منشا پیدایش علامت «V»
افکار:

کسی که مردم دنیا به عنوان نماد سیاسی بازی و فروش گنجشک رنگ کرده به جای قناری می شناسندش، در خود انگلیس نماد سختکوشی و مورچه امیر تیمور است.

معروف است که وینستون چرچیل تا ۳۰سالگی حرف S را نمی‌توانست تلفظ کند اما آن قدر تمرین کرد تا توانست، و آنقدر سخنرانی کرد تا کمیته نوبل به خاطر سخنرانی‌هایش(و البته کتاب خاطراتش) به او جایزه ادبیات داد.

دوست داشت به جای لقب، به عنوان یک نظامی کهنه‌کار بشناسندش. ایده ساخت تانک، هاورکرافت، بمب اتم و چند روش حمل مهمات برای چرچیل است. او بود که استفاده از رادار را باب کرد. مدتی فرمانده کل نیروی دریایی انگلیس بود و زمانی فرمانده نیروی هوایی(در کنفرانس تهران او با لباس فیلدمارشال
نیروی هوایی شرکت کرد). از کشورهای متعددی(انگلیس، آمریکا، فرانسه، روسیه و حتی حبشه) مدال نظامی گرفته بود.

۷سال قبل از شروع جنگ جهانی دوم، تنها با خواندن " نبردمن " هیتلر پپیش بینی کرده بود که جنگ جهانی دیگری در راه است وحتی چیزهایی جزیی مثل اینکه هیتلر اول به لهستان حمله می کند را هم حدس زده بود. به همین خاطر تا مدتها مطبوعات و مردم انگلیس با او لج بودند و به او " کاهن جنگ " لقب داده
بودند. رقبایش هم فرصتی گیر آوردند تا به همین بهانه او را از صحنه سیاست دور کنند.

وقتی که جنگ شروع شد او نخست وزیر شد، پشت بی سیم ناوهای جنگی انگلیس این جمله سه کلمه‌ای دهان به دهان شد که " وینستون چرچیل برگشته است " و انگلیسیها باورشان شد که قضیه جنگ جدی شده. علامت پیروزی نشان دادن با دو انگشت را چرچیل باب کرد که در طول جنگ جهانی دوم، همیشه حرف V مخفف ویکتوری(پیروزی) را نشان می داد.

روزنامه نگار بود و تا آخر عمرش یک ستون ثابت در " تایمز " داشت. ۳۰عنوان کتاب نوشت که همه‌شان نثر پیچیده و مزخرفی داشتند. رمان عاشقانه‌اش با عنوان " ساورلا " حتی یک چاپ هم نفروخت. با این حال شش جلد از خاطراتش از جنگ جهانی دوم با عنوان " پیروزی و تراژدی " و زیر تیتر طولانی " چگونه دموکراسی‌های بزرگ پیروز شدند و توانستند حماقت‌هایی را که تقریبا به قیمت حیات آنها تمام شده بود، از سربگیرند " هنوز خواننده دارد.

مورخان، جنگ جهانی دوم را " جنگ چرچیل " لقب داده اند. چارلی چاپلین در فیلم‌هایش مدل راه رفتن او را تقلید می کرده. مردم انگلیس او و " برنارد شاو " را نماد شوخ طبعی می دانند. درست مثل ملانصرالدین ما، از چرچیل و به خصوص از مکالماتش با شاو کلی حکایت و لطیفه وجود دارد.

یک کالج کمبریج(مربوط به علوم پایه) به اسم چرچیل است، همین طور سه دانشکده در آمریکا ویکی هم در کانادا. در امارات یک " شهرک چرچیل " وجود دارد. در استرالیا، کانادا، انگلیس، ایرلند و آمریکا، رودخانه و قله به نام این مرد مکار است.

یک نوع سیگار(سیگار وینستون)، ۳ناو جنگی آمریکا، یک مدل تانک و یک جور میلک شیک(به خاطر دو رنگ بودن) به نام اوست. اما باز هم همه اینها، بدون تصویری از دنیای پیچیده، مرموز و بی‌رحم سیاست،
تصویری ناقص است.

می گویند هر شب قبل از خواب این جملات را مثل یک مراسم آیینی، رو به سقف و با صدای بلند تکرار می کرد: "این وینستون چرچیل است که صحبت می کند. اگر توی اتاق من میکروفون قایم کرده اید. من توی خواب حرف نمی زنم!"