دولت ترامپ با ارائه بزرگترین و تفرقهانگیزترین درخواست بودجه دفاعی در تاریخ آمریکا، عملاً نخستین شلیک را در یک نبرد قانونگذاری پرمنفعت آغاز کرده است؛ نبردی جنجالی که دامنه ترکشهای آن تا پس از انتخابات ماه نوامبر امتداد خواهد یافت و ثبات مالی آمریکا را نشانه رفته است.
محورهای بحران؛ آنچه ترامپ به زبان نمیآورد
دولت ترامپ با بلندپروازیهای بیحسابوکتاب درخواستی بیسابقه برای بودجه نظامی ارائه داده است که بر اساس آن خواستار بازسازی کامل پایگاه صنعتی دفاعی و تزریق صدها میلیارد دلار به بخشهای لوکس نظامی نظیر هوش مصنوعی، پهپادها و صنایع کشتیسازی است؛ هزینههایی که منتقدان آن را فراتر از کشش اقتصادی کشور میدانند.
اهداف هژمونیک و دخالت مستقیم دولتی این لایحه عملاً بهدنبال نهادینه کردن نقش پنتاگون بهعنوان یک سرمایهگذار مستقیم در تولیدات داخلی و تسریع نسل جدیدی از تسلیحات است که ساختار مالی ارتش را بهشدت ناپایدار میکند.
دور زدن کنگره با فرآیند پرخطر «تطبیق بودجه» برای رسیدن به سقف نجومی 1.45 تریلیون دلار، دولت در مانوری بهشدت پرخطر و غیرمتعارف، درخواست کرده است 350 میلیارد دلار از این مبلغ از طریق «طرح تطبیق بودجه» و با رای کاملاً حزبی تصویب شود؛ اقدامی که صدای اعتراض دموکراتها و حتی برخی از جمهوریخواهان را در یک سنای دوقطبی درآورده است.
باتلاق جنگ ایران و تشدید بحران قانونگذاری در حالی که کنگره درگیر لوایح متعدد دفاعی است، سایه سنگین یک درخواست بودجه تکمیلی و پنهانکاریشده برای جنگ ایران (که احتمالاً بیش از 100 میلیارد دلار دیگر به این فاکتور نجومی اضافه میکند)، نبرد بودجه را در سال انتخاباتی به یک بحران تمامعیار تبدیل کرده است.
تشدید شکاف حزبی؛ قربانیکردن رفاه عمومی پای جاهطلبی نظامی
هفته گذشته، شهادت پیت هگست، وزیر جنگ ترامپ، و دیگر مقامات نظامی در کنگره، به صحنه علنی استیضاح اعداد و ارقامی تبدیل شد که پشت بزرگترین درخواست بودجه دفاعی تاریخ آمریکا پنهان شده بودند. قانونگذاران بدون هیچ ملاحظهای، منطق مالی این دولت را زیر سؤال بردند.
دولتی که مدعی انضباط مالی است، خواهان منابع کلان 1.45 تریلیون دلاری در سال مالی 2027 شده است. نگاهی به جزئیات نشان میدهد که رقم 1.1 تریلیون دلاری بودجه پایه، 24 درصد افزایش واقعی نسبت به سال 2026 داشته و با اضافه شدن آن 350 میلیارد دلارِ فرآیند تطبیق، این جهش به رقم باورنکردنی 38 درصد میرسد؛ یعنی بالاترین سطح بودجه نظامی از زمان جنگ جهانی دوم!
هگست با وقاحت به کنگره اعلام کرد که پنتاگون دیگر رویکرد صرفهجویی ندارد و هزینهها «باید» بالا بروند. لیست خریدهای خیرهکننده و ولخرجیهای دولت ترامپ شامل موارد زیر است:
87.2 میلیارد دلار برای صنایع دریایی (25 درصد افزایش).
53.6 میلیارد دلار برای پهپادها تحت لوای گروه جدید DAWG.
جهش بیسابقه 150درصدی در تأمین مهمات.
58.5 میلیارد دلار برای هوش مصنوعی و 71 میلیارد دلار برای نیروی فضایی (با جهش 25درصدی نیروی انسانی).
این ولخرجیهای بیحساب، صدای اعتراض جدی دموکراتها را بلند کرده است. نماینده برندن بویل، عضو ارشد دموکرات در کمیته بودجه، با انتقادی تند اعلام کرد:
«درخواست ترامپ برای این افزایشِ چشمگیر، کاملاً غیرقابلتوجیه است، بدتر از آن، او میخواهد هزینه این افزایشِ بیهوده و اسرافکارانه را با سلاخی کردن بهداشت، مسکن و خدمات اجتماعی مردم تأمین کند. ترامپ چون میداند این برنامه بهشدت میان مردم منفور است، میخواهد 350 میلیارد دلار از آن را با زورِ فرآیند حزبیِ تطبیق بودجه بچپاند.»
بحران شفافیت؛ پنهانکاری هزینههای جنگ ایران در بودجه پایه
در لایحه سال 2027، دفاع موشکی و فضایی با بودجه کلان 85.8 میلیارد دلاری (تقریباً دو برابر سال گذشته) مواجه است. شاخصترین پروژه موردعلاقه ترامپ یعنی «گنبد طلایی برای آمریکا» با درخواست 17.9 میلیارد دلاری، کاملاً در بخش مبهم و حزبی «تطبیق بودجه» جاسازی شده است. جالب اینجاست که دفتر بودجه کنگره (CBO) هزینه 20ساله این پروژه را 1.2 تریلیون دلار برآورد کرده است، در حالی که مدیران برنامه بهجای شفافسازی، عملاً صورتمسئله را پاک میکنند و میگویند برآوردهای کنگره غلط است! کارشناسان مستقل هزینه این پروژه بلندپروازانه را تا 3.6 تریلیون دلار تخمین میزنند.
فاکتورهای مخفی جنگ ایران
بزرگترین رسوایی این بودجه، پنهانکاری دولت در خصوص هزینههای جنگ ایران است. اگرچه هزینههای مستقیم این جنگ بهطور رسمی در این دفترچه گنجانده نشده است، اما دولت ترامپ تلاش کرده است هزینههای جایگزینی تسلیحات تلفشده در این درگیری را بهطور مخفیانه در بودجه پایه قالب کند.
بر اساس گزارش سازمان «مالیاتدهندگان برای عقلانیت اقتصادی»، بودجه مهماتی که مشخصاً در «عملیات خشم حماسی» علیه ایران مصرف شدهاند، با جهش خیرهکننده از 4.5 میلیارد به 22 میلیارد دلار رسیده است. بودجه سیستم راکتی هیمارس (HIMARS) با رشد جنونآمیز 1,112درصدی مواجه شده است و موشکهای تاماهاک نیروی دریایی از 257 میلیون به 3 میلیارد دلار جهش یافتهاند، این یعنی دولت ترامپ در حال قاچاقِ هزینههای جنگ به درون بودجه عمومی کشور است، بدون اینکه مسئولیت آن را بپذیرد.
طبل توخالی تقابل با چین و شکاف در لایههای نظامی
دولت ترامپ در سند خود ادعا میکند که هدف از این بودجه تقابل با چین نیست، بلکه ایجاد توازن قوا در منطقه هند-آرام است. اما شهادت فرماندهان نظامی نشان میدهد که این تزریق پول لزوماً به معنای کارآمدی نیست. دریادار پاپارو اعتراف کرده که با وجود این بودجهها، ظرفیت کشتیسازی تجاری آمریکا تنها 0.1 درصد کل جهان است، در حالی که چین 50 درصد این ظرفیت را در اختیار دارد و از سال 2024 تسلیحات دریایی عظیمی را به ارتش خود اضافه کرده است. پاپارو صراحتاً اعلام کرد که خطوط تولید آمریکا با تهدیدات واقعی همخوانی ندارند.
علاوه بر این، استراتژیهای پهپادی تحت عنوان «جهنم فضایی» برای تنگه تایوان با بودجه 53.6 میلیارد دلاری، بیشتر یک قمار تکنولوژیک به نظر میرسد تا یک راهبرد پایدار. در همین حال، در بخش هواپیماهای جنگنده نسل ششم (پروژه F/A-XX) که برای مقابله با برتری هوایی جدید چین در اقیانوس آرام حیاتی است، دولت ترامپ تنها 100 میلیون دلار بودجه صوری اختصاص داده که خشم رئیس کمیته فرعی دفاعی مجلس نمایندگان را برانگیخته است.
بازی تطبیق بودجه؛ یک قمار خطرناک و غیرمسئولانه
اصرار ترامپ بر تصویب 350 میلیارد دلار از طریق لایحه تطبیق، بزرگترین ریسک مالی این دوره است. با توجه به اکثریت شکننده جمهوریخواهان در مجلس نمایندگان و حذف اهرمهای جذابی مانند کاهش مالیات برای جلب رضایت محافظهکاران، این اقدام کشور را بهسمت بنبست هدایت میکند. تحلیلگران بر این باورند که ترامپ پروژههای شخصی و نمادین خود را (مانند گنبد طلایی و پهپادهای DAWG) عمداً در این بخش قرار داده است تا نمایندگان حامی جنبش مگا (MAGA) را مجبور کند بهقیمت نابودی انضباط مالی، به آن رأی مثبت دهند.
حتی سناتورهای برجستهای چون میچ مککانل نیز هشدار دادهاند که تکیه بر این روش حزبی، ریسک بسیار بزرگی برای ساختار دفاعی کشور است. سناتور آنگوس کینگ نیز این بخش از بودجه ترامپ را به یک «صندوق پنهانی و بدون نظارت» (Slush fund) تشبیه کرد که اصول دموکراتیکِ نظارت کنگره را زیر پا میگذارد.
ناکارآمدی ساختاری و بیاعتمادی فزاینده به مدیریت ترامپ
جنگ ایران هماکنون حداقل 29 میلیارد دلار هزینه روی دست مالیاتدهندگان گذاشته است و کاخ سفید هنوز از ارائه لایحه شفاف بودجه تکمیلی خودداری میکند و احتمالاً بهزودی یک شوک 80 تا 100 میلیارد دلاری دیگر به کنگره وارد خواهد کرد، این پنهانکاری، اعتماد دوحزبی را بهطور کامل نابود کرده است.
از سوی دیگر، ناکارآمدی مدیریتی دولت بهحدی است که ارتش آمریکا اکنون با کمبود آمادگی 2میلیارددلاری مواجه شده است، چرا که وزارت امنیت میهن (DHS) هزینههای مأموریتهای مرزی ارتش را پرداخت نکرده است؛ تصویری تمامعیار از دولتی که بازوهای مختلف آن به جان هم افتادهاند. نماینده بتی مککالم بدبینی عمیق جامعه نسبت به مدیریت ترامپ را اینگونه خلاصه کرد:
«ترامپ بودجه 1.5 تریلیون دلاری میخواهد، یعنی 44 درصد افزایش نسبت به قبل؛ آن هم در حالی که ثابت کرده است دولتش حتی توانایی مدیریت یک بودجه تریلیون دلاری را نداردف من به پنتاگون چک سفیدامضا نخواهم داد.»
علاوه بر این، رفتارهای تکروانه ترامپ مانند دستور ناگهانی خروج 5,000 سرباز از آلمان بدون مشورت با کنگره یا برلین، ادعاهای او مبنی بر تقویت متحدان را کاملاً مضحک جلوه میدهد.
تحلیل نهایی و ارزیابی ریسک برای سرمایهگذاران
دلارهای کاغذی در فرآیند حزبی: صنایع دفاعی باید بدانند تنها پول واقعی، همان 1.1 تریلیون دلار بودجه پایه است. پروژههای شاخص ترامپ (گنبد طلایی، زرادخانه هوش مصنوعی، مواد معدنی حیاتی) که در بخش تطبیق بودجه قرار دارند، روی هوا هستند و احتمالاً تا پس از نوامبر تعیین تکلیف نخواهند شد. دل بستن به این پول، یک ریسک بزرگ مالی است.
توهم حل 30 سال مشکل در یک سال: ادعای ترامپ مبنی بر اینکه با یک سال تزریق پول مفرط میتوان بحران پایگاه صنعتی آمریکا را حل کرد، یک مغالطه است. محدودیتهای شدید در تأمین نیروی کار متخصص، زنجیره تأمین قطعات و مواد خام به این معناست که ظرفیت تولید ارتش آمریکا در کوتاهمدت تغییر شگرفی نخواهد کرد. شرکتها نباید فریب این سیگنالهای تقاضای اغراقآمیز را بخورند.
شوک ناگهانی بودجه تکمیلی ایران: تأخیر در ارائه لایحه بودجه جنگ ایران، مانند یک بمب ساعتی برای فرآیند عادی بودجه است. وقتی این فاکتور سنگین بالاخره به کنگره برسد، برای جلب سرمایه سیاسی رقابت خواهد کرد و احتمالاً دولت را مجبور میکند برای باز کردن فضا، بودجههای دیگر را بهشدت کاهش دهد؛ امری که تمام محاسبات صنعتی را به هم خواهد ریخت.