به گزارش افکارنیوز،

 مدتها پیش حشد الشعبی، با شکست گروه تروریستی داعش ، و تقویت عراق در مقابل نقشه های آمریکا برای تجزیه این کشور بر اساس فرقه ای و قومیتی، خواب و خیال های واشنگتن در عراق را نقش بر آب کرد. پس از این ائتلاف آمریکا - رژیم صهیونیستی و عرب های مرتجع، جنگ روانی خود را علیه حشد الشعبی آغاز کردند و برای این منظور، امپراطوری های رسانه ای و ارتش های سایبری و مزدوران بسیاری را تحت عناوین سیاسی، رسانه ای و مطبوعاتی به خدمت گرفتند.

این کشور به جنگ روانی بسنده نکرد و به بمباران مواضع حشد الشعبی در مرزهای عراق و سوریه و در داخل عراق و شهادت شماری از رزمندگان حشد پرداخت.

این کشور ابتدا در مورد این حمله ها سکوت اختیار کرده بود اما بعد هر گونه مداخله را تکذیب کرد. دیری نگذشت که با افشای حقایق، ناچار شد مسئولیت این حمله را به صراحت و به طور علنی برعهده بگیرد.

در اکتبر سال گذشته برخی شهرهای عراق طی تظاهراتی خواستار ارتقای خدمات و مبارزه با فساد و فاسدان شدند. آمریکا از طریق سفارت خود و با استفاده از گروه های موسوم به "جوکر" وبقایای حزب بعث و تروریست های "داعش"، در صفوف معترضان رخنه کرد و سمت و سوی شعارها را تغییر داد و طوری وانمود که انگار معترضان خواسته ای جز حمله به حشد الشعبی و مراجع دینی و روابط دیپلماسی بین عراق و ایران ندارند.

گروه های جوکر – داعشی و بعثی به سرعت از مرحله شعار وارد مرحله سلاح شده و حشد الشعبی و مواضعش را هدف قرار دادند. آنها به مواضع و پایگاه های حشد الشعبی حمله کرده و ضمن آتش زدن آنها، همه افراد حاضر در آنجا را به طور وحشیانه ای به قتل رساندند. آنها از اینهم فراتر رفته و به شهروندان عادی حمله کرده و در یک جنایت هولناک، کودکی را به قتل رسانده و جنازه او را از تیر برق آویزان کردند.

همزمان با این جنایات، ماشین تبلیغاتی وابسته به این ائتلاف، با ترویج دروغ هایی مثل "سلاح افسارگسیخته"، "تهدید دفاتر نمایندگی" و "قتل معترضان" و ..، جنگ روانی علیه حشد الشعبی را آغاز کرده و همه این اتهامات را متوجه این گروه کردند.

در اوج جنگ روانی ، آمریکا جنایت هولناک خود یعنی ترور فرماندهان پیروز شهیدان قاسم سلیمانی و ابو مهدی المهندس و هم رزمانشان را در مرکز بغداد مرتکب شد و دونالد ترامپ، رئیس جمهور این کشور اعتراف کرد که شخصا دستور این جنایت را صادر کرده است.

اما چیزی که این کشور پیش بینی نکرده بود این است که پارلمان عراق پس از این جنایت، با تصویب قانونی، دولت این کشور را ملزم به اخراج همه اشغالگران از جمله آمریکایی ها از خاک عراق می کند. اشغالگران فکر نمی کردند که در صورت اصرار بر ادامه حضور در عراق، به عنوان اشغالگر شناخته می شوند و مقاومت در برابر آنها وجهه قانونی پیدا می کند.

آمریکا پس از آنکه نتوانست مسیر اعتراضات مردمی را منحرف و این تظاهرات را از مضمون اصلی خود خالی کند، همچنین نتوانست روابط دیپلماتیک عراق و ایران را به هم بزند برای سرپوش گذاشتن بر این همه شکست، به سراغ یک بازی رسوا و نمایش مسخره رفت و گروه های مسلح تروریستی بازیگران این بازی بودند. آنها این بار اجازه داشتند که هر از گاهی یک خمپاره به سوی سفارت آمریکا پرتاب کنند؛ این خمپاره می بایست یا به زمین خالی اصابت کنند یا روی سر عراقی ها فرود بیایند.

هدف امریکا از این نمایش، ایجاد جوی برای معرفی حشد الشعبی به عنوان یک گروه "شبه نظامی" با "سلاح های کنترل نشده" است. همزمان تهدید کرد که سفارت خود را در عراق می بندد تا شاید به این بهانه دولت عراق را علیه حشد الشعبی بشوراند.

اما چیزی که این کشور از آن غافل بود، این است پس از ترور سرداران پیروزی بر تروریست ها، بمباران مواضع حشد الشعبی در مرزهای عراق و سوریه و شهادت شماری از رزمندگان حشد و حمله به مواضع و پایگاه های آنها و ترور معترضان و مثله کردن جنازه آنها، مردم عراق متقاعد شدند که تنها سلاح افسارگیخته و غیر قابل کنترل در کشورشان، سلاح آمریکایی هاست در حالی که سلاح حشد الشعبی فقط از آب و خاک و شرف این کشور دفاع می کند.