آمریکا هم افراط‌گرایی اسرائیل را تاب نیاورد

 با وجود حمایت‌های آشکار چهره‌هایی چون بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ از جریان‌های صهیونیستی افراطی، انحلال رسمی سازمان «بیتار» در ایالت نیویورک نشان داد که خشونت سازمان‌یافته و نژادپرستی عریان، حتی در چارچوب آزادی‌های ادعایی غرب نیز مرزهایی دارد؛ مرزهایی که بیتار بارها از آن عبور کرده بود.

تصمیم لتیشا جیمز، دادستان کل نیویورک، برای انحلال این سازمان، نه یک اقدام نمادین، بلکه نتیجه تحقیقات گسترده درباره نقش مستقیم بیتار در تحریک به خشونت، وحشت سازمان‌یافته و نفرت‌پراکنی علیه مسلمانان، عرب‌ها و حتی یهودیان منتقد صهیونیسم بود. هرچند این انحلال در قالب «توافق قضایی» انجام شد و اعضا از پیگرد کیفری گسترده گریختند، اما در عمل، بیتار به‌عنوان یک تشکل غیرقانونی از صحنه رسمی آمریکا حذف شد.بیتار؛ یک جنبش جوانان یا بازوی خیابانی افراط‌گرایی صهیونیستی؟«بیتار» که نام خود را از «اتحادیه یوسف ترومپلدور» گرفته، در سال ۱۹۲۳ به‌عنوان یک جنبش جوانان صهیونیست افراطی تأسیس شد.

این سازمان از ابتدا خود را «تهاجمی، برتر و صهیونیستی افراطی» معرفی کرد؛ توصیفی که بیش از آنکه شعار باشد، بازتاب ماهیت واقعی آن است.بیتار نه‌تنها یک تشکل فرهنگی یا آموزشی نبود، بلکه همواره پیوندی ایدئولوژیک و تشکیلاتی با جریان صهیونیسم تجدیدنظرطلب و حزب لیکود داشته و حامل نوعی نگاه نظامی‌گرایانه و قوم‌گرایانه افراطی بوده است. نام‌گذاری باشگاه «بیتار قدس» نیز از همین خاستگاه ایدئولوژیک می‌آید؛ جریانی که سال‌هاست به نژادپرستی ضدعرب و خشونت سازمان‌یافته شهرت دارد.

در ایالات متحده، فعالیت‌های بیتار عملاً بر هدف قرار دادن فعالان حامی فلسطین، ارعاب مسلمانان و عرب‌ها، و حمله به یهودیان ترقی‌خواه مخالف سیاست‌های اشغالگرانه اسرائیل متمرکز بود؛ به‌ویژه یهودیانی که با شعار «نه به نام ما» علیه جنایات غزه موضع‌گیری کرده‌اند.ژابوتینسکی؛ ریشه فکری افراط‌گراییبنیان‌گذار بیتار، «زئیف ولادیمیر ژابوتینسکی»، از چهره‌های کلیدی صهیونیسم افراطی است؛ فردی که آشکارا بر برتری قدرت نظامی و حذف هرگونه سازش با عرب‌ها تأکید داشت. ایده محوری او، تشکیل یک دولت عبری در دو سوی رود اردن بود؛ رؤیایی که امروز در قالب سیاست‌های توسعه‌طلبانه اسرائیل بازتولید می‌شود.ژابوتینسکی، صهیونیسم اجتماعی یا اخلاق‌محور را اتلاف وقت می‌دانست و معتقد بود تنها زبان قابل‌فهم برای عرب‌ها، زور عریان است. جمله مشهور او در سال ۱۹۲۳، که «عرب‌ها تنها در برابر نیرویی که آن‌ها را در هم بکوبد تسلیم می‌شوند»، به‌خوبی شالوده فکری بیتار و جریان‌های مشابه را نشان می‌دهد.

نتانیاهو و «دیوار آهنین»؛ از نظریه تا نسل‌کشیبنیامین نتانیاهو بارها ژابوتینسکی را مرشد فکری خود معرفی کرده و آشکارا به نظریه «دیوار آهنین» او وفادار مانده است؛ نظریه‌ای که بقای اسرائیل را صرفاً در نمایش قدرت نظامی ویرانگر و امتناع از هرگونه امتیاز می‌بیند.پژوهش‌های دانشگاهی، از جمله تحلیل «ارن کاپلان»، نشان می‌دهد که جنگ ویرانگر غزه و سیاست‌های مبتنی بر نابودی کامل مقاومت فلسطین، بازتاب مستقیم همین ایدئولوژی است؛ ایدئولوژی‌ای که در آن، امنیت نه از مسیر عدالت یا همزیستی، بلکه از راه ارعاب و تخریب تعریف می‌شود.نویسندگانی چون «زک بوشامپ» نیز تأکید کرده‌اند که همین تعلق فکری نتانیاهو به صهیونیسم افراطی ژابوتینسکی است که او را حتی در برابر نزدیک‌ترین متحدان غربی‌اش قرار می‌دهد.از تروریسم تاریخی تا خشونت معاصربیتار در دهه ۱۹۳۰، در فلسطین اشغالی، سابقه مشارکت در اقدامات تروریستی داشت و اعضای آن با پیراهن‌های قهوه‌ای ــ یادآور جریان‌های فاشیستی اروپا ــ شناخته می‌شدند. این سازمان پیش از جنگ ۱۹۴۸، شبکه‌ای از مراکز آموزش نظامی، دریانوردی و خلبانی در نقاط مختلف جهان ایجاد کرده بود؛ از ایتالیا و فرانسه تا آفریقای جنوبی و نیویورک.امروز نیز، همان منطق خشونت‌محور، در قالب تهدید، عربده‌کشی و حمله به مخالفان سیاسی در آمریکا ادامه یافت؛ تا جایی که حتی تهدید به ترور شهردار نیویورک نیز از سوی وابستگان این جریان مطرح شد.

چرا نیویورک خط قرمز کشید؟در ۱۴ ژانویه ۲۰۲۶، پس از تحقیقات مفصل، بیتار با دادستانی نیویورک بر سر انحلال رسمی این سازمان به توافق رسید. این تحقیقات نشان داد که سازمان به‌طور سیستماتیک، افراد را بر اساس دین و ملیت هدف قرار داده، به ارعاب و تحریک خشونت دست زده و حتی بدون ثبت قانونی، اقدام به جمع‌آوری کمک‌های مالی کرده است.لتیشا جیمز صراحتاً اعلام کرد: «نیویورک تحمل سازمان‌هایی را که با ترس و خشونت به دنبال خاموش کردن آزادی بیان هستند، ندارد.»جمع‌بندی: شکست یک ویترین، نه پایان یک ایدئولوژیانحلال بیتار در نیویورک، بیش از آنکه پایان افراط‌گرایی صهیونیستی باشد، افشای چهره واقعی آن است؛ جریانی که ریشه در تروریسم تاریخی دارد و امروز در قالب نژادپرستی مدرن بازتولید می‌شود. این اقدام، اگرچه ضربه‌ای به یکی از بازوهای خیابانی صهیونیسم افراطی در آمریکا بود، اما نشان می‌دهد که ایدئولوژی خشونت‌محور ژابوتینسکی همچنان در سطوح بالای قدرت اسرائیل زنده است؛ از تل‌آویو تا واشنگتن.