام تا نقاط ضعفمان را پوشش بدهیم.

آزاد سازی قیمت سنگ آهن الان آزاد است یا نه؟

برای پاسخ به این پرسش نگاه کنید به تابلوی بورس کالا. هفته های گذشته قیمت فروش سنگ آهن دانه بندی عیار ۵۸ درصد سنگان با ارز مبادلادتی ۱۴ دلار ۵۵ هزار تن هم فروخته شد. می شود ۴۰ هزار تومان. سنگان برای ایمیدرو است اما ذوب اهن گرانتر از بورس می خرد سنگ بافق نزدیک به ۱۰۰ هزار تومان می خریم که عیارش کمی بالاتر است سنگ آهن سنگان را هم ۶۰ هزار تومان می خریم که گرانتر است چرا؟ چون اعتباری می خریم. در رکودی که فروش نداریم و نمی توانیم در سررسید وام بانکی را بدهیم مجبوریم زیر بار اعتباری برویم.

راهکار شما برای برون رفت از این وضعیت چیست؟

اولاً خودرویی ها در کشور انحصاری هستند و ما نمی توانیم به زور محصول خود را به مردم بدهیم ذوب آهن نمی تواند بر افزایش قیمت پافشاری کند چون مابقی رقبا اقدام به واردات می کنند و بازار را در دست می گیرند. بنابراین ذوب آهن در چنین وضعیتی آمده با تغییر استراتژی تولید خود که سال دیگر جواب می دهد ریسک های موجود را پوشش می دهد. اگر بیاییم میلگرد تولید کنیم با این تکنولوژی قدیمی دیگر امکان پذیر نیست. آمدیم خط تولید ریل را ایجاد کردیم و گفتیم توسعه زیر بنایی کشور با خطوط ریلی رخ می دهد. سال ها است که فولاد در کشور دارد تولید می شود اما ریل از خارج وارد می کردیم. خطوط ریلی در کشور اغلب یک خطه است و گران است و زمان ایست واگن ها مشکل دارد. اگر ارزان تر تولید کنیم و قیمت حمل و نقل را کاهش دهیم یکی از جاذبه های فعالان صنعتی خواهد بود. با سیستم اروپایی خط تولید ریل را وارد کرده ایم و مناقصه برای انتخاب پیمانکار گذاشته شد و ۲۰ مهر ماه ۹۳ پیمانکار برای تجهیز دست بکار شده است هم اکنون۸۰ درصد پروژه طی یکسال در شرایط تحریم جلو رفته و باظرفیت تولید ۴۰۰ هزار تنی در سال جاری افتتاح می شود.

اثرش روی سودآوری سهام چیست؟

قیمت ریل آخرین پروفرمایی که وجود داشته ۲۵۰۰ تومان در هر کیلو بوده و این در حالی است که امروز به سختی می شود تیر آهن را کیلویی ۱۳۰۰ تومان فروخت. یک تن مواد اولیه تیر آهن با یک تن مواد اولیه ریل که هیچ فرقی با هم ندارند. در کنار این، طراحی کارخانه تیرآهن های بالپهن در دستور کار ذوب آهن قرار گرفته که امسال راه اندازی می شود.

الان صنعت ساختمان رفته به سمت استفاده از قوطی ورق که نه استاندارد است و نه به صرفه. تیر بالپهن اولاً یک تیکه است و سبک تر است و ورق برش هم نمی خواهد و مقاومتش هم بیشتر است. الان تیر بالپهن ۲۴۰۰ تومان مشتری دارد و لی تیر های معمولی ۱۳۳۰ تومان به فروش می رود. شرکت به سمت تولید نوع محصولاتی رفته که رقبای دیگر نمی توانند تولید کنند.

سه ماهه آخر امسال این طرح ها اجرا می شود و سال ۹۵ خودش را در صورت های مالی و سودآوری ها نشان می دهد. بنابراین ننشسته ایم و فقط به مشکلات خیره شویم. امسال روی ۸۰ درصد هستند این دو طرح و در عین حال ۸ طرح جدید در ذوب آهن افتتاح می شود. کارخانه ریخته گری یک میلیون و ۲۰۰هزار تنی نیز امسال رونمایی می شود. کارخانه گوگرد زدایی هم افتتاح می شود. نوع سبد محصول را می خواهیم تغییر دهیم که ۴۸ کارخانه تولید نورد دیگر رقبای ما نباشند. بنابراین جهت گیری سیستم و استراتژی ذوب آهن در مسیری است که در سال ۹۵ شرایط دیگری را مشاهده خواهید کرد.

رابطه معنی داری میان محصولات ذوب آهن با صنعت ساختمان وجود دارد و شرایط ساخت و ساز ها در رکود است.

وقتی پروانه های تولیدی برای ساخت و ساز ۵۰ درصد افت می کند یعنی اینکه تقاضا برای محصولات فولادی کمتر است.

آیا دپوی انبار دارید؟

۶۰ درصد ذوب آهن به طرح های عمرانی بوده و با توجه به کاهش قمیت جهانی نفت، طرح های عمرانی کشور کاهش یافته و این یعنی پیمانکارها پولی ندارند که بیایند متقاضی میلگرد باشند. از طرفی حوزه مسکن هم با طرح های خوابیده مواجه شده است.

من نمی توانم معجزه کنم ولی با همه این درد ها می بینیم که ذوب آهن زیان انباشته ۵۰۰ میلیارد تومانی خود را دو سال پیش صفر کرده است.

من باید استراتژی را تغییر می دادم که دادم. اگر سهامدارها روزمره اند ذوب آهن برایشان جذاب نیست ولی آنهایی که تحمل بلند مدت را دارند به نظر می توانند ذوب آهن را بررسی و تحلیل کنند. این نوع بینش کمتر دیده شده است و اینکه بینش افراد در سرمایه گذاری چگونه منطقی تر است. باید بررسی کرد که اقتصاد ما برای تولید از نگاه بورس آیا منطقی تر دارد عمل می کند؟ نیاز به کارهای علمی، فرهنگی و اقتصادی داریم که با چه دیدی سرمایه گذاری می کنیم ما.

شما درباره پسا تحریم برنامه ای دارید یا نه؟

من برای آن فکر کرده ام. قسمت اعظم آن برمی گردد به چین چون ۵۰ درصد فولاد جهان در آنجا تولید می شود. کارشناس های بورس می گویند تولید چرا آمده پایین. اما هیچ کس حساب نمی کند که کاهش تولید خوب است یا بد. چین در ۷ ماه گذشته میلادی ۴.۵ درصد تولیدش را کاهش داده اما وقتی آمار را ارایه می دهد می بینید که روی برنامه اش همه را سردرگم می کند. می داند که دنیا با بحران مواجه است و سپس حجم کاهش تقاضا در اروپا را در دست خود می گیرد. تولیدش را از ۸۰۰ میلیون کرده ۸۴۰ میلیون تن ولی رشد اقتصادیش را از ۱۲ رسانده به ۷ درصد. این یعنی تقاضای داخلی را کاهش داده و نمی گذارد منابع داخلی اش هدر برود و بابت صادرات سوبسید و جایزه می دهد و با کاهش قیمت، تقاضای بیرونی را برای خودش می کند. و در نهایت روی سنگ آهن بازی کرده و قیمت ها را کاهش می دهد چون در شرکت های بزرگ سهم دارد.

آیا بازی در سهام را به لحاظ بینش های فنی در کلان به آن رسیده ایم؟

چین وارد شرکت های بزرگ شده و قیمت را کاهش داده و شرکت های کوچک را مفت می خرد تا به دنبال آن قیمت تمام شده فولادش پایین آید. از این محل فروش و اشتغالش را دارد سایر رقبا را هم کنار می زند. باید بازی ها و تفکر ات فنی در یک جایی بررسی و حلاجی شود ولی وقتی ملوک الطوایفی هر بنگاهی کار خود را می کند به جایی نمی رسد. بنابراین قسمتی از بازی را در شرایط فعلی می بازیم.

نگفتید که آیا دپوی انبار دارید یا نه؟

ارزش پول امروز ۳۰ درصد است. ماچیزی روی زمین نداریم و آنچه می بینید همه مال مردم است. البته مقداری تولیدمان را کاهش داده ایم.

چه برنامه ای برای دوره پس از لغو تحریم ها اندیشیده اید؟

اگرارتباط بانکی باز شود از منابع مالی ارزانتر می توانیم استفاده کنیم. مثلاً طرح پی سی آی که اگر در ذوب آهن اجرا کنم ۱۳ درصد قیمت تمام شده شرکت را کاهش می دهد. اگر منابع مالی بیاید می توان از ظرفیت اقتصادی بالای ۵ میلیون استفاده کرد. اگر شرایط تغییر کرد دیگر فرصت را از دست ندهیم و نیازی که سیستم بانک های خارجی نیاز دارند آماده است در شرکت تا بدون فوت وقت برویم استفاده کنیم.

صرف هزینه ۱۴ میلیارد و ۵۰۰ میلیاون تومانی ذوب اهن برای باشگاه ورزشی به نظر شما در شرایط فعلی اضافی نیست؟

این عدد رقمی در فروش شرکت نیست. از طرفی عده ای از جوانان با این مجموعه گذر وقت احتماعیشان طی می شد اگر این حذف شود آیا آسیب های اجتماعی بیشتر یا کمتر می شود؟ شرایطی است که عده ای با آن گذر عمر می کنند. هدف تولید فولاد نیست بلکه از متابع خدادای به شرایط بهتری استفاده کنیم. حالا از این منافع انفال معدنی اگر عده ای بهره بیشتر ببرند بهتر نیست؟ اتفاقات بعدی پس از حذف ورزش به نظرم بیشتر است.

مصرف آب در اصفهان از سوی مجتمع های فولادی در چه سطحی قرار دارد؟ سطح آلودگی را هم بفرمایید؟

کل صنایع اصفهان ۶ درصد آب مصرف می کنند اینکه مابقی کجا می رود را نمی گویم. اینکه دوب اهن باعثآلئدگی شده ۵۰ سال پیش هیچ اثری از زندگانی نبوده از طرفی ذوب آهنی که ۵۰ کیلومتر خارج از شهر است چه راتباطی دارد. بر اسسا پایشی که گذاشته شده اما مربوط به خودرو ها است یا ذوب آهن. آلودگی اصفهان به دلیل ذوب اهن کاملاً رد می شود.

اولین صنعتی که بطور جدی مباحثزیست محیطی در آن رقم خورده شرکت ذوب آهن اصفهان بوده است. شرکتی که ۵۰ سال قدمت دارد و تکنیک آن بر می گردد به صنعت گذشته و قدیمی است انتظار برای مقایسه با تکنیک های روز دنیا به نظر من مقایسه خوبی نیست اما این دلیل بر این نیست که ما سیستم ها را تصحیح نکنیم. طی مدتی که بنده در این شرکت حضور داشته ام پروژه های متعدد زیست محیطی را به میزان ۴۰۰ میلیارد تومان سرمایه گذاری کرده ایم در ذوب آهن و خوشبختانه داریم تصحیح می کنیم. مثلاً آلتراسیون(دگرسانی) به همراه فیلتراسیون آن به کمک جهاد دانشگاهی به انتها رسیده و امروز که با شما صحبت می کنم پروژه روی ۹۹.۹ درصد است و نزدیک به انتها است. در عین حال پروژه پساب زرین شهر رو به افتتاح است. غباری که به عنوان دود قرمز از کنورتور بیرون می اید که با بهترین شرکت در دنیا برای تصفیه غابار از کنورتورها قرار داد بسته ایم. یکی از کنورتورها نتیجه گرفته ایم که دود کاملاً سفید است دو تا کنورتور دیگر را هم قرار داد بسته ایم به شرط نتیجه دادن کنوتور اول تا به نوعی منطقی تصمیم گرفته باشیم. با توجه به نتیجه گرفتن شرکت از این موضوع آن دو تا هم تا پایان امسال پس از وصل پرداختی ها انجام می شود.

آن چیزی که در ذهن مردم به عنوان نماد آلودگی دیده می شود دارد تصحیح می شود و جز اخلاق حرفه ای ما است که برای این منطقه و محیط زیست انجام می دهد.

در اطراف ذوب اهن که فولاد شهر به آن نزدیک شده البته یکسری آلودگی دارد که روی آن سرمایه گذاری کرده ایم و بزودی افتتاح می شود. پروژه آلودگی روی تصفیه پساب و آلودگی کارخانه بی او تی با روش جدید افتتاح شده و آلودگی کاهش یافته است. دود از کنورتور بیشترین انتقاد مردم است که وقتی سنگ آهن بی کیفیت داده می شود باطله و سرباره بالاتر می رود اما برای حل این قضیه با بهترین کارخانه فیلتراسیون(اوشس) کنورتور قرار داد بسته ایم و یکی را راه اندازی و دو تای دیگه تا پایان امسال می آید و برای همیشه حل می شود. در ضمن ۱۶ هزار هکتار فضای سبز داریم که ۸۴ برابر استاندارد جهانی است. همه جهت های الودگی به ذوب اهن نه علمی و نه منطقی است.

افزایش سرمایه ذوب آهن در چه مرحله ای است؟ طی دو سال اخیر همواره این موضوع مطرح بوده اما به نتیجه روشنی نرسیده است.

ببینید ما برنامه افزایش سرمایه را در مجمع هم اعلام کردیم. شاید سهامدار خرد نگران از این باشد که افزایش سرمایه از محل تجدید ارزیابی دارایی ها منجر به افزایش هزینه استهلاک بالا برود و سود کاهش یابد. من این موضوع را به جان می خرم. ۳.۸ درصد افزایش سرمایه اگر اتفاق افتد صورت های مالی شرکت آرایش بهتری پیدا می کند. شاید دچار تنش کند امسال سهامدار را اما گر صورت های مالی شرکت تصحیح شود حسن آن تامین مالی ارزان خارجی پس از رفع تحریم ها است که هزینه های تسهیلات را کاهش دهیم و یا تهاتر کنیم و از این شرایط استفاده کنیم و باید نسبت های مالی شرکت صحیح باشد برای بانک های خارجی.

افزایش سرمایه شرکت از بابت تجدید ارزیابی ۲۲ هزار هکتاز زمین کارخانه است یا برنامه دیگری هم دارید؟

در این مرحله فقط افزایش سرمایه از تجدید ارزیابی ماشین آلات و تجهیزات مثل ارزیابی کوره ۳ و پالایشگاه و غیره است اما در مرحله بعدی افزایش سرمایه از محل تجدید ارزیابی زمین ها است که افزایش سرمایه دیگری است. جداگانه برای آنها هم برنامه داریم.

الان افزایش سرمایه ذوب آهن در دست سازمان بورس است؟

برنامه توجیهی افزایش سرمایه توسط تامین سرمایه بانک ملت به حسابرس فرستاده شده که در صورت تایید وی به سازمان بورس ارسال می شود. به محض تایید بورس مجمع فوق العاده افزایش سرمایه برگزار می شود.

آیا افزایش سرمایه " ذوب " به امسال می رسد؟

ما همه کارها را کرده ایم. حسابرس گفته ما جزییات ریز را می خواهیم و ما داده ایم.

در مورد حادثه ذوب آهن هم کمی توضیح دهید…

باید گزارش های رسمی این قضیه منتشر شود اما در کل لوله لانس برای اولین بار در کنورتور برای دمش کردن گیر می کند و شالک می بندد و لانس قادر به بالا آمدن نیست. این میان هیچ نشت اکسیژنی هم نبوده است. اتفاقی که می افتد می آیند با اکیسژن لانس را برش می دهند اما برای اولین بار لوله لانس می شکند. در داخل این لوله آب است. وقتی می شکند آب با فشار ۲۲ اتمسفر می افتد روی ذوب و شالک هم آزاد می شود و انفجار رخ می دهد. این لوله مستهلک نشده بوده و با آن معمولاً تا ۱۰۰بار ذوب می گیرند اما این لوله ۴۱ نوبت فعال بوده است. شرکت ذوب آهن اصفهان همواره به عنوان یکی از شرکت‌های حاضر در بازار سرمایه مورد توجه سهامداران و سرمایه‌گذاران بوده است. نگاهی به چشم انداز صنعت فولاد و بررسی آخرین رخدادهای بنیادی این شرکت بهانه‌ای بود برای یک گفت‌وگوی صریح و دوستانه با اردشیر سعد محمدی مدیر عامل شرکت ذوب آهن اصفهان. افشای برخی واقعیت ها در صنعت فولاد و معدن کشور و آنچه که در دنیای امروز می گذرد از نکات جالب توجه این نشست به ویژه برای تحلیلگران فنی و کارشناسان اقتصادی است.

شما همیشه در چارچوب و منطق صحبت می کنید. رفتار سهامدار عمده همواره مورد انتقاد عموم سرمایه گذاران بوده و هست. سال ۹۲ قیمت هر سهم ذوب آهن اصفهان ۴۰۰ تومان بود و شرکت از تولید ریل صحبت می‌کرد اما اکنون قیمت سهم از نصف هم کمتر شده است. تحلیل شما از شرایط کنونی ذوب آهن و اینکه چرا در شرایط فعلی سهام این شرکت در فرابورس جذاب نیست، چیست؟


سعدمحمدی: اولاً تنها محصولی که طی دو سال گذشته کاهش تولید داشته فولاد بوده است. شما اگر این موضوع را تحلیل کنید، می بینید که طی همین دوره افزایش ۳۰ درصدی قیمت خودرو را شاهد بوده‌اید. روزی که من وارد ذوب آهن شدم قیمت هر کیلو میلگرد ۲۱۰۰ تومان بود اما امروز با دشواری به قیمت ۱۲۶۰ تومان فروخته می شود. از شما می پرسم. چند درصد قیمت‌ها کاهش داشته است؟ کاهشی حدود ۴۰ درصد.

دستمزد هم در این دو سال مجموعاً ۲۵ درصد با افزایش مواجه شده است. از طرفی باید دانست که شرکت خصوصی شده و با پیاده سازی طرح واحد طبقه بندی با افزایش کمی هزینه‌ها مواجه شده است. حامل های انرژی در این دو سال با افزایش روبرو بوده است. مواد اولیه هم همینطور. یعنی همه آیتم های هزینه ای شما در طول این دو سال افزایش یافته که خارج از اراده شرکت بوده و آیتمی که درآمد شرکت را تشکیل می دهد کاهش داشته است.

شما بهتر از من می دانید که فاصله بین درآمد و هزینه می شود سود بنابراین به لحاظ علمی باید قابل پاسخ باشد.

مارجین(حاشیه سود) عملیاتی شرکت الان نسبت به فروش چند درصد است؟

اگر اندکی صبر کنید توضیح می دهم.

ذوب آهن اصفهان حدود ۵۰ سال قبل تاسیس و راه اندازی شده است. تنها تولید کننده فولاد به روش کوره بلند در ایران ذوب آهن اصفهان است. در دنیا روش تولید فولاد یا به روش احیاء مستقیم است یا کوره بلند. فولاد ارفع یزد، هرمزگان، مبارکه، خوزستان و خراسان همگی به روش احیاء مستقیم تولید می کنند. در دنیا از یک میلیارد و ۶۲۰ میلیون تن تولید فولاد حدود ۷۰ درصد از روش کوره بلند استفاده می کنند درست بر عکس ایران. فقط ۲۵ درصد تولید فولاد در دنیا به روش احیاء مستقیم است. و ۵ درصد هم با روش های دیگر با کوره های القایی و اینها است که دارد منسوخ می شود.

چرا در دنیا همه رفته اند به سمت کوره بلند ولی فولاد سازی ایران احیاء مستقیم را همچنان دنبال می کند؟

دلیل آن این است که در روش احیاء مستقیم از گاز استفاده می شود اما در روش کوره بلند از کک و زغال سنگ. چون ما از ذخایر عظیم گاز در کشور استفاده می کنیم و قیمت گاز را به روش سوبسیدی می دهیم.

اتفاقی که در این میان می افتد چیست؟

از گاز سوبسیدی استفاده می کنیم ولی مابقی کشور ها با خرید گاز از ایران مصارف خود را تامین می کنند آن هم به قیمتی که اصلاً با قیمت داخلی ایران قابل قیاس نیست و بسیار بالاتر است. اگر بخواهید ارزیابی کنید که این اختلاف چقدر است نزدیک به ۹ برابر برای فولاد سازهای خارجی قیمت تمام شده گاز با ارز آزاد تمام می شود.

آیا در کشورهای اطراف ایران هه وضع به همین گونه است؟

بهترین جایی که شما می توانید بررسی کنید چین و اروپا است. در کشورهای اطراف اصلاً قابل ارزیابی نیست. مثلاً در ترکیه آهن قراضه بیشتر وارد و ذوب می کند و فولاد تولید می کند این کشور حدود ۲۰ میلیون تن تولید فولاد دارد ولی ۳۰ میلیون تن آهن قراضه از کشور های بلوک شرقی وارد می کند و قیمت تمام شده اش هم بالا است اما مانع از ورود کالای خارجی به کشورش می شود. به عبارتی دقیق تر با اعمال تعرفه بالای واردات از تولید داخلی شان حمایت می کند.

حال بیاید این موضوع را به لحاظ انرژی ارزیابی کنیم. یعنی به ازای تولید یک تن فولاد به روش کوره بلند حدود ۵۹۵ تومان باید بابت مصرف انرژی هزینه بدهیم اما در روش احیاء مستقیم حدود ۱۹۵ تومان. این یعنی اختلاف ۳ برابری(۴۰۰ تومان)

الان قیمت هر کیلو شمش فولاد ۱۱۵۰ تومان برای کارخانه ها جدای از مالیات بر ارزش افزوده تمام می شود. در این قیمت اگر شما به لحاظ مصرف انرژی مبلغ ۴۰۰ تومان نسبت به سایر تولید کنندگان بیشتر پرداخت کنید نسبت به رقبا معنای آن چیست؟ کیفیت محصولات ذوب آهن بالاتر از سایر تولید کنندگان است اما در واقع بازار مصرف فعلی تا چه حد به دنبال کیفیت است؟

۴۸ کارخانه در حال حاضر در ایران میلگرد تولید می کنند، منتهی این شرکت ها شمش وارد می کنند و تبدیل به نورد می کنند آن هم با ۱۰۰ نفر پرسنل با حد اقل حقوق سالیانه. اما در ذوب آهن با حدود ۲۰ هزار پرسنل آیا قیمت تمام شده ی این کارخانه قابل رقابت با کارخانه ای برخوردار از ۱۰۰ نفر پرسنل هست؟

از ۲۲ هزار هکتار زمین کارخانه ذوب آهن اصفهان فقط ۱۶ هزار هکتار مختص به فضای سبز است. جدای هزینه نگهداری این فضا آیا در این کارخانه آنرا کوچک می بینید؟ ذوب آهن ۱۶هزار نفر بطور مستقیم پرسنل دارد و حدود ۴ هزار نفر پیمانکاری که سرجمع نزدیک به ۲۰ هزار نفر ذوب آهن امروز پرسنل دارد.

گاهی می شنوم که می گویند این چه نوع مدیریتی است که چین سنگ آهن ایران را می خرد و بعد در کشورش تبدیل به فولاد می کند و به قیمت ارزانتر به ما می فروشد. کجای کار ما تنش دارد. می بینید که در این دو سال گذشته کشور چین ۵۲ واحد تولیدی دارد و حجم تولید فولاد این کشور ۸۲۲ میلیون تن در سال است. یعنی متوسط تولید در هر واحد بالای ۱۲ میلیون تن در می آید.

ظرفیت تولید ذوب آهن در چه حدی است؟ می توانید یک آمار مقایسه ای از چینی ها ارایه بدهید؟

در ذوب آهن تولید۲.۷ میلیون تن فولاد را پارسال رکورد زدیم.

ترکیب در چین به گونه ای است که تولید ۳۲ واحدشان بین ۵ تا ۱۰ میلیون تن است. در مجموع ۱۲ واحدشان بین ۱۰ تا ۲۰ میلیون است و ۷ واحد بالای ۲۰ میلیون تن دارد. این آمار برای سال ۲۰۱۵ است. این ۷ واحد تولیدی یعنی یک واحد تولید ۲۰ میلیون تنی فولاد چین با همه روش های تولید از کل کشور ما بیشتر تولید می کند.

به بیانی دیگر از ۸۲۲ میلیون تن فولاد تولیدی چین اگر ۸۰۰ میلیون تن آنرا کنار بگذاریم آنچه که باقی می ماند یعنی ۲۲ میلیون تن باقی مانده از این مقدار ۱.۵ برابر کل تولید فولاد ایران است.

طبیعی است که با چنین حجم تولید، قیمت تمام شده چینی ها در تولید فولاد با کاهش مواجه می شود. کف اقتصادی تولید را چه کسی باید تعریف کند. وقتی در دنیا کف اقتصادی تولید ۵ میلیون تن است کارخانه های تولید ذوب آهن ایران چه حرفی برای گفتن خواهند داشت؟

وقتی با این شرایط، شرکت ذوب اهن با ظرفیت ۳ میلیون تن تولید می کند به نظر شما آیا باید ظرفیت را رساند به بالای ۵ میلیون تن یا باید یک کارخانه به عنوان طرح فولادی ۸۰۰ هزار تنی تاسیس کنیم؟ تولید کننده ایرانی که همه شرایط از جمله آب، برق، ریل، گاز و نیروی انسانی را هم که داشته اما چرا باید برویم طرح جدید دیگری را ایجاد کنیم؟ اینکه به فاصله ۴۰ کیلومتری ذوب آهن در چها محال و بختیاری با ظرفیت ۸۰۰ هزار تن کارخانه فولاد احداثکنیم آیا اقتصادی است؟ آن هم وقتی یک توقع اجتماعی را هم بوجود آورده ایم.

منظور شما این است که برنامه ریزی های کلان کشور در گذشته اشتباه بوده؟

اینها باید ایده پردازی و ارزیابی شود.

در ذوب آهن وقتی ظرفیت تولید پایین و تعداد نفرات زیاد است حال ببینید نقدینگی را با چه درصدی از بهره در بانک ها اینجا تامین می کنیم و تولید کننده چینی با چه درصدی تامین می کند؟ برای چینی ها زیر یک درصد تمام می شود اما برای تولید کننده ایرانی بالای ۲۷ درصد. چین همین تولید دو میلیون و ۷۰۰ هزار تنی ایران را با ۵ هزار نفر انجام می دهد اما ایران با ۲۰ هزار نفر. ذوب آهن به نوعی به سیستم دارد کمک می کند. با اشتغال زایی خارج از ظرفیت.

همه می دانند که امروزه در دنیا سیستم های اداری توسط شرکت های نرم افزاری کارمی کنند. ما هم می دانیم که چطور هزینه ها را باید کاهش داد و کارهای بسیاری می شود انجام داد اما آیا شرایط اجتماعی کشور اجازه این رفتار به لحاظ علمی را می دهد.

با چنین وضعیتی باید فولاد سازان هم مثل خودروهایی ها فقط غم افزایش نرخ را سر دهند. افزایش نرخ به معنای سودآوری نیست.

سوال بسیار خوبی است. این نکاتی است که می خواهم بگویم ازبیرون به شرکت تحمیل می شود. ذوب آهن در یک مقطعی از محل منابع داخلی خود، فولاد خراسان را می سازد اما می بینیم که خصوصی سازی این شرکت را می فروشد. این هزینه صورت گرفته از کجا باید تامین شود و یا فولاد صبا با ظرفیت یک میلیون تنی را می سازد اما در برهه ای این کارخانه را از ذوب آهن می گیرند و به مبارکه می دهند و پولی درازای آن نمی گیرد. فقط اقساط بانکی اش را می دهند که هیچ فایده ای برای شرکت ندارد.

ذوب آهن در برهه ای از زمان ۳۵ هزار نفر پرسنل داشته و امروز حدود ۴۵ هزار نفر بازنشسته در صندوق بازنشستگی دارد اما مبارکه ۲۷۰۰ بازنشسته دارد. توقعات ۴۵ هزار نفر بازنشسته را چطور باید با فروش پایین و هزینه های بالا قیاس کرد با مجموعه دیگری که بابت تولید خود به روش احیاء، سوبسید انرژی می گیرد.

شما می تونید در رینگ کشتی رقیب ۱۲۰ کیلیویی را جلوی ۴۸ کیلویی بگذارید و بعد ببینید نتیجه چه می شود؟ با وجود مدیر باهوش و کارکرده. رقابت زمانی معنی دارد که شرایط یکسان باشد.

شما نمی توانید یکسری سوال های سخت به یک شاگرد در کلاس بدهید و به شاگرد دیگری یکسری سوال آسان و بعد قیاس کنید که چرا یکی نمره اش مردود و آن دیگری نمره اش عالی است. چون از قبل می دانستید که کدام می تواند به سوال ها پاسخ دهد. تولید کنندگان زغال سنگ کشور الان برای ذوب آهن کارمی کنند. قیمتی که الان وجود دارد از جهانی بیشتر است یا کمتر.

چرا قیمت تمام شده زغالی ها بالا است؟

چین ۳ میلیارد و ۷۰۰ میلیون تن در سال زغال سنگ تولید می کند اما در ایران کل زغال تولیدی در سال به ۲ میلیون تن نمی رسد. اگر تولید ۳ میلیارد تنی چین را کنار بگذاریم باقیمانده این حجم تولید در چین ۳۵۰ برابر حجم تولید ایران است.

اینها قیمت تمام شده را بالا می برد. زغال ایران با گوگرد و فسفر بالا به لحاظ ذاتی مواجه است. این یعنی اینکه میزان ککی که شرکت می گیرد بسیار کمتر از است نسبت به خارجی ها اما وقتی شرکت زغال خام را تبدیل به کک می کند و به کوره می فرستد به دلیل فسفر و گوگرد بالا با افزایش سربارها به اصطلاح با شالک بستن های ممتد در خط تولید و حادثه مواجه می شود. در این حال باید پاسخ گو هم باشیم که می خواهیم از تولید داخل حمایت کنیم.

نرخ استهلاک ذوب آهن بسیار بالا است.

تولید کنندگان ذغال سنگ می گویند که چرا ذوب آهن نمی خرد و قیمت ها افزایش نمی یابد؟

وقتی ذوب آهن به عنوان یک بنگاه اقتصادی می تواند زغال با کیفیت و ارزان وارد کند و باید در برابر سهامداران خود سود سازی کند باید عنوان شود که آیا وظیفه اش چیز دیگری است و یا فقط تولید کنندگان زغال سنگ داخلی را باید حمایت کند. این سیاست گذاری که بالاخره ذوب آهن بنگاه اقتصادی است یا حمایت کننده را هنوز معلوم نیست چه کسی باید تعریف کند.

من صف هستم. سربازم. یعنی فرمانده باید دستور بدهد. من باید دو طرف را داشته باشم.

با پذیرش این وضعیت چگونه می خواهیدبه سهامداران خود پاسخ دهید؟

شما بررسی کنید قیمت سنگ آهن را. در سال ۲۰۱۳ قیمت هر تن سنگ آهن در دنیا ۱۴۳ دلار در سال ۲۰۱۴ آمد شد ۷۲ دلار و امروز رسیده به ۴۵ دلار.

این یعنی چین، سنگ آهن عیار ۶۲ خود را ۴۵ دلار تامین می کند. وقتی بازار داخل به هر دلیل تقاضا ندارد باید بروید سراغ صادرات. در بازاری که باید با چین رقابت کرد کشوری که حجم تولید فولاد آن ۸۲۲ میلیون تن است و قیمت تمام شده خود را با توجه به کاهش سنگ آهن به سمت تولید سرشکن کرده و سهم بازار خود را افزایش می دهد. اما در جریان تولید فولاد داخلی نه تنها قیمت سنگ کاهش نیافته که بالاتر هم رفته نسبت به سال گذشته.

مگر نسبت به قیمت های جهانی تعیین نمی شود؟

زمانی قیمت جهای سنگ ۶۰ هزار تومان بود دولت قیمت سنگ را ۲۰ هزار تومان می فروخت اما الان می گویند باید قیمت جهانی بخرید.

با خصوصی سازی ذوب اهن موافق هستید یا نه؟

من با خصصوی سازی کاملاً موافق هستم اما با این روش مثل گوشتی است که تیکه تیکه کرده ایم. روش خصوصی سازی ایران شک نکنید که اشتباه بوده است. شرکت ملی فولاد ایران در زمانی همه فولادی ها و معدنی ها را در اختیار داشت. سال ۸۰ تبدیل شد به ایمیدرو و به مرور همه شرکت ها فروخته شد. الان گل گهر خودش ساختار جداگانه ای پیدا کرده است. صندوق بازنشستگی نفت آمده فولاد خوزستان را خریده. ذوب آهن را صندوق بازنشستگی خریده و حالا چه کسی می تواند فرمان واحد بدهد که ذوب آهن لنگ تولید مانده و باید به آن مواد اولیه بدهید؟ الان اتریته مدیریتی که به این جمع دستور بدهد وجود ندارد چون تیکه تکه شده است.

نقش انجمن ها اینجا کجاست؟


درانجمن فولاد سازان اعضای اصلی را فولاد سازان به روش احیاء مستقیم و مابقی هم تولید کنندگان نورد تشکیل می دهد. فولادساز کوره بلند فقط یک نفر به نام ذوب آهن است که رای آن با یک کارخانه نورد ۱۰۰ هزار تنی برابر است و صدایش به جایی نمی رسد. حرف ذوب اهن با حرف همه فرق می کند و نوع مشکلات با بقیه متفاوت است. ذوب آهنی که مواجه است با شرکت نوردی که دنبال واردات شمش است تا با تبدیل به نورد سود ببرد و در احیاء هم که سوبسید گازمی گیرد. نگاه ما در خصوصی سازی از یک فرآنیددرست و علمی تبعیت نکرده است.

برای اتفاقات رخ داده باید چگونه مدیریت کرد؟

نیاز به اتاق های فکر داریم تا خوراک بدهند به مدیران بالاسری و موضوع ها شکافته شود. باید افراد سختی کشیده، این فرایند را در اتاق های فکر بشکافتند تا پراکندگی افکار و دیدگاهها بوجود نیاید.

امروز قیمت تمام شده سنگ آهن در شرکت های بزرگی همچون ریو تینتو و یا بی اچ بیلیتون زیر ۱۶ دلار است. قیمت جهانی آن ولی به ۴۶ دلار رسیده است و این یعنی شرکت ها دارند سود می کنند اما شرکت های ایرانی با مشکل مواجه هستند به دلیل نوع تفکر علمی و تکنیکی آن با مشکل مواجه هستیم. الان تفکر دنیا این است که شرکت های بزرگ تولید خود را افزایش دهند تا قیمت تمام شده را کاهش دهند و شرکت های کوچک معدنی را با منت بخرند. و در برهه ای از زمان که شرکت قوی تر شد قیمت را خودشان تعیین کنند. آیا برای این بازی ما فکر کرده ایم و اندیشه ای داشته ایم؟

سیستم معدنکاری ما با سیستم های دنیا چقدر فاصله دارد؟ قیمت تمام شده ماشین الات امروز قابل قیاس با معادن داخلی کشور است؟

نمی خواهم شعار بدهم. اینکه ما ۵ هزار معدن داریم خوب نیست. تعداد معادن استرالیا یک پنجم معادن کشور ما است اما سطح تولیدشان ۴.۵ برابر ما است. عمر یک معدن دو دهم ریشه چهارم ذخیره معدن است. که می شود حداقل استخراج. ما کجا آمده این برای سیستم حداقل استخراج تعریف کنیم.؟

در همین فرح زاد تهران ۵ معدن لاشه کنار هم هستند. این یعنی چی؟ به لحاظ تفکرات به لحاظ علمی نه شخصی آیا رفتارها بابت سیاست گذاری ها منتج به آن چیزی می شود که دنبال آن می گردیم؟ معتقدم میزگرد هایی تشکیل شود برای ارتقای تفکر و برای نظام تا نقاط ضعفمان را پوشش بدهیم.

آزاد سازی قیمت سنگ آهن الان آزاد است یا نه؟

برای پاسخ به این پرسش نگاه کنید به تابلوی بورس کالا. هفته های گذشته قیمت فروش سنگ آهن دانه بندی عیار ۵۸ درصد سنگان با ارز مبادلادتی ۱۴ دلار ۵۵ هزار تن هم فروخته شد. می شود ۴۰ هزار تومان. سنگان برای ایمیدرو است اما ذوب اهن گرانتر از بورس می خرد سنگ بافق نزدیک به ۱۰۰ هزار تومان می خریم که عیارش کمی بالاتر است سنگ آهن سنگان را هم ۶۰ هزار تومان می خریم که گرانتر است چرا؟ چون اعتباری می خریم. در رکودی که فروش نداریم و نمی توانیم در سررسید وام بانکی را بدهیم مجبوریم زیر بار اعتباری برویم.

راهکار شما برای برون رفت از این وضعیت چیست؟

اولاً خودرویی ها در کشور انحصاری هستند و ما نمی توانیم به زور محصول خود را به مردم بدهیم ذوب آهن نمی تواند بر افزایش قیمت پافشاری کند چون مابقی رقبا اقدام به واردات می کنند و بازار را در دست می گیرند. بنابراین ذوب آهن در چنین وضعیتی آمده با تغییر استراتژی تولید خود که سال دیگر جواب می دهد ریسک های موجود را پوشش می دهد. اگر بیاییم میلگرد تولید کنیم با این تکنولوژی قدیمی دیگر امکان پذیر نیست. آمدیم خط تولید ریل را ایجاد کردیم و گفتیم توسعه زیر بنایی کشور با خطوط ریلی رخ می دهد. سال ها است که فولاد در کشور دارد تولید می شود اما ریل از خارج وارد می کردیم. خطوط ریلی در کشور اغلب یک خطه است و گران است و زمان ایست واگن ها مشکل دارد. اگر ارزان تر تولید کنیم و قیمت حمل و نقل را کاهش دهیم یکی از جاذبه های فعالان صنعتی خواهد بود. با سیستم اروپایی خط تولید ریل را وارد کرده ایم و مناقصه برای انتخاب پیمانکار گذاشته شد و ۲۰ مهر ماه ۹۳ پیمانکار برای تجهیز دست بکار شده است هم اکنون۸۰ درصد پروژه طی یکسال در شرایط تحریم جلو رفته و باظرفیت تولید ۴۰۰ هزار تنی در سال جاری افتتاح می شود.

اثرش روی سودآوری سهام چیست؟

قیمت ریل آخرین پروفرمایی که وجود داشته ۲۵۰۰ تومان در هر کیلو بوده و این در حالی است که امروز به سختی می شود تیر آهن را کیلویی ۱۳۰۰ تومان فروخت. یک تن مواد اولیه تیر آهن با یک تن مواد اولیه ریل که هیچ فرقی با هم ندارند. در کنار این، طراحی کارخانه تیرآهن های بالپهن در دستور کار ذوب آهن قرار گرفته که امسال راه اندازی می شود.

الان صنعت ساختمان رفته به سمت استفاده از قوطی ورق که نه استاندارد است و نه به صرفه. تیر بالپهن اولاً یک تیکه است و سبک تر است و ورق برش هم نمی خواهد و مقاومتش هم بیشتر است. الان تیر بالپهن ۲۴۰۰ تومان مشتری دارد و لی تیر های معمولی ۱۳۳۰ تومان به فروش می رود. شرکت به سمت تولید نوع محصولاتی رفته که رقبای دیگر نمی توانند تولید کنند.

سه ماهه آخر امسال این طرح ها اجرا می شود و سال ۹۵ خودش را در صورت های مالی و سودآوری ها نشان می دهد. بنابراین ننشسته ایم و فقط به مشکلات خیره شویم. امسال روی ۸۰ درصد هستند این دو طرح و در عین حال ۸ طرح جدید در ذوب آهن افتتاح می شود. کارخانه ریخته گری یک میلیون و ۲۰۰هزار تنی نیز امسال رونمایی می شود. کارخانه گوگرد زدایی هم افتتاح می شود. نوع سبد محصول را می خواهیم تغییر دهیم که ۴۸ کارخانه تولید نورد دیگر رقبای ما نباشند. بنابراین جهت گیری سیستم و استراتژی ذوب آهن در مسیری است که در سال ۹۵ شرایط دیگری را مشاهده خواهید کرد.

رابطه معنی داری میان محصولات ذوب آهن با صنعت ساختمان وجود دارد و شرایط ساخت و ساز ها در رکود است.

وقتی پروانه های تولیدی برای ساخت و ساز ۵۰ درصد افت می کند یعنی اینکه تقاضا برای محصولات فولادی کمتر است.

آیا دپوی انبار دارید؟

۶۰ درصد ذوب آهن به طرح های عمرانی بوده و با توجه به کاهش قمیت جهانی نفت، طرح های عمرانی کشور کاهش یافته و این یعنی پیمانکارها پولی ندارند که بیایند متقاضی میلگرد باشند. از طرفی حوزه مسکن هم با طرح های خوابیده مواجه شده است.

من نمی توانم معجزه کنم ولی با همه این درد ها می بینیم که ذوب آهن زیان انباشته ۵۰۰ میلیارد تومانی خود را دو سال پیش صفر کرده است.

من باید استراتژی را تغییر می دادم که دادم. اگر سهامدارها روزمره اند ذوب آهن برایشان جذاب نیست ولی آنهایی که تحمل بلند مدت را دارند به نظر می توانند ذوب آهن را بررسی و تحلیل کنند. این نوع بینش کمتر دیده شده است و اینکه بینش افراد در سرمایه گذاری چگونه منطقی تر است. باید بررسی کرد که اقتصاد ما برای تولید از نگاه بورس آیا منطقی تر دارد عمل می کند؟ نیاز به کارهای علمی، فرهنگی و اقتصادی داریم که با چه دیدی سرمایه گذاری می کنیم ما.

شما درباره پسا تحریم برنامه ای دارید یا نه؟

من برای آن فکر کرده ام. قسمت اعظم آن برمی گردد به چین چون ۵۰ درصد فولاد جهان در آنجا تولید می شود. کارشناس های بورس می گویند تولید چرا آمده پایین. اما هیچ کس حساب نمی کند که کاهش تولید خوب است یا بد. چین در ۷ ماه گذشته میلادی ۴.۵ درصد تولیدش را کاهش داده اما وقتی آمار را ارایه می دهد می بینید که روی برنامه اش همه را سردرگم می کند. می داند که دنیا با بحران مواجه است و سپس حجم کاهش تقاضا در اروپا را در دست خود می گیرد. تولیدش را از ۸۰۰ میلیون کرده ۸۴۰ میلیون تن ولی رشد اقتصادیش را از ۱۲ رسانده به ۷ درصد. این یعنی تقاضای داخلی را کاهش داده و نمی گذارد منابع داخلی اش هدر برود و بابت صادرات سوبسید و جایزه می دهد و با کاهش قیمت، تقاضای بیرونی را برای خودش می کند. و در نهایت روی سنگ آهن بازی کرده و قیمت ها را کاهش می دهد چون در شرکت های بزرگ سهم دارد.

آیا بازی در سهام را به لحاظ بینش های فنی در کلان به آن رسیده ایم؟

چین وارد شرکت های بزرگ شده و قیمت را کاهش داده و شرکت های کوچک را مفت می خرد تا به دنبال آن قیمت تمام شده فولادش پایین آید. از این محل فروش و اشتغالش را دارد سایر رقبا را هم کنار می زند. باید بازی ها و تفکر ات فنی در یک جایی بررسی و حلاجی شود ولی وقتی ملوک الطوایفی هر بنگاهی کار خود را می کند به جایی نمی رسد. بنابراین قسمتی از بازی را در شرایط فعلی می بازیم.

نگفتید که آیا دپوی انبار دارید یا نه؟

ارزش پول امروز ۳۰ درصد است. ماچیزی روی زمین نداریم و آنچه می بینید همه مال مردم است. البته مقداری تولیدمان را کاهش داده ایم.

چه برنامه ای برای دوره پس از لغو تحریم ها اندیشیده اید؟

اگرارتباط بانکی باز شود از منابع مالی ارزانتر می توانیم استفاده کنیم. مثلاً طرح پی سی آی که اگر در ذوب آهن اجرا کنم ۱۳ درصد قیمت تمام شده شرکت را کاهش می دهد. اگر منابع مالی بیاید می توان از ظرفیت اقتصادی بالای ۵ میلیون استفاده کرد. اگر شرایط تغییر کرد دیگر فرصت را از دست ندهیم و نیازی که سیستم بانک های خارجی نیاز دارند آماده است در شرکت تا بدون فوت وقت برویم استفاده کنیم.

صرف هزینه ۱۴ میلیارد و ۵۰۰ میلیاون تومانی ذوب اهن برای باشگاه ورزشی به نظر شما در شرایط فعلی اضافی نیست؟

این عدد رقمی در فروش شرکت نیست. از طرفی عده ای از جوانان با این مجموعه گذر وقت احتماعیشان طی می شد اگر این حذف شود آیا آسیب های اجتماعی بیشتر یا کمتر می شود؟ شرایطی است که عده ای با آن گذر عمر می کنند. هدف تولید فولاد نیست بلکه از متابع خدادای به شرایط بهتری استفاده کنیم. حالا از این منافع انفال معدنی اگر عده ای بهره بیشتر ببرند بهتر نیست؟ اتفاقات بعدی پس از حذف ورزش به نظرم بیشتر است.

مصرف آب در اصفهان از سوی مجتمع های فولادی در چه سطحی قرار دارد؟ سطح آلودگی را هم بفرمایید؟

کل صنایع اصفهان ۶ درصد آب مصرف می کنند اینکه مابقی کجا می رود را نمی گویم. اینکه دوب اهن باعثآلئدگی شده ۵۰ سال پیش هیچ اثری از زندگانی نبوده از طرفی ذوب آهنی که ۵۰ کیلومتر خارج از شهر است چه راتباطی دارد. بر اسسا پایشی که گذاشته شده اما مربوط به خودرو ها است یا ذوب آهن. آلودگی اصفهان به دلیل ذوب اهن کاملاً رد می شود.

اولین صنعتی که بطور جدی مباحثزیست محیطی در آن رقم خورده شرکت ذوب آهن اصفهان بوده است. شرکتی که ۵۰ سال قدمت دارد و تکنیک آن بر می گردد به صنعت گذشته و قدیمی است انتظار برای مقایسه با تکنیک های روز دنیا به نظر من مقایسه خوبی نیست اما این دلیل بر این نیست که ما سیستم ها را تصحیح نکنیم. طی مدتی که بنده در این شرکت حضور داشته ام پروژه های متعدد زیست محیطی را به میزان ۴۰۰ میلیارد تومان سرمایه گذاری کرده ایم در ذوب آهن و خوشبختانه داریم تصحیح می کنیم. مثلاً آلتراسیون(دگرسانی) به همراه فیلتراسیون آن به کمک جهاد دانشگاهی به انتها رسیده و امروز که با شما صحبت می کنم پروژه روی ۹۹.۹ درصد است و نزدیک به انتها است. در عین حال پروژه پساب زرین شهر رو به افتتاح است. غباری که به عنوان دود قرمز از کنورتور بیرون می اید که با بهترین شرکت در دنیا برای تصفیه غابار از کنورتورها قرار داد بسته ایم. یکی از کنورتورها نتیجه گرفته ایم که دود کاملاً سفید است دو تا کنورتور دیگر را هم قرار داد بسته ایم به شرط نتیجه دادن کنوتور اول تا به نوعی منطقی تصمیم گرفته باشیم. با توجه به نتیجه گرفتن شرکت از این موضوع آن دو تا هم تا پایان امسال پس از وصل پرداختی ها انجام می شود.

آن چیزی که در ذهن مردم به عنوان نماد آلودگی دیده می شود دارد تصحیح می شود و جز اخلاق حرفه ای ما است که برای این منطقه و محیط زیست انجام می دهد.

در اطراف ذوب اهن که فولاد شهر به آن نزدیک شده البته یکسری آلودگی دارد که روی آن سرمایه گذاری کرده ایم و بزودی افتتاح می شود. پروژه آلودگی روی تصفیه پساب و آلودگی کارخانه بی او تی با روش جدید افتتاح شده و آلودگی کاهش یافته است. دود از کنورتور بیشترین انتقاد مردم است که وقتی سنگ آهن بی کیفیت داده می شود باطله و سرباره بالاتر می رود اما برای حل این قضیه با بهترین کارخانه فیلتراسیون(اوشس) کنورتور قرار داد بسته ایم و یکی را راه اندازی و دو تای دیگه تا پایان امسال می آید و برای همیشه حل می شود. در ضمن ۱۶ هزار هکتار فضای سبز داریم که ۸۴ برابر استاندارد جهانی است. همه جهت های الودگی به ذوب اهن نه علمی و نه منطقی است.

افزایش سرمایه ذوب آهن در چه مرحله ای است؟ طی دو سال اخیر همواره این موضوع مطرح بوده اما به نتیجه روشنی نرسیده است.

ببینید ما برنامه افزایش سرمایه را در مجمع هم اعلام کردیم. شاید سهامدار خرد نگران از این باشد که افزایش سرمایه از محل تجدید ارزیابی دارایی ها منجر به افزایش هزینه استهلاک بالا برود و سود کاهش یابد. من این موضوع را به جان می خرم. ۳.۸ درصد افزایش سرمایه اگر اتفاق افتد صورت های مالی شرکت آرایش بهتری پیدا می کند. شاید دچار تنش کند امسال سهامدار را اما گر صورت های مالی شرکت تصحیح شود حسن آن تامین مالی ارزان خارجی پس از رفع تحریم ها است که هزینه های تسهیلات را کاهش دهیم و یا تهاتر کنیم و از این شرایط استفاده کنیم و باید نسبت های مالی شرکت صحیح باشد برای بانک های خارجی.

افزایش سرمایه شرکت از بابت تجدید ارزیابی ۲۲ هزار هکتاز زمین کارخانه است یا برنامه دیگری هم دارید؟

در این مرحله فقط افزایش سرمایه از تجدید ارزیابی ماشین آلات و تجهیزات مثل ارزیابی کوره ۳ و پالایشگاه و غیره است اما در مرحله بعدی افزایش سرمایه از محل تجدید ارزیابی زمین ها است که افزایش سرمایه دیگری است. جداگانه برای آنها هم برنامه داریم.

الان افزایش سرمایه ذوب آهن در دست سازمان بورس است؟

برنامه توجیهی افزایش سرمایه توسط تامین سرمایه بانک ملت به حسابرس فرستاده شده که در صورت تایید وی به سازمان بورس ارسال می شود. به محض تایید بورس مجمع فوق العاده افزایش سرمایه برگزار می شود.

آیا افزایش سرمایه " ذوب " به امسال می رسد؟

ما همه کارها را کرده ایم. حسابرس گفته ما جزییات ریز را می خواهیم و ما داده ایم.

در مورد حادثه ذوب آهن هم کمی توضیح دهید…

باید گزارش های رسمی این قضیه منتشر شود اما در کل لوله لانس برای اولین بار در کنورتور برای دمش کردن گیر می کند و شالک می بندد و لانس قادر به بالا آمدن نیست. این میان هیچ نشت اکسیژنی هم نبوده است. اتفاقی که می افتد می آیند با اکیسژن لانس را برش می دهند اما برای اولین بار لوله لانس می شکند. در داخل این لوله آب است. وقتی می شکند آب با فشار ۲۲ اتمسفر می افتد روی ذوب و شالک هم آزاد می شود و انفجار رخ می دهد. این لوله مستهلک نشده بوده و با آن معمولاً تا ۱۰۰بار ذوب می گیرند اما این لوله ۴۱ نوبت فعال بوده است.