تازهترین برآورد فرماندهی مرکزی ارتش تروریستی آمریکا نشان میدهد که هزینه عملیات نظامی این کشور علیه ایران تا سوم سپتامبر (۱۲ شهریور) به ۴۳٫۶ میلیارد دلار رسیده است.
این رقم تنها هزینههای ثبتشده تا این تاریخ را دربر میگیرد و خسارت کامل واردشده به پایگاههای آمریکا، هزینه استقراض برای تأمین مالی جنگ و تعهدات بلندمدت ناشی از درمان مجروحان در آن محاسبه نشده است.
بر اساس گزارشی که آسوشیتدپرس با استناد به برآورد سنتکام منتشر کرده، ۲۸٫۱ میلیارد دلار از این مبلغ صرف تسلیحات شده است. به این ترتیب، حدود ۶۴ درصد هزینه ثبتشده جنگ فقط به مصرف مهمات اختصاص دارد و بقیه آن بهکارگیری تجهیزات و پایگاهها، خسارتهای عملیاتی و حمایت درمانی جاری را دربر میگیرد.
این رقم در مقایسه با برآورد ۳۸ میلیارد دلاری دفتر بودجه کنگره آمریکا که هزینهها را تا اول اوت (۱۰ مرداد) محاسبه کرده بود، ظرف حدود یک ماه ۵٫۶ میلیارد دلار افزایش نشان میدهد.
دفتر بودجه کنگره همچنین پیشبینی کرده است که ادامه عملیات ماهانه حدود سه میلیارد دلار دیگر بر هزینهها بیفزاید. از این رو، رقم ۴۳٫۶ میلیارد دلار را نمیتوان صورتحساب نهایی جنگ دانست.
۴۳٫۶ میلیارد دلار تنها بخش آشکار صورتحساب
برآورد دفتر بودجه کنگره نشان میدهد که جایگزینی برخی از مهمات مصرفشده ممکن است تا پنج سال طول بکشد. بر اساس گزارشها ذخیره شماری از موشکهای دقیق دوربرد آمریکا بهشدت کاهش یافته و بازسازی موجودی آنها به افزایش ظرفیت تولید و اختصاص بودجههای تازه نیاز دارد.
پیت هگست وزیر جنگ آمریکا پیشتر خواستار نزدیک به ۹۰ میلیارد دلار بودجه اضطراری برای جایگزینی مهمات و رفع کمبودهای حیاتی شده بود.
دولت آمریکا نیز بستهای حدود ۹۵ میلیارد دلاری را برای جنگ و دیگر اولویتهای نظامی پیگیری کرده است. این درخواستها نشان میدهد هزینه بازسازی زرادخانه میتواند از مبلغ ثبتشده عملیات بیشتر باشد.
در بخش انسانی هم آمار رسمی آمریکا از کشتهشدن ۱۸ نظامی و مجروحشدن بیش از ۸۳۰ نفر حکایت دارد. البته روزنامه ایندیپندنت انگلیس با استناد به اطلاعات داخلی وزارت جنگ آمریکا نوشته است که شمار کشتهشدگان دستکم ۲۲ نفر است.
همین اختلاف پرسشهایی را درباره شفافیت پنتاگون ایجاد کرده و این در حالی است که هزینه درمان بلندمدت مجروحان و حمایت از خانوادههای نظامیان نیز هنوز قابل محاسبه نیست.
هزینه تأمین مالی جنگ هم در ارقام جاری دیده نمیشود. دفتر بودجه کنگره هشدار داده است که بهره بدهیهای جدید میتواند دهها میلیارد دلار دیگر به صورتحساب اضافه کند و پرداخت آن پس از پایان درگیری نیز ادامه یابد.
انبارهای خالی و رقابت سه جبهه
فرانچسکو روزاتزا بونیتین پژوهشگر مؤسسه مطالعات سیاسی بینالمللی ایتالیا موسوم به ISPI معتقد است که عملیات آمریکا علیه ایران محدودیتهای عمیق صنعت تسلیحاتی این کشور را آشکار کرده است.
طبق ارزیابی او، مشکل صرفاً تعداد موشکهای موجود نیست، بلکه زنجیره تولیدی است که طی چند دهه کوچک و شکننده شده و امکان جایگزینی سریع مهمات را ندارد.
بر اساس دادههای مورد استناد این اندیشکده، شمار تأمینکنندگان صنعت موتورهای سوخت جامد آمریکا از حدود پنج هزار شرکت به نزدیک هزار شرکت کاهش یافته است. کمبود نیروی متخصص و زمان طولانی راهاندازی تأسیسات جدید نیز مانع افزایش سریع تولید است.
واشنگتن برای جبران این ضعف قصد دارد تولید سالانه موشک پاتریوت PAC-۳ MSE را از حدود ۶۰۰ به دو هزار فروند برساند و قراردادی ۳۵٫۳ میلیارد دلاری برای سامانه تاد منعقد کرده است. با این حال، کارشناسان نظامی میگویند که افزایش هدفگذاری به معنای تحویل فوری موشک نیست.
مقامهای آمریکایی و ناتو کمبود موشکهای رهگیر پدافندی در اروپا، بهویژه مهمات مورد استفاده در سامانه پاتریوت، را فراتر از وضعیت بحرانی توصیف کردهاند. این وضعیت، تحویل سامانههای بیشتر به اوکراین و تقویت همزمان دفاع داخلی اروپا را محدود کرده و این در حالی است که برخی طرحهای جایگزین اروپایی نیز پیش از سال ۲۰۲۸ عملیاتی نخواهند شد.
روزنامه تلگراف انگلیس در تحلیلی به قلم دانیل دپتریس، هزینه راهبردی دیگری را برجسته کرده است. به نوشته او، پایگاههایی که قرار بود نماد بازدارندگی آمریکا در منطقه باشند، خود به هدف تبدیل شدهاند و کشورهای حاشیه خلیج فارس ناچار شدهاند درباره میزان اتکای امنیتی خود به واشنگتن تجدیدنظر کنند. از این منظر، حتی افزایش هزینه نظامی نیز لزوماً به تقویت اعتبار آمریکا منجر نشده است.
شوک جنگ در قبض انرژی اروپا
پیامدهای اقتصادی جنگ در اروپا بیش از همه از مسیر انرژی نمایان شده است. کریستینا بارائوسکایته گریشکویچینه و کلاوس براند دو اقتصاددان بانک مرکزی اروپا محاسبه کردهاند که نرخ تورم منطقه یورو از ژانویه تا مه (دی تا اردیبهشت) ۱٫۵ واحد درصد افزایش یافته و از ۱٫۷ درصد به ۳٫۲ درصد رسیده است.
طبق ارزیابی این دو اقتصاددان، تقریباً تمام این افزایش با شوک عرضه انرژی ناشی از درگیری در غرب آسیا و اختلال در تردد از تنگه هرمز ارتباط دارد.
حدود ۹۰ درصد افزایش تورم انرژی نیز به همین شوک عرضه نسبت داده شده است. این نتیجه نشان میدهد که ماجراجویی آمریکا علیه ایران نه تنها بازار نفت، بلکه قیمت کالاها و خدمات در سراسر زنجیره تولید اروپا را تحت تأثیر قرار داده است.
بانک مرکزی اروپا در دهم سپتامبر (۱۹ شهریور) نرخهای اصلی خود را ۲۵ واحد پایه درسایه فشار تومی جنگ افزایش داد. این بانک تورم سالهای ۲۰۲۶ و ۲۰۲۷ را به ترتیب ۳ و ۲٫۵ درصد پیشبینی کرده و این در حالی است که تورم انرژی در ماه اوت (مرداد) به ۱۴٫۳ درصد رسید.
واقعیت این است که افزایش نرخ بهره، پیامدهای اقتصادی جنگ را مستقیماً به زندگی روزمره مردم منتقل میکند. خانوارها اقساط سنگینتری برای وام مسکن میپردازند و شرکتها نیز برای دریافت وام یا جذب سرمایه با هزینه بیشتری روبهرو میشوند. آمارها نشان میدهد نرخ متوسط وام بانکی شرکتها در منطقه یورو به ۳٫۸ درصد و هزینه تأمین پول از طریق فروش اوراق بدهی به سرمایهگذاران به حدود چهار درصد رسیده است.
همزمان بانک مرکزی اروپا پیشبینی کرده است که اقتصاد منطقه یورو امسال فقط ۰٫۹ درصد رشد کند. این بانک اکنون با انتخاب دشواری روبهروست. افزایش نرخ بهره، دریافت وام را گرانتر و مصرف خانوارها و سرمایهگذاری شرکتها را کمتر میکند، اما ثابت نگهداشتن نرخها نیز میتواند به ماندگاری تورم ناشی از افزایش قیمت انرژی بینجامد.
آلمان، فرانسه و اسپانیا زیر فشار
شورای کارشناسان اقتصادی آلمان در گزارش بهاره خود، پیشبینی رشد بزرگترین اقتصاد اروپا در سال ۲۰۲۶ را ۰٫۴ واحد درصد کاهش داد و به ۰٫۵ درصد رساند. این شورا افزایش قیمت سوختهای فسیلی در پی جنگ علیه ایران را عامل اصلی بازنگری دانسته و پیشبینی کرده است که رشد آلمان در سال ۲۰۲۷ نیز فقط ۰٫۸ درصد باشد.
این نهاد میگوید افزایش بهای واردات انرژی، قدرت خرید خانوارها را کاهش داده و هزینه تولید شرکتها را بالا برده است. تورم آلمان نیز برای امسال ۳ درصد و برای سال آینده ۲٫۸ درصد پیشبینی شده است.
مارکوس کوپ اقتصاددان نظامی سوئیسی نیز در گفتوگو با شبکه ZDF آلمان گفته است که بحران انرژی به یک بحران تورمی تبدیل شده است. قیمت تولیدکننده در آلمان در اوت ۴٫۶ درصد نسبت به سال قبل افزایش یافت.
در فرانسه، بانک مرکزی این کشور پیشبینی رشد اقتصادی سال ۲۰۲۶ را به ۰٫۴ درصد کاهش و هشدار داده است که افزایش دستمزدها با تورم ناشی از جهش قیمت انرژی همگام نیست و قدرت خرید خانوارها کاهش مییابد.
این بانک میگوید اگر اختلال در بازار انرژی ادامه پیدا کند، اقتصاد فرانسه ممکن است در سال ۲۰۲۷ با رشد منفی روبهرو شود. رسانههایی مانند لوپاریزین و شبکه TF۱ نیز افزایش قیمت مواد غذایی و سوخت را از ملموسترین پیامدهای جنگ برای خانوارهای فرانسوی دانستهاند.
در اسپانیا، مؤسسه فونکاس و مرکز پژوهشی کایکسابانک سه مسیر اصلی انتقال بحران را انرژی و حملونقل، کاهش تقاضای خارجی و افزایش نرخ بهره معرفی کردهاند.
محاسبات کایکسابانک نشان میدهد هر ۱۰ درصد افزایش قیمت نفت برنت به یورو میتواند حدود ۰٫۲ واحد درصد و هر ۱۰ درصد افزایش قیمت گاز حدود ۰٫۰۵ واحد درصد به تورم اسپانیا اضافه کند.
این مرکز در سناریوی اولیه خود برآورد کرده بود که پیامدهای تهاجم نظامی آمریکا علیه ایران، بهویژه افزایش قیمت انرژی، میتواند بین ۰٫۲ تا نزدیک به یک واحد درصد از رشد سالانه اقتصاد اسپانیا بکاهد. دولت این کشور نیز بستهای حدود پنج میلیارد یورویی برای مهار قیمتها در نظر گرفت.
در انگلیس نیز بانک مرکزی نرخ بهره را در سطح ۳٫۷۵ درصد نگه داشته، اما هشدار داده است که ادامه جنگ میتواند افزایش دوباره نرخها را ضروری کند. تورم این کشور ۳٫۱ درصد اعلام شده و پیشبینیها از نزدیکشدن آن به ۴ درصد در اوایل سال ۲۰۲۷ حکایت دارد.
همزمان، نهاد تنظیمکننده بازار انرژی انگلیس سقف قبوض را از ماه اکتبر (مهر ماه) ۴ درصد افزایش داده است. این تصمیم حدود ۲۲ میلیون خانوار را تحت تأثیر قرار میدهد.
جهش سوخت و هزینه حمایت دولتها
گاردین گزارش داده است که قیمت بنزین در اتحادیه اروپا نسبت به سال قبل ۲۴ درصد و گازوئیل ۳۸ درصد افزایش یافته و بهای سوخت هواپیما بیش از دو برابر شده است.
بهای عمدهفروشی گاز در بازار هلند، که مبنای قیمتگذاری گاز در اروپا به شمار میرود، به حدود ۸۱ یورو برای هر مگاوات ساعت رسیده که نزدیک به ۱۵۰ درصد بیشتر از یک سال قبل است. نفت خام نیز بالای ۱۰۰ دلار برای هر بشکه معامله میشود و حدود ۵۰ درصد از پیش از آغاز جنگ آمریکا علیه ایران گرانتر است.
بر اساس گزارشها، قیمت هر لیتر گازوئیل در آلمان به حدود ۲٫۴۵ یورو و در هلند به ۲٫۷۸ یورو رسیده است. این افزایشها دولتها را به کاهش مالیات و پرداخت کمکهای تازه واداشته است.
دولت ایتالیا در حال بررسی حذف مالیات جادهای برای ۱۴٫۵ میلیون وسیله نقلیه است که بیش از ۲ میلیارد یورو هزینه خواهد داشت. کاهش مالیات گازوئیل نیز پیشتر ۲٫۸ میلیارد یورو از درآمدهای این کشور کاسته است.
اسپانیا و آلمان هم مالیات هر لیتر گازوئیل را به ترتیب ۲۰ و ۱۷ سنت کاهش دادهاند تا بخشی از فشار افزایش قیمت سوخت بر مردم و شرکتها را جبران کنند.
این مخارج در آمار نظامی آمریکا ثبت نمیشود، اما نتیجه مستقیم شوک انرژی ناشی از ماجراجویی نظامی آمریکا علیه ایران است. در واقع، دولتهای اروپایی بخشی از هزینه تصمیم واشنگتن را از طریق کاهش درآمدهای مالیاتی و افزایش هزینههای حمایتی برعهده گرفتهاند.
بحران انرژی؛ کاهش ذخایر نفت و گاز دنیا
روزنامه اقتصادی «سینکو دیاس» اسپانیا به نقل از آژانس بینالمللی انرژی گزارش داده است که صادرات نفت کشورهای حوزه خلیج فارس در ماه اوت به حدود ۱۳ میلیون بشکه در روز کاهش یافت که ۴۵ درصد کمتر از پیش از آغاز جنگ آمریکا علیه ایران است. صادرات فرآوردههای نفتی مانند بنزین، گازوئیل و سوخت هواپیما نیز حدود ۶۰ درصد افت کرده است.
همزمان، ذخایر نفت جهان در مقایسه با آغاز جنگ ۵۰۷ میلیون بشکه کاهش یافته و بازار بینالمللی روزانه با کمبود ۱٫۳ تا ۱٫۴ میلیون بشکه فرآورده نفتی روبهرو شده است. این کمبود معادل ۱۵ تا ۲۰ درصد حجم تجارت جهانی این محصولات برآورد میشود.
مشکل اروپا با تعطیلی موقت شماری از پالایشگاهها برای انجام تعمیرات دورهای تشدید شده است. این تعمیرات روزانه بین ۴۵۰ هزار تا ۵۵۰ هزار بشکه از ظرفیت پالایش نفت اروپا کاسته و بهای گازوئیل در بازار مشترک بنادر آمستردام، روتردام و آنتورپ را به رکورد هزار و ۶۱۷ دلار برای هر تن رسانده است.
مخازن گاز اروپا نیز اکنون تنها تا ۶۸ درصد ظرفیت خود پر هستند و این در حالی است که میانگین ذخایر در این مقطع از سال طی پنج سال گذشته ۸۴ درصد بوده است. کمبود ذخایر این نگرانی را افزایش داده است که با سردشدن هوا و افزایش مصرف گاز، قیمتها بار دیگر جهش کند.
کارشناسان بر این باورند که این ذخایر میتواند اروپا را در برابر اختلالهای کوتاهمدت محافظت کند، اما با ادامه جنگ بهتدریج کاهش خواهد یافت. از این رو، خطر اصلی برای اروپا فروپاشی ناگهانی اقتصاد نیست، بلکه ادامه فشار بر رشد اقتصادی، قدرت خرید مردم و بودجه دولتهاست.
صورتحساب پنهان کشتیرانی و بیمه
اختلال در مسیرهای دریایی یکی دیگر از هزینههایی است که در بودجه پنتاگون دیده نمیشود. شرکت آلمانی هاپاگلوید اعلام کرده بود که افزایش هزینه سوخت، بیمه و نگهداری کانتینرها در هفته بین ۴۰ تا ۵۰ میلیون دلار هزینه اضافی به این شرکت تحمیل میکند. این هزینهها در نهایت از طریق افزایش کرایه حمل به واردکنندگان و مصرفکنندگان منتقل میشود.
بازار بیمه لندن نیز با زیان سنگینی روبهرو شده است. فایننشال تایمز گزارش داده که لویدز لندن انتظار دارد خسارتهای بیمهای مرتبط با تنشها در تنگه هرمز به حدود ۱٫۴ میلیارد پوند برسد.
بخش عمده این مبلغ به زیرساختهای زمینی و پوشش خطرهای سیاسی مربوط است و خسارتهای دریایی را بهطور کامل دربر نمیگیرد.
برآورد لویدز از زیانهای تنشها در تنگههرمز در مدتی کوتاه، تقریباً معادل یکچهارم کل زیانهای این بازار از جنگ اوکراین از سال ۲۰۲۲ تاکنون عنوان شده است.
هزینه سیاسی و حقوقی جنگ رمضان
هزینه تجاوز نظامی واشنگتن به مخارج مالی و فرسایش توان نظامی محدود نمانده و به عرصه سیاسی آمریکا نیز کشیده شده است.
سومین قطعنامه مجلس نمایندگان برای محدودکردن اختیارات جنگی دولت با ۲۰۴ رأی موافق و ۲۲۰ رأی مخالف تصویب نشد، اما افزایش حمایت نمایندگان جمهوریخواه از آن نشان داد که تردید درباره ادامه عملیات در ساختار سیاسی آمریکا رو به گسترش است.
شبکه چهار انگلیس نیز در بررسی هزینه واقعی تجاوز نظامی آمریکا علیه ایران، بر فاصله میان وعده دولت آمریکا برای یک عملیات سریع و واقعیت یک درگیری طولانی و نامحبوب تأکید کرده است.
این شکاف میتواند با افزایش قیمت سوخت، رشد هزینه بودجه و انتشار آمار تلفات، به یکی از موضوعات اصلی انتخابات آمریکا تبدیل شود.
از سویی هیأت حقیقتیاب سازمان ملل اعلام کرده است که دلایل معقولی برای احتمال ارتکاب جنایت جنگی از سوی آمریکا در حمله نظامی به مدرسه و مجموعههای ورزشی در ایران وجود دارد. این ارزیابی حکم دادگاه نیست، اما برای کشوری که مدعی دفاع از حقوق بشر است، هزینه اعتباری سنگینی دارد.
همزمانی این یافتهها با حمایت تسلیحاتی و سیاسی دولتهای غربی از عملیات نظامی، بار دیگر شکاف میان ادعاهای حقوق بشری آنها و عملکردشان در برابر حملات به اهداف غیرنظامی را آشکار کرده است.
این در حالی است که سکوت یا حمایت متحدان اروپایی واشنگتن نیز میتواند اعتبار ادعای استقلال و پایبندی آنها به حقوق بینالملل را تضعیف کند.
سه صورتحساب یک ماجراجویی
برآیند ارزیابی کارشناسان، اندیشکدهها و رسانههای اروپایی نشان میدهد که جنگ علیه ایران سه صورتحساب عمده ایجاد کرده است. نخست، صورتحسابی مستقیم برای خزانه آمریکا که تا سوم سپتامبر (۱۲ شهریور) دستکم ۴۳٫۶ میلیارد دلار برآورد شده و همچنان رو به افزایش است.
دوم، صورتحسابی راهبردی که با کاهش ذخایر موشکی و محدودشدن توان واشنگتن و متحدانش در اروپا و شرق آسیا نمایان شده است و سوم، صورتحسابی اقتصادی که از طریق تورم، نرخ بهره، انرژی، کشتیرانی و بیمه به کشورهای اروپایی منتقل شده است.
این ارقام را نمیتوان بهسادگی جمع کرد، زیرا همپوشانی دارند و بخشی هنوز قابل اندازهگیری نیست، اما رقم سنتکام، حداقل هزینه ثبتشده را نشان میدهد.
برخلاف وعده عملیات کوتاه و کمهزینه، تداوم وضع موجود، بودجه آمریکا، زرادخانه غرب و اقتصاد اروپا را زیر فشار قرار داده است. هزینه واقعی این ماجراجویی در کنار دلارهای مصرفشده، در موشکهایی که جایگزینی آنها سالها طول میکشد، قبوض انرژی خانوارهای اروپایی و اعتباری دیده میشود که با حمله به اهداف غیرنظامی از میان میرود.
این شواهد نشان میدهد تلاش برای تحمیل اهداف سیاسی از مسیر نظامی، به جای ایجاد امنیت، بحران را فراتر از میدان درگیری گسترش داده و حتی نزدیکترین متحدان واشنگتن را با هزینههایی روبهرو کرده است که پایان آنها قابل پیشبینی نیست.