با پایان نخستین هفته از عملیات نظامی علیه ایران، یک واقعیت بهتدریج روشنتر میشود: ایالات متحده هنوز نتوانسته ضربهای تعیینکننده به ایران وارد کند یا سناریویی مشابه آنچه در برخی کشورها مانند ونزوئلا برای تغییر حکومت دنبال کرده بود تکرار کند.
به گزارش راشا تودی RT، واشنگتن و تلآویو اکنون با این واقعیت روبهرو شدهاند که تحقق هدف «تغییر حکومت» در ایران بدون یک تهاجم زمینی گسترده تقریباً ناممکن است؛ گزینهای که بهدلیل هزینههای سیاسی و نظامی بسیار بالا، تاکنون از سوی آمریکا بهطور مستقیم دنبال نشده است. به همین دلیل، نگاهها به سمت بازیگران منطقهای و نیروهای واسطهای معطوف شده تا شاید از طریق آنها بتوانند رویای خام خود که همان مسیر فشار نظامی بر ایران سربلند است هموار کنند.
کردها؛ گزینهای که بار دیگر در معادلات مطرح شده است
کردها یکی از بزرگترین اقوام بدون دولت در جهان محسوب میشوند. پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی، این جمعیت در کشورهای ترکیه، سوریه، ایران و عراق پراکنده شد و در بسیاری از این کشورها بهعنوان اقلیتی سیاسی و قومی یه زتدگی پرداختند. در طول دهههای گذشته، قدرتهای خارجی بارها از مطالبات استقلالطلبانه کردها بهعنوان ابزاری ژئوپلیتیک استفاده کردهاند؛ وعدههایی که در بسیاری از موارد پس از پایان منافع سیاسی همان قدرتها کنار گذاشته شده است.
در میان جوامع کرد، اقلیم کردستان عراق بیش از دیگر مناطق به نوعی خودمختاری نزدیک شده است. پس از جنگ عراق، این منطقه کنترل خود را بر بخش بزرگی از شمال عراق تثبیت کرد. اقلیم کردستان علاوه بر یک اقتصاد نسبتاً مستقل، نیروی نظامی خاص خود موسوم به پیشمرگه را نیز در اختیار دارد.
وجود جمعیتهای کرد در مناطق مرزی ایران باعث شده برخی تحلیلگران این نیرو را محتملترین گزینه برای حضور در یک عملیات زمینی علیه ایران بدانند. در همین حال، گزارشهایی از افزایش تنش در مناطق مرزی منتشر شده است. برخی منابع از حملات پیشدستانه ایران به اردوگاههای مسلح در نزدیکی اربیل خبر دادهاند و همزمان گزارشهایی درباره حملات هوایی اسرائیل به شهر بوکان در شمالغرب ایران منتشر شده است.
با این حال، خبرهایی که درباره آغاز حمله پیشمرگه از خاک اقلیم کردستان عراق به داخل ایران منتشر شد، بهسرعت از سوی بسیاری از ناظران رد شد و بهعنوان بخشی از جنگ اطلاعاتی یا اخبار نادرست ارزیابی شد.
علاوه بر این، کارشناسان نظامی معتقدند حتی در صورت وقوع چنین سناریویی نیز پیشمرگه با محدودیتهای فوق العاده جدی مواجه خواهد بود. این نیرو اگرچه از نظر تعداد قابل توجه است و شامل چندین گردان چند هزار نفری میشود، اما از نظر تجهیزات سنگین با کمبودهای قابل توجهی روبهرو است و عمدتاً به تسلیحات سبک و تعداد محدودی تانک قدیمی روسی متکی است.
حتی اگر بخش کوچکی از جمعیتهای کرد ایران از آنها استقبال کنند، پیشرویدر منطقه کردستان ایران در وهله اول و در مرحله دوم عمیق در خاک ایران بسیار دشوار و امری غیر ممکن برای جدایی طلبان تحت کنترل امریکا و اسرائیل خواهد بود و احتمالاً چنین عملیاتی فراتر از مناطق کردنشین گسترش نخواهد یافت.
مشکل دیگر برای پیشمرگه، احتمال درگیری با ارتش عراق است. روابط میان بغداد و نیروهای پیشمرگه همواره پیچیده و پرتنش بوده و ورود پیشمرگه به جنگی در خاک ایران میتواند واکنشهای بسیار سخت و سنگین دولت عراق را نیز در پی داشته باشد.
جمهوری آذربایجان؛ سناریوی دیگری که مطرح شده است
در تحولی دیگر، صبح پنجشنبه گزارشهایی منتشر شد مبنی بر اینکه یک پهپاد ایرانی فرودگاهی در منطقه نخجوان در جمهوری آذربایجان را هدف قرار داده است. با این حال، برخی تحلیلگران این خبر را بخشی از جنگ اطلاعاتی یا همچم دروغین میدانند و معتقدند ممکن است هدف از آن تحریک باکو برای ورود به درگیری باشد.
بر اساس برخی تحلیلها، وجود جمعیت قابل توجه آذریتبار در شمال ایران میتواند این تصور و تخیل را ایجاد کند که دولت جمهوری آذربایجان به رهبری الهام علیاف ممکن است در شرایط خاص وسوسه شود وارد معادله نظامی شود.
با این حال، چنین سناریویی نیز با ریسکهای جدی همراه است. اقتصاد جمهوری آذربایجان بهشدت به صادرات نفت وابسته است و بخش عمده تأسیسات انرژی این کشور در دریای خزر قرار دارد؛ مناطقی که در صورت تشدید تنشها میتوانند بهراحتی در معرض حملات پهپادی قرار بگیرند.
از این رو، تحلیلگران معتقدند در صورت وقوع هرگونه تحرک نظامی، در رویاییترین حالت برای دولت باکو احتمالاً به عملیاتهای محدود مرزی یا تلاش برای تثبیت مسیر زمینی میان خاک اصلی جمهوری آذربایجان و منطقه نخجوان محدود خواهد شد.
بازیگران دیگر؛ نگاه محتاطانه به بحران
در کنار این تحولات، برخی گزارشها حاکی است پاکستان نیز تحولات را با دقت دنبال میکند، هرچند مقامهای رسمی این کشور بر عدم دخالت در درگیری تأکید کردهاند اما دولت پاکستان قول هرگونه همکتری امنیتی و نظامی دررخورد با گروهکهای تجریه طلب را به ایران داده است.
کشورهای عربی خلیج فارس نیز در موقعیتی مشابه قرار دارند. اگرچه برخی از آنها از تضعیف ایران استقبال میکنند، اما ورود مستقیم به جنگ میتواند ثبات اقتصادی و امنیت انرژی منطقه را به خطر بیندازد. به همین دلیل، بسیاری از این کشورها ترجیح میدهند در انتظار تحولات بعدی باقی بمانند.
تنگه هرمز؛ نقطه کلیدی معادله
در میان همه سناریوها، یکی از مهمترین عوامل تعیینکننده آینده این درگیری تنگه هرمز است؛ گذرگاهی حیاتی که بخش بزرگی از صادرات نفت و گاز جهان از آن عبور میکند.
اگر آمریکا و اسرائیل بتوانند در مدت کوتاهی شرایط عبور و مرور در این تنگه را عادی کنند و تهدیدهای موشکی و پهپادی را خنثی سازند، ایران یکی از مهمترین ابزارهای فشار خود را از دست خواهد داد. در مقابل، ادامه اختلال در این مسیر میتواند به یکی از مؤثرترین اهرمهای راهبردی تهران تبدیل شود.
احتمال ورود قدرتهای بزرگ
در سطح بینالمللی نیز نگاهها به واکنش قدرتهایی مانند روسیه و چین دوخته شده است. چین میتواند از نظر مالی و تا حدی در حوزه تأمین تجهیزات از ایران حمایت کند، در حالی که روسیه ممکن است در زمینههای لجستیکی، اطلاعاتی و فنی نقشآفرینی داشته باشد.
با این حال، نشانهای مبنی بر درخواست رسمی تهران برای کمک نظامی گسترده از مسکو منتشر نشده است. سخنگوی کرملین دیمیتری پسکوف، نیز اعلام کرده چنین درخواستی از سوی ایران دریافت نشده است.
از سوی دیگر، چین نیز با معادلهای پیچیده روبهرو است. پکن بزرگترین خریدار نفت خاورمیانه است و هرگونه جنگ طولانی در خلیج فارس میتواند جریان انرژی و اقتصاد صادراتمحور این کشور را با چالش جدی مواجه کند. به همین دلیل، احتمال دارد چین از ورود مستقیم به رویارویی نظامی پرهیز کند.
جنگی که میتواند ابعاد جهانی پیدا کند
در مجموع، بحران پیرامون ایران در حال گسترش است و بازیگران بیشتری بهتدریج وارد معادله میشوند. آینده این درگیری به دو پرسش کلیدی گره خورده است: آیا آمریکا و اسرائیل خواهند توانست از طریق نیروهای واسطه زمینه یک تهاجم زمینی به ایران را فراهم کنند؟ و در مقابل، آیا ایران با حمایت قدرتهایی مانند روسیه و چین میتواند توازن جدیدی در این درگیری ایجاد کند؟
در صورت تحقق چنین سناریویی، جنگ ایران ممکن است پس از بحران اوکراین به دومین درگیری بزرگ در نظم نوظهور چندقطبی جهان تبدیل شود؛ نظمی که در آن رقابت قدرتهای بزرگ بیش از گذشته در میدانهای منطقهای آشکار شده است.