ترامپ احمقانه حرف نتانیاهو را باور کرد

 جان مرشایمر، استاد دانشگاه شیکاگو و نظریه‌پرداز برجسته روابط بین‌الملل در گفت‌وگو با روزنامه «العربی الجدید» دربارهٔ جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، انگیزه‌های آن و نتایجی که ممکن است به آن منجر شود، همچنین درباره آینده روابط میان واشنگتن و تل‌آویو و نیز روابط آمریکا با متحدانش در اروپا و خاورمیانه سخن گفت.وی در خصوص مذاکرات اسلام آباد پیش از اعلام شکست آن، گفت: دولت دونالد ترامپ می‌داند که در این جنگ یک برگِ بازنده را بازی می‌کند و رئیس‌جمهور آمریکا علاقه زیادی به پایان دادن و متوقف کردن این جنگ دارد. پیش‌بینی اینکه دقیقاً چه نوع توافقی ممکن است میان ترامپ و ایران شکل بگیرد، اگر اصلاً توافقی به‌وجود بیاید، دشوار است. اما در هر حال، کاملاً روشن است که ایران این جنگ را برده است و نتیجه نهایی نشان خواهد داد که ایران در این رویارویی طرف پیروز بوده است، نه ایالات متحده.مرشمایر در پاسخ به این سوال که آیا این جنگ بر رابطه میان اسرائیل و ایالات متحده تأثیر می‌گذارد، گفت: به نظر من این جنگ تأثیر منفی خواهد داشت. بخش مهمی از موضوع این است که مردم در ایالات متحده متوجه خواهند شد آمریکا این جنگ را باخته و این جنگ برای آن کشور نوعی فاجعه بوده است. همچنین به دلیل وضوح شواهد، مردم درک خواهند کرد که اسرائیل ما را به سوی این جنگ کشاند و نخست‌وزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، نقش مهمی در قانع کردن رئیس‌جمهور ترامپ داشت که می‌توانیم به پیروزی سریع و قاطع برسیم.

وی افزود: ترامپ این جنگ را به‌خاطر اسرائیل پیش برد و مردم این را به‌خوبی می‌دانند. بنابراین اگر وارد جنگی به خاطر منافع اسرائیل شوید و آن جنگ تبدیل به فاجعه شود، اکثر آمریکایی‌ها خواهند گفت که اسرائیل سزاوار بخش بزرگی از سرزنش برای این فاجعه است. این مسئله طبیعتاً به روابط ایالات متحده و اسرائیل آسیب خواهد زد.محمد البدیوی خبرنگار العربی الجدید در ادامه پرسید: »با وجود نارضایتی عمومی کنونی از اسرائیل، همچنان گروه‌های فشار و کسانی که قدرت و سرمایه را در دست دارند از اسرائیل حمایت می‌کنند. این جنگ چگونه می‌تواند این وضعیت را تغییر دهد؟».مرشمایر توضیح داد: خب، باید درک کنید که گروه‌های فشار در دو سطح عمل می‌کنند: نخست در سطح سیاست، و دوم در سطح تأثیرگذاری بر گفتمان عمومی دربارهٔ اسرائیل. شما کاملاً درست می‌گویید که لابی اسرائیل نفوذ عظیمی در سیاست آمریکا دارد و در این موضوع هیچ مجالی برای تردید نیست. این نفوذ همچنان در تأثیرگذاری بر سیاست واقعی بسیار قدرتمند و مؤثر باقی خواهد ماند. اما در مورد گفتمان عمومی، یعنی اینکه مردم و نخبگان درباره رابطه آمریکا و اسرائیل و درباره جنگ اخیر چگونه صحبت کنند، تأثیر لابی حامی اسرائیل بسیار محدود خواهد بود، و این گفتمان تا حد زیادی خصمانه نسبت به اسرائیل خواهد شد.

وی افزود: شواهد فراوانی نیز وجود دارد که نشان می‌دهد افکار عمومی در ایالات متحده ــ حتی در میان مسیحیان انجیلی و نیز جمهوری‌خواهان زیر پنجاه سال ــ کاهش قابل توجهی در سطح حمایت از اسرائیل را تجربه می‌کند. هرگز پیش از این، حمایت از اسرائیل در آمریکا تا این اندازه سقوط نکرده بود و من فکر می‌کنم این روند در آینده هم ادامه پیدا خواهد کرد. بنابراین از نظر شیوه بحث درباره اسرائیل و میزان حمایت مردمی از آن، خواهید دید که گروه‌های فشار نتوانسته‌اند این کاهش حمایت را متوقف کنند یا گفتمان عمومی را که همان‌طور که اشاره کردم اکنون با نوعی خصومت نسبت به اسرائیل همراه است، تغییر دهند. اما با این وجود، در نهایت، لابی همچنان نفوذ فوق‌العاده‌ای در سطح سیاست خواهد داشت، چه در میان دموکرات‌ها و چه جمهوری‌خواهان.

این استاد دانشگاه ادامه داد که این روال در کوتاه مدت و حتی میان‌مدت تغییری نخواهد کرد و اگر قرار باشد تغییری چشمگیر در قدرت لابی در عرصه سیاست رخ دهد، این فقط در بلندمدت بسیار طولانی اتفاق خواهد افتاد. هرچند که هیچ چیز قطعی نیست. وی توضیح داد: من و استیو والت کتاب‌مان درباره لابی اسرائیل را در سال ۲۰۰۷ نوشتیم، و فکر نمی‌کنم هیچ‌یک از ما حتی تصور کرده باشد که در سال ۲۰۲۶ اوضاع تا این حد تغییر کند، مردم تا این اندازه نسبت به قدرت لابی آگاه شوند و آن را به‌شدت نقد کنند و اسرائیل و آمریکا تا این حد بی‌ملاحظه باشند که وارد چنین جنگی شوند.مرشمایر در پاسخ به این سوال که آیا فکر می‌کنید این جنگ آخرین جنگ آمریکا در خاورمیانه خواهد بود؟، گفت: هرگز چنین چیزی نخواهم گفت. هیچ‌کس نمی‌تواند بگوید این آخرین جنگ در هر نقطه‌ای از جهان است. اما حدس من این است که پس از این جنگ، ایالات متحده تمایل بسیار کمی برای ورود به جنگ دیگری در خاورمیانه خواهد داشت. ما جنگ‌های زیادی را در خاورمیانه بزرگ تجربه کرده‌ایم و جنگ‌های افغانستان و عراق بارزترین نمونه‌ها هستند که هر دو از هر نظر فاجعه‌بار بودند. اکنون نیز فاجعه بزرگ سوم، جنگ با ایران است. بنابراین تصور می‌کنم آمریکا در آغاز هر جنگ دیگری بسیار مردد خواهد بود.

این نظریه‌پرداز برجسته روابط بین‌الملل درباره ادعای ترامپ که می‌خواهد سهمی از نفت ایران داشته باشد و برای همین وارد جنگ شده، گفت: فکر نمی‌کنم ترامپ برای نفت وارد جنگ با ایران شده باشد. به باور من این موضوع هیچ ربطی به نفت نداشت. او اکنون چنین حرفی می‌زند، اما این فقط حرف‌های پوچ و بی‌اساس پس از وقوع رویدادهاست. این جنگ برای نفت نبود. این یک جنگ برای تغییر نظام در ایران بود. نتانیاهو نخست‌وزیر اسرائیل او را قانع کرده بود که می‌توانیم به پیروزی سریع و قاطعی در ایران برسیم و حکومت را سرنگون کنیم و اینکه چنین چیزی به نفع آمریکا و اسرائیل خواهد بود. البته نتانیاهو اشتباه می‌کرد و ترامپ هم احمق بود که به او گوش داد.وی تاکید کرد: این جنگ برای اسرائیل بود. بسیار مهم است که درک کنیم ایران هیچ تهدیدی برای ایالات متحده نبود و هیچ دلیلی وجود نداشت که آمریکا وارد جنگ با آن شود. ایران آمریکا را تهدید نمی‌کرد. ایران به آمریکا حمله نکرده بود. این آمریکا و اسرائیل بودند که به ایران حمله کردند. دلیل این اقدام، امنیت اسرائیل بود. نتانیاهو مدت‌ها دچار وسواس نسبت به آنچه "تهدید ایران" می‌دانست بود و می‌خواست آمریکا را وارد جنگی علیه ایران در کنار اسرائیل کند. در ۲۸ فوریه گذشته، او به خواسته‌اش رسید و این به یک فاجعه انجامید.

وی پیش‌بینی کرد که این جنگ پیامدهای منفی برای رابطه ایالات متحده با سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) داشته باشد. زیرا حتی پیش از ۲۸ فوریه گذشته، روابط میان آمریکا و اروپا به دلیل اختلافات بر سر جنگ اوکراین و همچنین به‌دلیل تهدید رئیس‌جمهور ترامپ درباره حمله به گرینلند و گرفتن آن از دانمارک بسیار بد بود. بنابراین، حتی پیش از جنگ نیز روابط در وضعیت نامطلوبی قرار داشت. اکنون، پس از وقوع جنگ، روابط میان اروپا و آمریکا حتی بیشتر رو به تیرگی گذاشته است. مرشمایر در باره روابط آمریکایی–اسرائیلی نیز گفت که تردیدی نیست که این جنگ بر روابط این دو طرف نیز اثر منفی خواهد گذاشت. در نهایت، رئیس‌جمهور ترامپ تقریباً سه سال دیگر در قدرت خواهد بود و نسبت به اسرائیلی‌ها، به‌ویژه نسبت به نتانیاهو، خشمگین خواهد شد؛ زیرا او ترامپ را به سمت این جنگ فاجعه‌بار سوق داد. کاملاً روشن است که اسرائیلی‌ها نقش اصلی را در متقاعد کردن ترامپ برای رفتن به جنگ و وعده پیروزی سریع و قاطع داشتند؛ اما وقتی چنین چیزی رخ نداد، خود را در یک مشکل بزرگ یافتیم. این مسئله بدون شک دست‌کم برای مدتی باعث تنش در روابط میان ایالات متحده و اسرائیل خواهد شد. هیچ تردیدی در این نیست.

این استاد دانشگاه ادامه داد: این جنگ پیامدهای منفی بر ریاست‌جمهوری ترامپ خواهد داشت، زیرا شکستی بزرگ در سیاست خارجی محسوب می‌شود و پیامدهای اقتصادی و سیاسی سنگینی برای ایالات متحده دارد. بنابراین بدون شک به ریاست او آسیب جدی وارد می‌کند. درباره روابط آمریکا با بقیه جهان، از جمله متحدانش در شرق آسیا، اروپا و خلیج فارس، این جنگ پیامدهای منفی بسیار قابل توجهی خواهد داشت.وی افزود: در این مرحله، چه کسی می‌تواند با اطمینان به ایالات متحده تکیه کند؟ چه کسی می‌خواهد زیر چتر امنیتی آمریکا قرار گیرد پس از آنچه در یک ماه و نیم گذشته در جنگ علیه ایران رخ داده است؟ آمریکا نشان داده که اکنون برای اغلب متحدانش تبدیل به یک بار شده است. مرشمایر توضیح داد: فقط کافی است از دید کشورهای خلیج فارس نگاه کنید: آن‌ها تصور می‌کردند ایالات متحده امنیت‌شان را تضمین خواهد کرد و اتحاد نظامی با آمریکا بسیار مهم است؛ اما آنچه رخ داد این بود که ایالات متحده جنگی را آغاز کرد که ایران را وادار کرد به آن کشورها حمله کند و خسارات سنگینی وارد آورد. علاوه بر آن، جنگ باعث شد ایران کنترل تنگه هرمز را در دست بگیرد و جریان نفت خلیج فارس را متوقف کند، به‌شکلی که به کشورهای شورای همکاری خلیج فارس آسیب زد. بنابراین از دید آن‌ها، متحد بودن با آمریکا به‌وضوح امری منفی است.