به گزارش افکارنیوز،

ظرف سال های گذشته آمریکا نشان داد، فاقد هرگونه راهبرد نظامی و سیاسی واقع گرایانه یا شفاف در بحران سوریه است. به این دلیل که آمریکا در سیاست خارجی خود به دیدگاه ها و توصیه‌های مراکز تحقیقاتی و مطالعاتی اش تکیه می کند.

از ابتدای بحران تا زمان آغاز درگیری های مسلحانه، واشنگتن با دقت تحولات سوریه را دنبال می کرد، چون اعتقاد داشت، پیامدهای تغییر نظام در سوریه دامنگیر منطقه خواهد شد.

اما ادامه اعتراضات و به نتیجه نرسیدن رویارویی های مسلحانه و باقی ماندن اسد در قدرت باعث شد، آمریکا به سمت خرید وقت و حمایت از گروه های مسلح میانه رو با هدف تامین منافع خویش روی بیاورد و در مرحله بعد راهبرد حمایت از معارضان سیاسی بی تجربه و تازه کاری را پیش گیرد که هیچ درکی از سیاست، روابط بین الملل و اداره کشور نداشتند.

پس از آن نیز سیاست آمریکا دوری از میدان و عدم درگیری مستقیم بود. لذا سفر آمریکایی ها به مناطق معارضان به اعزام نمایندگان سازمان ملل و سازمان های مدنی در زمینه کمک به آوارگان و پناهجویان محدود شد.

در دوران دونالد ترامپ ، وی سیاست متفاوتی با اوباما اتخاذ کرد، مهمترین راهبرد ترامپ اجرای قانون «قیصر» یعنی تحریم و محاصره سوریه با هدف براندازی نظام بود. قانونی که برای نظام سوریه که برای بازسازی و آبادانی اقتصادش نیازمند سرمایه گذاری است، ضربه بزرگی است، چون روسیه و ایران به تنهایی توان ورود به این عرصه را ندارند.

هدف اصلی ترامپ در سوریه را باید در دریافت ضمانت از نظام اسد برای حفظ آتش بس جهت آغاز مذاکره درباره آینده سیاسی سوریه، تضمین برگزاری انتخابات به نحوی که موجب برکناری اسد شود، خلاصه کرد.

ناظران تاکید دارند، واقعیت سیاست ترامپ در سوریه تامین منافع شخصی خود بود، لذا غیر از آن هرچه انجام شده مانند اعلام پیروزی بر داعش و تلاش برای پایان دادن به حضور ایران در قالب نمایش قابل ارزیابی است.

بطور کلی موضع ترامپ در سوریه بر مبارزه با داعش، واداشتن دمشق به تغییر رفتار، حمایت از نیروهای کُردهای شرق سوریه، ایجاد ائتلاف بین گروه های مسلح و مبارزه با حضور رقبای آمریکا در سوریه از جمله ایران با هماهنگی اسرائیل متمرکز بود.

بنابراین انتخاب مجدد ترامپ یعنی ادامه این سیاست و فشار بیشتر بر دمشق و متحدینش بویژه ایران است. درحالی که پیروزی بایدن بازگشت سیاست های اوباما یعنی مذاکره جهت دستیابی به توافق در سوریه را بدنبال دارد.

از جهت دیگر، تجربه نشان داده، دموکرات ها برای سوریه بهتر از جمهوریخواهان بوده اند. مهمترین مزیت دموکرات ها داشتن برنامه و نگاه تبعیض نژادانه کمتر نسبت به ملل دیگر است. بویژه آنکه بایدن وعده حضور بیشتر در سوریه و اعمال فشار بر نظام سوریه جهت تامین امنیت و عدالت را داده است.

از جهتی درحالی که برخی تاکید دارند، بایدن دنباله رو سیاست ناکام اوباما در سوریه است، گروهی دیگر فاش کردند، بایدن به این فکر می کند، سوریه را به میدان جنگ آینده اش تبدیل کند.

کناره گیری «تولسی گابارد» از نامزدی در انتخابات، امیدواری روسیه و دمشق را به باد داد، چراکه وی از جمله حامیان دمشق بود که در سال 2017 در سفری محرمانه به سوریه با بشار اسد دیدار کرد. با این حال وجود افرادی چون «استفان سایمون» در تیم بایدن همچنان روسیه و نظام سوریه را امیداور نگه می دارد.

سوری ها چه مخالفان نظام چه طرفداران آن، درحالی روند انتخابات آمریکا را دنبال می کنند که به خوبی می دانند، سوریه جزو اولویت های سیاست خارجی آمریکا چه در دولت ترامپ و چه در دولت بایدن نخواهد بود.