در حالی که توانمندی ایران در کنترل تنگه هرمز به عنوان یک واقعیت انکارناپذیر در معادلات انرژی جهان تثبیت شده، پیامدهای ژئوپلیتیکی این موقعیت استراتژیک به تدریج در حال آشکار شدن است. رسانههای غربی اکنون هشدار میدهند که جهان در آستانه ورود به «دوران کمبود واقعی» کالاهای اساسی قرار دارد.تحلیل جدید «فایننشال تایمز» که امروز منتشر شده، ابعاد پنهان بحران انرژی جهانی را فراتر از نوسانات قیمت نفت بررسی کرده و نسبت به کاهش خطرناک ذخایر استراتژیک و کمبود کالاهای حیاتی صنعتی و کشاورزی هشدار میدهد.
پایان عصر «جایگزینی ساده»
بر اساس گزارش فایننشال تایمز، «توقف صادرات انواع خاصی از نفت خام و فرآوردههای تصفیه شده به معنای غیرممکن شدن یافتن جایگزینهای ساده برای آنهاست.»این رسانه تأکید کرده است که جبران ظرفیت پالایشی از دست رفته در منطقه، فرآیندی بسیار زمانبر و هزینهبر خواهد بود و بازارهای جهانی با واقعیتی جدید مواجه شدهاند که در آن دیگر نمیتوان به سرعت خلأ ایجاد شده توسط کالاهای ایرانی و منطقهای را پر کرد.
فراتر از نفت؛ محاصره هلیوم و فسفات جهانی
یکی از مهمترین محورهای این گزارش که کمتر به آن پرداخته شده، اشاره به اثرات موجی کنترل ایران بر تنگه هرمز است. فایننشال تایمز تصریح کرده است:«کمبود پیش رو تنها محدود به انرژی نیست، بلکه شامل زنجیره تأمین هلیوم، متانول، فسفات، اوره، آمونیاک و گوگرد نیز میشود.»کارشناسان اقتصادی معتقدند اختلال در صادرات این مواد خام و شیمیایی، به ویژه کودهای شیمیایی، تأثیر مستقیمی بر امنیت غذایی جهانی خواهد داشت. فایننشال تایمز با اشاره به این زنجیره نوشته است: «با کاهش ذخایر، جهان به زودی وارد عصر کمبود واقعی (era of actual scarcity) خواهد شد».
ذخایر رو به اتمام؛ شوکی که دامنگیر غرب میشود
روزنامه فایننشال تایمز در ادامه تحلیل خود نسبت به وضعیت ذخایر استراتژیک جهان هشدار داده و نوشته است که اقدامات اضطراری جاری مانند برداشت از مخازن استراتژیک، دیگر پاسخگو نیست. تحلیلگران این رسانه معتقدند:افزایش کمبود در محمولههای حامل کالاهای اساسی، همراه با کاهش ذخایر، جهان را به سمت دوره جدیدی از شوکهای قیمتی سوق میدهد. این در حالی است که قدرت بازدارنده و کنترلی ایران بر تنگه هرمز، معادلات انرژی را به نفع محور مقاومت تغییر داده و غرب را با چالش بیسابقهای در تأمین نیازهای پایهای خود مواجه کرده است.با توجه به تداوم وضعیت موجود و ناتوانی قدرتهای غربی در گشایش مجدد این آبراه استراتژیک بدون در نظر گرفتن منافع ایران، چشمانداز بازارهای جهانی مبهم و قیمتها صعودی پیشبینی میشود.