شکاف فزاینده و پایدار بین آمریکا و اتحادیه اروپا که در سخنرانی مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا در کنفرانس امنیتی مونیخ برجسته شد، بر لزوم اتحاد اروپاییها تأکید میکند.
لحن ممکن است ملایمتر شده باشد، اما شکاف بین اروپاییها و آمریکاییها در کنفرانس امنیتی مونیخ همچنان عمیق باقی ماند؛ یک سال پس از سخنرانی تند جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا که در آن تکبر با تحقیر اروپا همراه بود، مارکو روبیو لحن دوستانهتری اتخاذ کرد.
اروپاییها اکنون در حمایت از کییف تنها هستند، با خساستی که ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین را خشمگین میکند.
دیگر شکاف فراآتلانتیکی که سخنرانی روبیو آن را التیام نبخشید، مربوط به ارزشهایی است که این همکاری تاریخی زمانی به دنبال دفاع یکپارچه از آنها بود تا زمانی که ترامپ به کاخ سفید بازگشت؛ وقتی وزیر خارجه آمریکا اعلام کرد که این کشور در حال ترسیم مسیر قرن جدیدی از رفاه است و از متحدان دعوت کرد تا به آن بپیوندند، انتظار داشت که آنها هویت خود -به ویژه حاکمیت که نمونه آن مقررات دیجیتال است و اکنون از طرف واشنگتن مورد تهدید قرار گرفته است- را رها کنند.
به گزارش «ال پائیس»، اولین سال ریاستجمهوری دونالد ترامپ، بزرگترین شکاف بین آمریکا و اروپا را از زمان شکلگیری پیوند فراآتلانتیکی در پایان جنگ جهانی دوم ایجاد کرده است؛ اولین ضربه در فوریه گذشته از طرف معاون رئیسجمهور آمریکا در کنفرانس امنیتی مونیخ زده شد.
ونس، با این استدلال که بزرگترین خطر برای اروپا موشکهای روسیه نیستند، بلکه خود سران اروپایی هستند که او آنها را به تضعیف دموکراسی و سانسور ایدههای راست افراطی متهم کرد، باعث شگفتی شد.
اکنون و با گذشت یک سال، بدترین پیشبینیها در حال تحقق است؛ ترامپ تهدید به الحاق گرینلند، یکی از قلمروهای ناتو و بارها تحقیر متحدان کرده است.
کنفرانس امنیتی مونیخ وخامت روابط بین سواحل اقیانوس اطلس شمالی را ارزیابی میکند و بینشی در مورد چگونگی واکنش اروپا به آنچه برگزارکنندگان کنفرانس امنیتی مونیخ آن را سیاستهای ویرانگر آمریکا توصیف میکنند، ارائه میدهد.
شکافهای جدیدی در روابط از پیش تیرهوتار فراآتلانتیک در حال باز شدن است؛ از علاقه ترامپ به الحاق گرینلند و جنگ در حال وقوع در اوکراین گرفته تا حضور نظامی آمریکا در اروپا که به نظر میرسد در حال کاهش است و وابستگی فناوری و اقتصادی اروپا به این کشور؛ در روندی از پیکربندی مجدد که باعث ناراحتی در میان متحدان سابق شده است، همه چیز روی میز است.
عمق شکاف بین ترامپ و اروپا بهطور کامل نمایان شده است، زمانی که ترامپ در داووس سوئیس سخنانی ایراد کرد و از سیاستهای مهاجرتی اروپا، مقررات آن و عدم تمایل شدید آن به دادن گرینلند، که اصرار دارد آمریکا باید مالک آن باشد، ابراز انزجار کرد.
ماههاست که اروپا به دنبال یافتن پاسخی دیپلماتیک برای کاهش بحران است؛ امید به چنین کاهشی، زمانی که ترامپ اعلام کرد که او و مارک روته، دبیرکل ناتو، در حال کار بر روی توافقی هستند که میتواند اختلاف بر سر گرینلند، یک منطقه خودمختار دانمارک، را حل کند، به وجود آمد.
وی اظهار کرد تعرفههایی که پیشتر تهدید کرده بود بر کشورهای اروپایی اعمال خواهد کرد، دیگر اعمال نخواهند شد. اما نه او و نه ناتو هیچ جزئیاتی از اینکه این چارچوب چگونه خواهد بود، ارائه نکردند و هیچ تضمینی وجود ندارد که چنین توافقی به پایان برسد.
یکی از اعضای پارلمان دانمارک از گرینلند در یک پست رسانههای اجتماعی این توافق را زیر سوال برد و گفت که این توافق «سردرگمی کامل» ایجاد کرده است.
یک چیز روشن است؛ اظهارات ترامپ تأکیدی بر این بود که آمریکا و اروپا -که مدتها نزدیکترین متحدان بودند- اکنون چقدر نقاط مشترک کمی دارند.
آمریکا و اروپا اساسا با هم اختلاف دارند، بهگونهای که تنها میتواند منعکسکننده ارزشهای بسیار متفاوت بین اکثر دولتهای اروپا و دولت ترامپ باشد.