این روزها حتما در جریان کم و کیف اخبار مربوط به سفر تاریخی پاپ فرانسیس رهبر کاتولیکهای جهان به عراق هستید. این اولین سفر یک پاپ به عراق است، آنهم در شرایطی که دنیا درگیر ویروس ناشناخته و پیچیده کروناست. ماجرا آنجاست که این سفر به عنوان " زائرصلح " انجام گردیده است و قرار است ایشان از خداوند بخواهد پس از سالها جنگ در عراق ، صلح و آشتی برقرار شود !

تاکید پاپ در دیدار با آیت الله سیستانی بر اهمیت همکاری و دوستی{!}بین فرقه های مذهبی و گسترش احترام متقابل به نفع عراق و منطقه و همه بشریت و مقابله با خشونت و دفاع از مردم ضعیف و ظلم و ستم دیده، در حالی است که همین فرد مدعی صلح و دوستی مردم فلسطینی را که سالهاست تحت اشغال ظالمانه گله های صهیونیستی هستند فراموش کرده است! حتی مردم مظلوم یمن و بحرین و ... را هم که خونشان توسط هزاران نیروی مسلح آمریکایی و صهیونیستی مباح شمرده شده از یاد برده است ! او در حالی بعد از سالها به یاد اقلیتهای آواره نینوا و موصل و شعار خاتمه یافتن خشونت و افراط گرایی و کنار گذاشتن اسلحه ها افتاده که یادش رفته است "داعش" عامل اصلی این خشونتها، دست ساخته خود آمریکاییها و صهیونیستهاست! و اتفاقا برای داشتن صلح باید جنگید، نه اینکه به این بهانه بخواهند که ما خلع سلاح شویم!

و چه زیبا با بصیرتان عراقی، در مقابل تسبیح مزین به نماد کلیسای اهدایی او ( که تنها به درد گذاشتن در موزه میخورد)، با ارائه پوسترها و تصاویر پربارشان خواستند بفهمانند که عرب، مهمانش را گرامی میدارد؛ نه آنکه همانند آمریکای خیانتکار، میهمان کشوری دیگر و یک سرباز مخلص اسلام را شبانه و بزدلانه ترور کند! ؛ در واقع دستی که ناقوسهای کلیسا را برگرداند، دست "شهید حاج قاسم سلیمانی" بود؛ دست امثال "ابو مهدی المهندس ها" بود؛ دست مجاهدان حشد الشعبی بود، که نه تنها از عراقی ها، بلکه از ناموس مسیحیت و مقدسات شما و کلیسا و ایزدی ها در برابر داعش وحشی دفاع کرد و اگر شما حالا با امنیت و بدون ترس وارد این سرزمین شدید، تنها به برکت خون مقدس آنهاست!

جناب پاپ ادعا میکنند که زائر صلحند و میخواهند امید و عشق را تشویق کنند و در سرزمین اور، یادآور حضرت ابراهیم علیه السلام شدند و طرحی را به امضا رسانده اند که به معنای تلاقی سه دین آسمانی و ذوب شدن این سه در دین ابراهیم علیه السلام است؛ حال آنکه نمیدانند از سلاله ابراهیم بودن یعنی شکستن بت های زر و زور و تزویر و تطمیع و تهدید!

میگویند باید به آزادی ادیان احترام گذاشت و این یک حق اساسی است!، حال آنکه در بسیاری از کشورهای اروپایی و آمریکایی که مثلا مهد آزادی هستند شاهدیم که برخورد با مسلمانان چگونه است؛ و مسلمانان حتی از حقوق اولیه ای همچون داشتن حجاب و آزادی در پوشش، منع شده اند وجناب پاپ ساکتند و چیزی نمیگویند!

راستش را بخواهید هرچه میخواهیم به این سفر دید مثبتی داشته باشیم نمیشود. آنقدر رفتارهایشان تناقض دارد که نمیتوانیم در مقابل لباس سفید صلحشان، پرچم سفید بالا بیاوریم و تسلیم شویم. لایه های پشت پرده این سفر میگوید در قالب این سند سازی ها میخواهند روابط بین عراق و رژیم اشغالگر را هم عادی سازی کرده و باج خواهی کنند و بعدها در همین راستا به اشغالگری های خود از طریق طرح مثلا ابراهیم وارشان مشروعیت مجدد بدهند!

امروز دیگر مسلمانان آزاده فهمیده اند که آن اسلامی رهگشاو نجاتبخش است که همه فرامین خداوند را یکجا داشته باشد و نه اسلام مثله شده ابتر خوشایند آمریکا و دیگر استعمارگران‌جهانی.

 به قول رهبر فرزانه مان دین حداقلی و اکتفای به حداقل ها از نظر اسلام قابل قبول نیست.  "اینکه مثلا فقط به اقامه قسط و عدل (یا همین صلح و دوستی آنها) بپردازیم کافی نیست. و آنها که از دین "نومن ببعض و نکفر ببعض" هستند منافقند! و اصلا خداوند پیامبران را برای توحید و اجتناب از طاغوت و عبودیت خداوند فرستاده است. (93/12/21)

و باز به قول امام خامنه ای حفظه الله، علت مخالفت دستگاه استکبار با نظام اسلامی، همین مقابله با زر و زور و تزویر است؛ وَالّا اگر چنانچه اسلام غیر سیاسی، اسلامی که کاری به کار این‌وآن ندارد، اگر یک چنین اسلامی حاکم باشد، هیچ اهمّیّتی هم نمیدهند و مخالفتی هم نمیکنند. شما با آمریکا، با دستگاه استکبار، با صهیونیسم همراه باشید -در کار اقتصادی‌شان، در کارهای سیاسی‌شان، در جهت‌گیری‌هایشان- مثل آنها فکر کنید، مثل آنها حرف بزنید، مثل آنها مشی کنید، هیچ مخالفتی ندارند؛ اسمتان مسیحی باشد، اسمتان بودایی باشد، اسمتان مسلمان باشد، برایشان هیچ اهمیّتی ندارد، مسئله این است.(94/12/25)

جناب پاپ باید بداند صلحی که اسلام به دنبال آن است، صلحی جهانی و واقعی است که حامی مستضعفان و دشمن مستکبران و زرسالاران با هر دین و مذهبی است، ولی نه با تحمیل و تجاوز و تصرف سرزمینها، که با هدیه کردن آن به ملتها تا با اختیار و انتخاب خود راه درست را از غلط تشخیص دهند.

ما میدانیم که امثال پاپ و هم‌پیمانانش با چنین صلحی مخالفند و هر روز هم به بهانه ای با آن مبارزه میکنند، یک روز به بهانه پان ایرانیسم و پان ترکیسم و پان عربیسم و پان کردیسم، روزی به بهانه سنی و شیعه و فرقه فلان، و نتیجه اش هم میشود همین فرقه های تروریستی و تکفیری که با پول هم پیمانان و وابستگان آمریکا این فجایع را در دنیا به راه انداخته اند.

وگرنه اگر تنها با شیعه مخالف بودند و با سنی موافق،چرا با فلسطینی ها بد هستند؟ چرا سنی های غزه و کرانه باختری را میکشند؟ چرا سوریه ، یمن و لیبی را ویران میکنند؟ بحرین و نیجریه را چرا زیر فشار قرار میدهند؟ چرا در مقابل این همه فجایع سکوت کرده اند و زائر صلح نمیشوند؟! ( نقل به مضمون از سخنرانی 94/10/8)

 آری اینهاست که دل هر انسانی را به درد می آورد و باعث میشود زائر صلح بودن ایشان را باور نکنیم.

ایشان آمده اند تا با اسلام غیر سیاسی صلح کنند، با اسلام سکولاری که دین جز در مسائل فردی، در امور دیگر هیچ بروز و ظهوری نداشته باشد. چنین صلحی، به درد اسلام اصیل و ناب محمدی (صلی الله علیه و آله) نمیخورد و هرگز قادر به رهایی مظلومان از دست ظالمان نیست که اگر بود، تاکنون پاپ توانسته بود یک زائر صلح واقعی برای جهان باشد.

به یاد جمله ابا عبدالله الحسین علیه السلام افتادم که فرمودند : "کسی مثل من با مثل یزید بیعت نمی کند". امروز هم اینگونه مسیحیت و یهودیت تحریف شده ، با اسلام تحریف ناپذیر هرگز تحت یک لواء قرار نخواهد گرفت، مگر آن روزی که مسیح علی نبینا و آله و علیه السلام تحت لوای بقیه الله الاعظم ظهور کند و پشت سر ایشان اقامه نماز کند و آن گاه زمین با فروغ پروردگار روشن شود و حکومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به شرق و غرب عالم برسد ان شاءالله .

صفورا ترقی