به گزارش افکارنیوز،

 تازه ترین آمارهای بانک مرکزی از رشد بیش از 30 درصدی مانده سپرده های بانکی در پایان خرداد امسال نسبت به خرداد سال قبل حکایت دارد. این در حالی است که طی یک سال گذشته نرخ سود سپرده های بانکی از 22 درصد به 15 درصد کاهش یافت. به این ترتیب با وجود کاهش نرخ سود سپرده های بانکی همچنان تمایل به سپرده گذاری در بانک ها بالاست. در این میان برخی مسئله را به نرخ های سود غیر رسمی برخی موسسات و حتی بانک ها نسبت می دهند که بالاتر از نرخ 15 درصد فعلی است و جذابیت بالایی برای سپرده گذاری ایجاد می کند، اما واقعیت میدانی نشان می دهد که جذب سپرده به این روش کمتر از گذشته شده است و در مجموع سپرده گذاری در نظام بانکی با همان نرخ سپرده 15 درصد همچنان رونق بیشتری از سایر بازارها از جمله مسکن و بورس دارد. در چنین شرایطی روند فزاینده سپرده گذاری در بانک ها ناشی از 2 واقعیت است. نخست، کاهش نرخ تورم و فاصله نسبتا بالای نرخ سود سپرده و تورم که موجب جذابیت سپرده گذاری در بانک ها می شود و دوم، رکود سایر بازارهای سرمایه گذاری.

 

در هر صورت سوال اساسی این است که چرا رونق سپرده گذاری در بانک ها، موجب رونق گرفتن تزریق نقدینگی به بخش های مختلف نمی شود. پاسخ این است که نظام بانکی در شرایطی قرار گرفته است که به مثابه سیاه چاله فضایی عمل می کند. سیاه چاله های فضایی مکان هایی در فضا هستند که نور از آن ها عبور نمی کند، لذا به شکل یک لکه سیاه در رصد تلسکوپ ها رویت می شوند. نظام بانکی نیز با وجود روند فزاینده ورود سپرده، نمی تواند این نقدینگی را از خود عبور دهد و این سپرده ها در سیاه چاله نظام بانکی متوقف می مانند. نخستین بخش این سیاه چاله، معوقات بانکی 90 هزار میلیارد تومانی است. بخش دیگر که حدود 200 هزار میلیارد تومان برآورد می شود، معوقات بانکی است که در سرفصل معوقات قرار ندارد. به عبارت دقیق تر بانک ها تسهیلاتی را ارائه داده اند که هنوز باز نگشته است و در سررسید، معوقات مذکور را به عنوان تسهیلات جدید به بدهکاران لحاظ کرده و تقسیط می کنند. این سیاه چاله همچنین شامل بدهی 190 هزار میلیارد تومانی دولت به نظام بانکی نیز هست. بخش دیگر از این سیاه چاله، قفل شدن منابع بانکی در شرکت های مربوط به بانک هاست. شرکت هایی که عموما زیان ده هستند و امکان فروش آن ها، به دلیل رکود موجود در بازار فراهم نیست. به این فهرست باید املاک مازاد بانک ها که فروش نرفته را نیز اضافه کرد. نتیجه این مسئله به تعبیر رئیس کل بانک مرکزی قفل شدن 40 تا 45 درصد منابع بانکی است. 

 

فروش نرفتن دارایی ها و املاک بانک ها مشکل دیگری برای آن ها ایجاد کرده است و آن هم مشقت در پرداخت نرخ های سود بالای سال های گذشته است. به عبارت دیگر افزایش نرخ سود سپرده و مسابقه بانک ها برای پرداخت سودهای نجومی در 2 - 3 سال اخیر و سررسید شدن پرداخت اصل و یا سود سپرده ها موجب شده که بانک ها با شرایط بعضا سختی برای پرداخت این مبالغ مواجه شوند، چرا که سرمایه گذاری های بانکی به دلیل رکود سال های اخیر در حدی سود ده نبوده که بتواند پاسخگوی سپرده گذاران باشد. لذا بانک ها با مقاومت در برابر کاهش نرخ سود سپرده و رسیدن آن به نزدیکی نرخ تورم، عملا با سپرده های جدید، سودهای سررسید شده را پرداخت می کنند. به این ترتیب جذب سپرده به قیمت نجات بانک ها در شرایط رکودی صورت می گیرد. در حقیقت شرایط رکودی که بسیاری از بخش های اقتصاد از جمله تولیدکنندگان را با شرایطی سخت مواجه کرده، برای بانک ها شرایطی دوگانه ایجاد کرده است. از یک سو اثرات رکودی در معوقات بانکی و فروش نرفتن دارایی ها موجب ضربه خوردن بانک ها شده است، اما از سوی دیگر رکود موجود در بازارهای موازی نظام بانکی از جمله مسکن و بورس موجب روی آوردن سپرده گذاران به بانک ها شده است. در چنین شرایطی تداوم این وضعیت یعنی تداوم رکود در مسکن و بورس است و برای خروج از این وضعیت باید ضمن کاهش مجدد و بیشتر نرخ سود بانکی و نظارت بر رعایت آن توسط بانک ها، زمینه رونق در سایر بخش ها فراهم شود و اجازه داده نشود که نقدینگی کشور در زندان نظام بانکی ناکارآمد محصور بماند.