درس عبرتی که لبنان باید از جولانی بگیرد

 در میان تداوم و گسترش دستاوردهای میدانی حزب‌الله مقابل صهیونیست‌ها، دولت سرسپرده لبنان ، همچنان در گمراهی خود به سر می‌برد و از طریق یک به اصطلاح "مسیر مذاکراتی" مستقیم و مرموز، در حال تسلیم شدن در برابر دشمن صهیونیستی است.

موضع شرم‌آور دولت سلام در تسلیم مقابل دشمن در سایه کشتار لبنانی‌ها

در این زمینه حسان الحسن، پژوهشگر و کارشناس متخصص در امور لبنان و سوریه در مقاله‌ای به ابعاد تسلیم شدن دولت لبنان به ریاست نواف سلام مقابل دشمن آمریکایی-صهیونیستی پرداخته و نوشت: دولت لبنان درحالی به مسیر خطرناک مذاکره مستقیم با صهیونیست‌ها و ادامه امتیازدهی رایگان به دشمن ادامه می‌دهد که همچنان بر کنار گذاشتن تنها برگ برنده لبنان، یعنی مقاومت، اصرار دارد؛ مقاومتی که سدی محکم در برابر جاه‌طلبی‌های دشمن بوده و هست- چه در میدان نبرد و چه در هر میز مذاکره‌ای که برگزار شده است

حتی وزرای خارجه سابق لبنان، از جمله «فارس بویز» هم تایید می‌کنند که مقاومت در همه دوره‌ها برگ برنده لبنان در هر پرونده‌ای مقابل اسرائیل بوده است. اما آنچه در اینجا بسیار شرم‌آور است، این است که این تسلیم دولت لبنان در زمانی اتفاق می‌افتد که دشمن صهیونیستی به کشتار لبنانی‌ها، به ویژه امدادگران و خبرنگاران، و تخریب کامل روستاهای لبنان، حتی محو آنها از روی نقشه، ادامه می‌دهد.

دشمن صهیونیستی همچنین اعلام کرده که یک «خط زرد» در جنوب لبنان ایجاد خواهد کرد؛ مشابه خط زرد در نوار غزه تا رودخانه لیتانی؛ یعنی گسترش مرزهای اسرائیل به ضرر لبنان، از طریق ایجاد یک منطقه حائل به بهانه حفاظت از شمال فلسطین اشغالی در برابر موشک‌ها و پهپادهای مقاومت. اما این بهانه بسیار فریبکارانه است، زیرا دشمن به خوبی می‌داند که برد موشک‌ها و پهپادهای مقاومت اسلامی ده‌ها کیلومتر است، بنابراین خط زرد مانع رسیدن پهپادها و موشک‌های مقاومت به اهدافشان نخواهد شد.

پروژه صهیونیست‌ها برای ادغام جنوب لبنان و سوریه

در اینجا یک منبع آگاه و استراتژیک در لبنان گزارش داد که دشمن، موشک‌ها و پهپادها را بهانه می‌کند تا اشغالگری خود را در جنوب لبنان گسترش دهد. در این میان بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم اشغالگر، به وضوح اعلام کرده است که در صدد ایجاد یک منطقه«امن»، نه «حائل»، در جنوب لبنان است و امن به این معناست که می‌تواند از نظر آتش‌ بر آن تأثیر بگذارد، و خط زرد یک خط تأثیر آتش‌ است که از ناقوره-بیاضه در جنوب غربی لبنان، به سمت جنوب شرقی از طریق الخیام، شبعا و کفرشوبا، تا جبل الشیخ و حتی سویدا امتداد دارد.

در این راستا، نتانیاهو و اسرائیل کاتس، وزیر جنگ رژیم اشغالگر در اظهاراتی در روزهای گذشته، بار دیگر نقشه خود را برای گسترش نفوذ در جامعه دروزی و مشخصا شهر سویداء در سوریه فاش کردند.

منبع مذکور لبنانی تاکید کرد که نتانیاهو به دنبال ادغام جنوب لبنان و سوریه است تا این مناطق تحت کنترل او باشند؛ با هدف تثبیت این منطقه در مرزهای جغرافیایی رژیم اشغالگر در آینده، برای تقویت موقعیت مذاکراتی خود در منطقه، و به عنوان یک گام اساسی در ترسیم «گذرگاه داوود» تا مثلث مرزی التنف بین اردن، سوریه و عراق، با حمایت ایالات متحده، و در سایه تسلیم دولت لبنان.

درس عبرت بزرگ رژیم جولانی در سوریه برای دولت لبنان

بنابراین، در چنین شرایطی، دولت هنوز از چه راه‌حل دیپلماتیکی با رژیم صهیونیستی صحبت می‌کند؟! نمونه سوریه امروز در برابر چشم همگان است؛ زمانی که رژیم ابومحمد جولانی واقعیت در سایه تداوم تجاوزات و اشغالگری‌های اسرائیل علیه سوریه، آمادگی کامل خود را برای ایجاد تفاهم امنیتی و سیاسی با صهیونیست‌ها اعلام کرد، اما پاسخ اسرائیل، گسترش اشغالگری این رژیم به مناطق بیشتری از سوریه، تا نزدیکی دمشق بود.

همچنین با وجود تمام امتیازاتی که رژیم ابومحمد جولانی به صهیونیست‌ها داده، نتانیاهو به همراه تعدادی از مقامات نظامی و سیاسی صهیونیست، یک گشت میدانی در منطقه حائل سوریه که از پایان سال 2024 (یعنی پس از سقوط دولت بشار اسد) تحت کنترل اسرائیل است.

هدیه رایگان بیروت برای نتانیاهو؟

پس واقعا دولت لبنان در مسیر مذاکراتی مستقیم خود با دشمن به چه کسی تکیه می‌کند؟ به دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا که جولان اشغالی سوریه را به اسرائیل هدیه داد و یک پل هوایی برای اشغالگران در تجاوز مستمر خود به لبنان ایجاد کرد؟ یا از طریق اعلام دشمنی با ایران که از زمان پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1979 از لبنان و مردمش حمایت کرده و می‌کند؟!

خود دولت لبنان هم می‌داند که با وجود همه اقدامات خصمانه‌ دیپلماتیک که با هدف جلب رضایت آمریکا علیه ایران انجام داده و اقدام به اخراج سفیر این کشور، باز هم جمهوری اسلامی ایران از لبنان دست نکشیده است و بر خروج کامل اسرائیل از جنوب لبنان و توقف تجاوزاتی که خاک لبنان و لبنانی‌ها را هدف قرار می‌دهد، اصرار دارد؛ تا جایی این موضع ایران به یک بند اساسی در تمام مذاکراتی که تهران با واشنگتن برگزار می‌کند، تبدیل شده است.

در نهایت، آیا دولت نواف سلام در مسیر مذاکراتی مستقیمی با دشمن پیش خواهد رفت که اجماع لبنانی را ندارد و پیامدهای خطرناکی بر اوضاع داخلی لبنان خواهد داشت؟ آیا این دولت آنچه را که نتانیاهو نتوانست با تجاوز به لبنان به دست آورد، از طریق کشاندن کشور به درگیری داخلی، به دلیل رویکرد تسلیم‌طلبانه مقابل آمریکا و اسرائیل، به او هدیه خواهد داد؟