«آزادی عمل اسرائیل در لبنان»، به این معنا که «هر زمانی که میخواهد، بتواند به هر نقطهای از لبنان حمله کند»، جزو پایههای اصلی تعریفشده برای امنیت صهیونیستهاست؛ بهطوریکه نتانیاهو در تمام اظهارات خود تأکید میکند حتی اگر توافقی میان اسرائیل-لبنان یا آمریکا-ایران شکل بگیرد، تلآویو آزادی در حمله به لبنان را «معامله نخواهد کرد.»
این نکته، موضوعی کلانتر از دولت یا شخص نتانیاهو است و جزو «منافع حیاتی رژیم» در تمامی دولتهایش شناخته میشود. در این رابطه، «دکترین ضاحیه» اهمیتی ویژه برای اسرائیل دارد.
دکترین ضاحیه، یک استراتژی مهم نظامی برای اسرائیل است که در سال 2006 توسط ژنرال گادی آیزنکوت، رئیس پیشین ستاد ارتش رژیم، مطرح شد. طبق این دکترین، اسرائیل در مواجهه با نیروهای مقاومت بهویژه حزبالله، نباید متناسب حمله کند؛ بلکه حجم حملات باید بهقدری زیاد باشد که داراییهای نظامی، نیروها و حتی زیرساختهای غیرنظامی و مردم عادی شهر را، منهدم کند.
البته این دکترین تاکنون نتوانسته اسرائیل را در موضوعات کلان به پیروزی برساند و مصداق بارز این موضوع، اجرای دکترین ضاحیه در غزه برای نابودی حماس بود که درنهایت موفق نشد. اما این روش نظامی، کشتار و خسارات شدیدی ایجاد میکند که حتی صدای نهادهای حقوق بشری همراه با اسرائیل را، در میآورد.
در روزهای اخیر، اسرائیل قصد داشت دکترین ضاحیه را در شهر ضاحیه پیاده کند؛ اما ایران ابتدا هشدار داد که در صورت چنین اقدامی، پاسخ متناسب خواهد داد و بعد از حمله اسرائیل به این شهر، تهدید خود را عملی کرد.
به اعتراف منابع امنیتی اسرائیل، رژیم گمان نمیکرد که تهران تهدید خود را عملی کند. اما نگرانی اصلی صهیونیستها، شکلگیری این معادله جدید است: «حمله به بیروت، حمله تهران به تلآویو را در پی خواهد داشت.»
درنتیجه میتوان گفت، پس از گذشت 20 سال، ایران و حزبالله، دکترین ضاحیه را بهصورت بنیادین بازنویسی کردند؛ به این معنا که اسرائیل از «راهبرد حمله نامحدود به بیروت»، به این نقطه رسیده که «ایران اجازه حمله را نمیدهد.»
این ماجرا، دقیقاً همان پایه امنیتی صهیونیستها را هدف قرار داد و آزادی عمل تلآویو در بیروت را زیر سؤال برد. باید توجه داشت که این دستاورد بزرگ، تنها با حمله نظامی محقق شد و در هیچ توافق یا مذاکرهای، امکان رسیدن به آن وجود نداشت.