یکی از این جوامع، شکلگیری اقلیم کردستان در کشور عراق پساصدام است و البته باید اشارهای تاریخی داشته باشم به اینکه انگلستان و فرانسه پس از جنگ جهانی اول، امپراتوری عثمانی را شکست داده و در تجزیه آن، به صورتی آگاهانه، تضادها و تصادمهای قومی و مذهبی را در چندین کشور تازه تأسیس تعریف و تحریک کردند تا مانع ثبات کامل دولتهای آن کشورها شوند و منافع و نفوذ خود را نیز بر بستری از آشوبهای قومی وقبیلهای تداوم بخشند.
کردستان عراق که امروز «اقلیم کردستان» در آن کشور خوانده میشود، در جوار مرزهای ایران در شرق، ترکیه در شمال و سوریه در شمال غربی، با جوامع دیگری از کردها، مرز مشترک دارد. اما تفاوت عمده آنان در آن است که به وحدت سیاسی عراق بعد از سقوط صدام و حزب بعث، پشت کردند و با حفظ سلاحها و نیروهای مسلح خود به نام پیشمرگهها، یک همهپرسی جداگانه برگزار نمودند.
به این ترتیب، نوعی اقلیم خودمختار ـ و نه کشور مستقل ـ در این خطه حساس مستقر شد که به جای بهرهگیری از مزایای دولت مرکزی در امنیت و اقتصاد و همبستگی ملی و برابری شهروندی، تنها ماند و به ناچار گروههای تروریستی یا مزدوران و جاسوسان اسرائیلی و عوامل و ماموران آمریکایی و برخی کشورهای فرامنطقهای در آن نفوذ و بروبیایی پیدا کردند.
البته نه دولت عراق و نه هیچ کشور مستقل دیگری اقلیم و رفراندوم خودخواندگی آن را به رسمیت نشناخت ولی این موضوع بیش از همه، موجب آزردگی مردم عربزبان سراسر عراق در شرق و مرکز و در جنوب، اعم از سنی و شیعه شد. فدرالیزم ادعایی تئوریسینهای اقلیم، اما موجب واکنش ایران نشد و رهبران سیاسی ایران، محترمانه و بر اساس اصل مودت و تشریک مساعی، آرامش مرزی و روابط دیرینه را با رهبران برجسته آن سامان حفظ کردند. به ویژه مسعودبارزانی و جلال طالبانی (مام جلال) که تعلق خود به ایران و فرهنگ آن افکار نمیکردند و بلکه ابراز هم میکردند.
به هر حال لازم به یادآوری است که از دیرباز، یعنی زمانی که سلف صدام، حسن البکر، کردستان را مورد تعدی و آزار قرارداد و برخی طوایف را به کوچ اجباری واداشت، ایران پذیرای آنها بود.
در ماجرای فاجعه حلبچه، ایران هر چه توانست مساعدت کرد، از بازماندگان و آسیبدیدگان و حتی شکایتکنندگان به مجامع بینالمللی حمایت بیدریغ نمود. اما موجودیت اقلیم، آنجا که داعش و نیروهای جانشین القاعده با نام خلافت عراق و شام، از فلوجه به سوی کردستان یورش آوردند، ایزدیان را قتل عام کرده، زنان و بچهها را کنیز و اسیر بردند و کردستان در معرض فروپاشی قطعی بود، از نیروهای مسلح عراق و منطقه، و متحدان پوشالی همچون آمریکا و اسرائیل درخواست کمک کرد. هیچ کشوری به داد اقلیم نرسید مگر نیروهای مسلح ایران که با قوت و قدرت، داعش را از ورود به حریم اقلیم بازداشتند و سپس در شکست قطعی و برون راندن کامل از موصل و فلوجه، همراه با حشدالشعبی و کمکهای مستشاری و نظامی ایران، نقش درجه اول، بلکه حیات بخش ایفا کردند.
اما متاسفانه رویکردهای منفعلانه از سوی رهبران اقلیم و نهادهای امنیتی و نظامی آن، در سالهای اخیر، نشانهای از دوستی با همسایه بزرگ شرقی ارائه نداده است. حضور جاسوسان اسرائیلی و گروهکهای مسلح تروریستی که برخی از آنها در جنگ رمضان، با دریافت پول و سلاح از آمریکا و تعلیمات از اسرائیل، برای نفوذ به مرزهای میهن گرامی آماده شده بودند، لطمهای جدی به روابط، بلکه اعتماد ایران و حتی دیگر کشورهای منطقه وارد ساخت. حتی رجب طیب اردوغان در یک افشاگری کلی به این موضوع اشاره کرد و نارضایتی کشور و دولتش را از این موضوع و دخالت در جلوگیری از این حرکت بیان نمود.
مجال نیست بیش از این وارد تاریخ و جزئیات آن شوم. دولت اقلیم کردستان، میباید از فرصت ریاست جمهوری عراق که در قانون اساسی آن کشور، نصیب کردها شده بود، بهرهبرداری زیادی میکرد. به جای این کار و همبستگی با دولت مرکزی، راه دیگری پیش گرفت و حتی در یک فرجه و غفلت تاریخی، مناطق مهم نفتی را هم از دست داد و نیروهای مسلح عراق به عنوان ثروت ملی از چنگ دولت خودمختار به درآوردند.
امیدواریم مسعود نیچروان بارزانی که ظاهراً نقشآفرین اصلی در سیاستگذاری و اداره اقلیم است، متوجه اهمیت تصمیمات و عملکرد خود و تحرکات گروهکهای مسلح در آن سامان باشد. ایران، در مرزهای غربی نمیتواند شاهد تحریک و تحرک نیروهای مزدور مسلح و بعضاً تجزیهطلبی باشد که با پشتیبانی اسرائیل و آمریکا و با پولهای مشکوک برخی دشمنان منطقهای مجهز و سازماندهی شده و میشوند. این جنگ، یک نبرد بزرگ و تاریخی است و هیچ دولت و نهادی در رویارویی یا تقابل با ایران و همکاری با دشمنان ایران و حتی سکوت در برابر آنان، از مقابله به مثل و بلکه صاعقه قدرت ایران برکنار نخواهد بود.
تبلیغات تلویزیونی و عامهپسند در مورد موشکهای دوربرد و نقطهزن ایران که مراکز تجمع این گروهکها و برخی لانههای جاسوسان و مزدوران را در هم میکوبد کنار بگذارید. زیرا در واقع سنگر دشمنان را میشکنند و ممکن است در صورت شعلهورشدن جنگی دوباره، روزگار این گروههای بیریشه و مزدور را در اقلیم سیاه کند و آنان را برای همیشه به زبالهدان تاریخ بریزد.
اما اگر آنان آسیبی به ایران و مرزهای ایران و مردم میهن وارد سازند، مستقیماً رهبران اقلیم باید پاسخگو باشند و در آن صورت هیچ عذری پذیرفته نیست. همچنان که این مسأله که دولت اقلیم نظارت و اطلاعی از فعالیت پژاک و کومله و دیگر مزدوران صهیونیستها و آمریکاییها ندارد، به هیچ وجه پذیرفتنی نیست. جنگ اخیر و تداوم آن در حال و هر لحظه دیگر ایجاب میکند که مرزهای غربی ایران امن و آرام باشد. چه رسد به این که اخبار ناگواری مبنی بر حضور تکفیریهای مزدور هم در کنار تروریستهای اجیر شده به نام گروهکهای مزبور به گوش میرسد.
امیدواریم این مسائل به دور از واقع باشد، هر چند شواهد دیگری هم خلاف آن در دست است. اما هشدار ایران کافی است و برادران کُرد ما در اقلیم کردستان به یاد شعار زیبای خود باشند که همچون پیمانی در دل فرهنگ مردم آن سامان نهفته است؛ «هر جا کُرد هست، آنجا ایران است». این باور نباید فقط در شرایط نیاز و اضطرار بیان شود. وقت ابتلا و امتحان هم باید چنین باشد و شرط مودت و همسایگی محفوظ بماند.
منبع: روزنامه اطلاعات