ایران هزینه پایان جنگ را تعیین می‌کند

 روزنامه فایننشال تایمز در یادداشتی به این موضوع پرداخت که با گذشت سه هفته از جنگ امریکایی-صهیونی علیه ایران این تهران است که قیمت هرگونه اتش‌بس را مشخص می‌کند نه طرف آمریکایی. در ادامه متن گزارش را با هممی‌کنیم:

رئیس‌جمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، در روز ششم جنگ ایران اعلام کرد: «هیچ مذاکره‌ای با ایران جز تسلیم بی‌قید و شرط در کار نخواهد بود.» او در روز سیزدهم نیز افزود: «زمانی به این جنگ پایان می‌دهم که در درونم احساس کنم زمان پایان آن فرا رسیده است.» اگرچه از شدت لحن اولیه او تا حدی کاسته شده، اما همچنان ادبیاتش نشان می‌دهد که خود را صاحب ابتکار عمل در این جنگ می‌داند.

با این حال، سه هفته پس از آغاز درگیری، کمتر کسی همچنان باور دارد که آمریکا و اسرائیل بتوانند به‌صورت یک‌جانبه به این جنگ پایان دهند. صرف‌نظر از اهداف اولیه جنگ—از جمله تغییر نظام، بازپس‌گیری اورانیوم با غنای ۶۰ درصد، از کار انداختن توان هسته‌ای و مهار نفوذ نظامی ایران—هنوز هیچ‌یک از این اهداف به‌طور ملموس محقق نشده است.

در مقابل، با وجود ترور علی لاریجانی به‌عنوان یکی از چهره‌های مؤثر در ساختار قدرت پس از ترور رهبر انقلاب و همچنین حذف ده‌ها مقام نظامی و اطلاعاتی، ساختار حاکمیتی ایران نه‌تنها فرو نپاشیده، بلکه با درگیر کردن اقتصاد جهانی، دامنه جنگ را گسترش داده است.

نیروی ۱۸۰ هزار نفری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی همچنان با کارآمدی به انسداد تنگه هرمز ادامه می‌دهد و از طریق حملات پهپادی و موشکی، تأسیسات نفت و گاز کشور‌های منطقه را هدف قرار می‌دهد.

با وجود آنکه آمریکا و اسرائیل تا روز سیزدهم مدعی شدند بیش از ۱۵ هزار هدف را مورد حمله قرار داده‌اند، روند جنگ به‌طور قابل توجهی با انتظارات اولیه تفاوت دارد.

روزنامه واشنگتن پست گزارش داده است که ارزیابی‌های اطلاعاتی آمریکا نشان می‌دهد نظام سیاسی ایران در حال حاضر پابرجا خواهد ماند؛ هرچند تضعیف شده، اما احتمالاً با رویکردی سخت‌گیرانه‌تر و با افزایش نقش نیرو‌های امنیتی قدرتمند، به‌ویژه سپاه پاسداران، اداره خواهد شد. همچنین تحلیلگران غربی معتقدند در کوتاه‌مدت هیچ چشم‌انداز جدی برای تغییر نظام سیاسی یا شکل‌گیری یک حکومت دموکراتیک در ایران وجود ندارد.

همچنین منابع متعدد غربی و ایرانی به روزنامه فایننشال تایمز گفته‌اند که «ایران تعیین‌کننده قیمت پایان جنگ است» و «تمرکز بیش از حد بر تصمیمات ترامپ باعث نادیده گرفتن این واقعیت شده که موجودیت نظام ایران—یعنی بقا و مقاومت—در این جنگ در معرض تهدید قرار دارد.»

برای ساختار سیاسی ایران، این جنگ یک تهدید وجودی محسوب می‌شود. از این‌رو، این کشور وارد یک جنگ فرسایشی بلندمدت شده تا بازدارندگی خود را به‌گونه‌ای بازسازی کند که طرف مقابل دیگر توان تحمل «هزینه حمله» را نداشته باشد. در همین راستا، تهران تأکید دارد که پایان جنگ بدون دریافت تضمین‌های مشخص ممکن نیست؛ از جمله تضمین عدم حمله مجدد آمریکا و اسرائیل و همچنین کاهش تحریم‌های اقتصادی.

سپاه پاسداران با ساختاری پراکنده و شبیه به جنگ‌های چریکی، از طریق حملات نامتقارن به تأسیسات انرژی و پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه و نیز با ایجاد اختلال در تنگه هرمز، به‌طور گسترده در حال اثرگذاری بر معادلات جنگ است.

یک مقام ارشد ایرانی نزدیک به حاکمیت اعلام کرده است: «حتی اگر این جنگ یک سال طول بکشد، ایران عقب‌نشینی نخواهد کرد.» این نیرو که از انگیزه‌های ایدئولوژیک برخوردار است، معتقد است هدف اصلی جنگ «تغییر نظام» است و تأکید می‌کند: «اگر ایران فروبپاشد، کل خاورمیانه فرو خواهد پاشید.»

در همین زمینه، ریچارد نفیو، که در دولت‌های اوباما و بایدن به‌عنوان مشاور میز ایران و معمار تحریم‌های این کشور فعالیت داشته، گفته است: «سپاه پاسداران علاوه بر قدرت اقتصادی و سیاسی، ابزار‌های کنترل داخلی را نیز در اختیار دارد و عملاً به هسته اصلی ساختار قدرت در ایران تبدیل شده است.»

ترامپ در روز پانزدهم مدعی شد که نیرو‌های نظامی ایران «کاملاً نابود شده‌اند» و افزود: «ایران خواهان مذاکره است، اما هنوز توافقی حاصل نشده، زیرا شرایط به اندازه کافی مطلوب نیست.» در مقابل، وزیر امور خارجه ایران، عیاس عراقچی، این ادعا را رد کرده و آن را «تصویری غیرواقعی برای آرام کردن بازار‌های بی‌ثبات انرژی» توصیف کرد.

دیپلمات‌های خاورمیانه به فایننشال تایمز گفته‌اند که در حال حاضر هیچ تحرک دیپلماتیکی میان طرفین برای پایان دادن به جنگ وجود ندارد. یکی از این دیپلمات‌ها پیش‌بینی کرده است: «حتی اگر آمریکا عملیات نظامی خود را متوقف کند، ایران همچنان کنترل تنگه هرمز را حفظ خواهد کرد. با این حال، ممکن است پس از آنکه بتواند خروج آمریکا را به‌عنوان یک دستاورد معرفی کند، حملات به پایگاه‌های نظامی آمریکا را متوقف کند، اما حملات علیه اسرائیل احتمالاً ادامه خواهد یافت.»

آمریکا ادعا می‌کند که میزان شلیک موشک‌ها و پهپاد‌های ایران نسبت به ابتدای جنگ ۹۰ درصد کاهش یافته است. اما یک منبع داخلی ایرانی اعلام کرده که تولید موشک‌ها و پرتابگر‌ها در مکان‌های پنهان—اغلب در اعماق زمین—ادامه دارد و نرخ شلیک‌ها به‌صورت هدفمند کنترل می‌شود تا در یک جنگ طولانی، ذخایر تسلیحاتی حفظ شود.

در عمل، تهران به‌طور روزانه حملاتی را انجام می‌دهد و برای ایجاد نوسان در بازار‌های جهانی انرژی، حتی حمله ماهانه به تأسیسات نفتی امارات نیز کافی خواهد بود.

در نهایت، بدون دستیابی به یک توافق روشن میان ایران و آمریکا، احتمال پایان جنگ بسیار پایین است. صنم وکیلی از اندیشکده چتم‌هاوس تأکید کرده است: «اگر مطالبات ایران شامل تضمین بقای نظام و کاهش تحریم‌ها در نظر گرفته نشود، این کشور جنگ را متوقف نخواهد کرد.»

رئیس مجلس ایران، محمد باقر قالیباف، نیز گفته است: «آمریکا نه می‌داند چگونه جنگ را آغاز کند و نه می‌داند چگونه به آن پایان دهد.» او افزود: «ما نه اجازه خواهیم داد آمریکا و رژیم صهیونیستی نظم جدیدی در منطقه ایجاد کنند و نه آتش‌بسی را می‌پذیریم که چند ماه بعد دوباره به جنگ منجر شود.»

در نهایت، یک مقام غربی به فایننشال تایمز گفته است: «حملات متقابل ایران تعجب‌آور نیست، اما تداوم آنها شگفت‌انگیز است.» او افزود: «اکنون درک بهتری از توانایی‌های ایران داریم؛ این توانایی‌ها فوق‌العاده نیستند، اما قطعاً بیش از آن چیزی هستند که انتظار می‌رفت.»

این مقام در پایان تأکید کرد که عامل تعیین‌کننده آینده ایران نه حملات هوایی آمریکا و اسرائیل، بلکه رابطه میان حاکمیت و مردم است و افزود: «مردم ایران در قبال وضعیت کنونی تا حد زیادی انسجام داخلی از خود نشاده‌اند.»