تریتا پارسی مدیر موسسه کوئینستی در واکنش به سخنرانی ترامپ برای جمهوریخواهان در شبکه ایکس نوشت:
به نظر میرسد «پراکندهگویی» ترامپ در کنفرانس مطبوعاتی دو هدف کلیدی را دنبال میکرد:
الف) آرام کردن بازارها با سیگنال دادن به این موضوع که درگیری ممکن است به زودی به پایان برسد چون بسیار «موفقیتآمیز» بوده است
ب) زمینهسازی برای پایان دادن به جنگ توسط ترامپ از طریق اعلام یکجانبه پیروزی.
اگرچه پایان دادن به جنگی که هرگز نباید آغاز میشد — به جای جنگیدن بیپایان در جستجوی پیروزی خیالی، آنطور که ایالات متحده در افغانستان انجام داد — اقدام درستی است، اما این کار به آن سادگی که ترامپ تصور میکند نخواهد بود.
تهران نیز در این میان حق رأی دارد و شواهد اندکی وجود دارد که نشان دهد این کشور با تمام شدن جنگ موافقت خواهد کرد.
تهران با آنچه که «آتشبس زودهنگام» تلقی میکند مخالف است؛ چرا که بیم آن دارد که این کار تنها به آمریکا و اسرائیل فرصت بازسازی قوا، تسلیح مجدد و حمله دوباره به ایران را بدهد.
برای اینکه درگیری جهت برقراری آتشبس «رسیده» و آماده باشد، تهران معتقد است باید هزینهای کافی به ایالات متحده، کشورهای منطقه، اسرائیل و اقتصاد جهانی تحمیل شده باشد تا همه کشورها به این نتیجه برسند که شروع جنگ یک اشتباه بوده است و در نتیجه، هیچ کشوری به دنبال شروع مجدد آن نباشد.
علاوه بر این، اگر جنگ اکنون پایان یابد، ایران در وضعیت بدتری نسبت به قبل از شروع جنگ قرار خواهد داشت.
بخش زیادی از زیرساختهای آن تخریب شده، توانمندیهای موشکیاش ضربه خورده، ظرفیت صادرات نفتش آسیب دیده و از همه حیاتیتر، چشمانداز لغو تحریمها از بین رفته است.
در واقع، در چنین شرایطی چه کسی میخواهد و میتواند به بازسازی ایران کمک کند؟
این وضعیت، ایران را نه تنها در موضع ضعف قرار میدهد، بلکه آن را در حالتی قرار میدهد که مدام ضعیفتر شود.
این امر به نوبه خود، احتمال جنگ متجاوزانه دیگری از سوی آمریکا و اسرائیل را بیشتر میکند، نه کمتر؛ چرا که دقیقاً همین «ضعفِ ادراکشده» ایران بود که ترامپ و اسرائیل را ترغیب کرد تا فرصتی برای جنگ ببینند.
به این ترتیب، محتمل به نظر میرسد که ایران به هدف قرار دادن اسرائیل ادامه دهد، حتی اگر ایالات متحده اعلام پیروزی کرده و نیروهای نظامیاش را خارج کند.
حتی ممکن است کشورهای شورای همکاری خلیج فارس همچنان هدف قرار گیرند و تهران به احتمال زیاد تلاش خواهد کرد تنگه هرمز را بسته نگه دارد. (دستکم در حال حاضر، هیچ نشانهای مبنی بر اینکه تهران توانایی انجام این کارها را از دست داده باشد، وجود ندارد).
این موضوع ترامپ را با یک بنبست و دوراهی مواجه خواهد کرد.
برای او دشوار خواهد بود که در حالی که ایران و اسرائیل به درگیری با یکدیگر ادامه میدهند، بیرون گود بماند.
اما اگر او دوباره وارد جنگ شود، پوچیِ «پیروزیِ اعلامشدهاش» برملا خواهد شد.
بازارها واکنش منفی نشان خواهند داد و تمام هزینههایی که ترامپ در حال حاضر سعی در اجتناب از آنها دارد، احتمالاً به شدت تشدید خواهند شد.
البته ایران نه خواهان یک جنگ بیپایان است و نه توان مالی آن را دارد.
اما احتمالاً برای پذیرش آتشبس، خواستار گامهای قابل توجهی خواهد بود.
این ممکن است شامل تعهدی از سوی ترامپ برای عدم شروع مجدد جنگ باشد (هرچند من ارزش چنین تعهدی را درک نمیکنم).
اما مهمتر از آن، احتمالاً نیازمند لغو تحریمها و آزادسازی اموال بلوکهشده ایران در خارج از کشور خواهد بود.
ترامپ طبیعتاً پرخاش و تهدید خواهد کرد، اما اگر نتیجه آن تداوم جنگ باشد، فشار زیادی بر او وارد خواهد شد.
در اینجا، نقش برخی از کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به دلیل تمایل و توانایی آنها برای یافتن توافقی که در آن هم ترامپ و هم ایران احساس کنند «برنده» شدهاند، میتواند حیاتی باشد.
اینکه آیا اسرائیل اجازه خواهد داد چنین اتفاقی بیفتد یا خیر، البته موضوع دیگری است.

