به گزارش افکارنیوز، تروریسم بار دیگر پایتخت مقاومت را هدف قرار داد و دست کینه و دشمنی از ضاحیه در جنوب بیروت به سوی لانه مقاومت دراز شد. حقیقت این است کسی که(اشاره به مقاومت حزب الله) توانست در مقابل تجاوزگری صهیونیست ها ایستادگی و شکست تلخی را بر آن ها تحمیل کند، کسی که توانست بر مزدوران آل سعود مبارزه و غلبه کند بدون تردید باکی از حملات تروریستی نداشته، ندارد و نخواهد داشت.


این برای چهارمین بار است که تروریسم ضاحیه در جنوب بیروت را هدف قرار می دهد ولی هنوز مقامات مسئول در گروه ۱۴ مارس به مزدوری برای آل سعود و صهیونیست ها ادامه می‌دهند.

نیازی به ارائه تحلیل سیاسی مطولی درباره حوادثدیروز لبنان نیست زیرا حقیقت مشخص است که چه کسی بارها ضاحیه را هدف قرار داده است. رهبران مقاومت را ترور کرده است و چه کسی سفارت ایران در بیروت و حتی محمد شطح وزیر سابق دارایی لبنان را هدف قرار داده است عوامل همه این اقدامات ترویستی و منشا آن یکی است. پر واضح است که دستور این ترورها را بندر بن سلطان رییس سازمان اطلاعات عربستان صادر می کند. مقامات مسئول در گروه ۱۴ مارس آن را تامین مالی و حمایت لجستیکی می کنند و عناصر تکفیری و وهابی آن را اجرا می‌کنند.

دو روز قبل رسانه های خبر از دستگیری ماجد الماجد یکی از مهم ترین سرکرده های گروه های تروریستی و تکفیری مزدور آل سعود خبر دادند و یک روز بعد پایتخت مقاومت بار دیگر هدف کینه توزی تروریسم قرار گرفت. نکته قابل این است که ماجد الماجد که یک تروریست سعودی تبار است به داشتن رابطه با بندر بن سلطان اعتراف کرده است.

به نظر می‌رسد همزمان با شمارش معکوس برای آغاز کنفرانس ژنو ۲ برای بررسی بحران سوریه، بندر بن سلطان مزدور حلقه به گوش غرب و صهیونیسم به همه هسته ها و زیرمجموعه های تروریستی خاموش در مناطق مختلفی از شهرهای مقاومت دستور داده است تا برگه‌های بازی و معادله کنونی را به هر طریقی که می‌توانند برهم بریزند و تغییر دهند و به همین علت ما امروز شاهد افزایش اقدامات تروریستی در عراق، سوریه و لبنان هستیم. دست جنایتکار آل سعود بر اساس مصالح خود و منافع غرب برای ضربه زدن به ثبات و اعتدال در هر نقطه ای از جهان حرکت می کند. جامعه جهانی باید آل سعود را به علت ارتکاب جنایات بیشمار در حق بشریت محاکمه و مجازات کند.

هیچ تردیدی وجود ندارد که لبنان امروز در شرایط سخت و بحرانی به سر می برد و شکاف و اختلاف شدیدی در میان طیف های سیاسی مختلفی حاکم است. لبنان در مرحله خطرناکی از تنش طایفه ای، درگیری قومی و مذهبی و اختلافات سیاسی مستمر قرار دارد. در واقع می توان گفت این کشور بر لبه پرتگاه خطرناک یا روی یک کوه آتشفشانی قرار دارد که هر لحظه ممکن است منفجر شود. بدون تردید اگر تنش و جنگ داخلی بار دیگر در لبنان رخ دهد تر و خشک را با هم می سوزاند و هیچ کسی از آتش آن در امان نخواهد ماند.


انفجار ضاحیه در بیروت و انفجارهای مشابه دیگری که در همین منطقه و مناطق دیگر از جمله طرابلس رخ داد. همچنین تروری که به شهادت حسان اللقیس از فرماندهان برجسته جنبش حزب الله و محمد شطح وزیر سابق دارایی لبنان منجر شد که دستان شر و هرزگی با هدف ایجاد ترس و وحشت، هرج و مرج و برانگیختن فتنه طایفه ای در لبنان انجام می دهند. این انفجارها به تدریج لبنان را وارد جنگ های داخلی خانمان سوزی می کند که هزینه های زیادی برای مردم این کشور دارد و خروج از آن سال های طولانی زمان می برد. از تنش داخلی و جنگ طایفه ای در لبنان هیچ کسی سود نمی برد مگر دشمنان لبنان و کسانی که تمدن و فرهنگ ریشه دار لبنان را هدف قرار داده اند.

همه باید بدانند طرف هایی در لبنان هستند که بنزین روی آتش می ریزند تا همچنان شعله ور باشد. این طرف ها به چیزی به نام گفتگوی سیاسی نمی شناسند. مردم لبنان خود باید در این مرحله حساس و در شرایطی که کشور از خلا امنیتی و سیاسی رنج می برد وارد عمل شوند و به تنش ها و اختلافات سیاسی پایان دهند. درگیری و خشونت را طرد کنند و از پدیده شوم و وبایی به نام طایفه گری رهایی یابند. مردم لبنان نباید به دنبال کسانی که ثبات و امنیت و آینده لبنان را هدف قرار داده اند حرکت کنند تا جنگ طایفه ای بار دیگر به این کشور بازنگردد.

امروز هدف از اقدامات تروریستی در مناطق مختلف لبنان، تبدیل تنش مذهبی موجود به درگیری و جنگ میان گروه های مختلف لبنانی است. بعد از گذشت چندین سال از اجرای اقدامات انفجاری و تروریستی در لبنان از جمله ترورهای سیاسی، حملات انتحاری و خودروها بمب گذاری شده که از سال ۲۰۰۴ آغاز شد تاکنون هیچ تغییر و تحولی حاصل نشده است. گروه های مختلف همچنان همدیگر را هدف اتهامات تحریک آمیز طایفه ای و قوی و نژادی قرار می دهند.

انگار کسی که مرتکب این جنایات می شوند می خواهند لبنان روی آرامش نبیند و در سایه همین اتهام زنی ها در وضعی شکننده قرار داشته باشد. اگر جنگ داخلی و طایفه ای در لبنان رخ دهد بدون تردید بسیار از جنگ داخلی قبلی که در سال ۱۹۷۵ آغاز شد و پانزده سال طول کشید خونبارتر و ویران کننده‌تر خواهد بود.


بدون تردید دو طرف از فضای کنونی حاکم بر جهان عرب به خصوص سوریه و لبنان و مصر سود می برند و آن دو رژیم صهیونیستی و القاعده هستند. زیرا این کشورها به پناهگاه امنی برای گروه های سلفی و تکفیری افراطی تبدیل شده اند و القاعده به راحتی می تواند در هر نقطه ای که می خواهد جولان دهد و اهدافش را محقق کند. از سوی دیگر این تحولات باعثشده است سه کشور مهم عربی قدرتمند شامل سوریه ف عراق و مصر که همواره در مقابل زیاده خواهی های صهیونیستی ایستادگی می کردند به علت فرو رفتن در جنگ های طایفه ای و بحران داخلی شدید، ضعیف شوند و دیگر مانند قبل تهدیدی جدی برای اسراییل تلقی نشوند.

حال سوالی که مطرح است این که آیا انفجارهای تروریستی در لبنان اهداف مد نظر را محقق می کند.؟ و آیا اهدافی را که سعودی ها پیش بینی می کردند عملی شده است؟

آل سعود از طریق دخالت در لبنان اهداف خاصی را دنبال می کند و یکی از آن ها محاصره کردن جنبش حزب الله لبنان و جلوگیری از کمک آن به سوریه است. زیرا آل سعود بر این باور است حضور حزب الله در سوریه در مسیر ماموریت خصمانه آن در این کشور مانع تراشی می کند و حضور حزب الله در سوریه قدرت دفاعی دولت و ارتش این کشور را چند برابر افزایش می دهد.


عربستان برای این منظور طرح هایی را در دستور کار دارد که به موارد زیر می توان اشاره کرد:

۱ - عربستان تلاش می‌کند حزب الله را از شرکت در دولت جدید خارج کند به همین علت دولت نجیب میقاتی را از طریق توطئه های مختلف سرنگون کرد و در مسیر تشکیل دولت تمام سلام که قرار است حزب الله بخشی از آن باشد مانع تراشی می کند و همه این موارد با هدف دور نگه داشتن حزب الله از قدرت و منزوی کردن آن در داخل لبنان صورت می گیرد.

۲ - عربستان تلاش زیادی را برای محاصره بین المللی جنبش حزب الله و قطع ارتباط جامع بین المللی با این جنبش آغاز کرده است. عربستان برای تحقق این مهم به پرداخت رشوه های کلان روی آورده است. عربستان فشار زیادی بر اتحادیه اروپا آورد تا حزب الله را در فهرست سازمان های تروریستی قرار دهد که بر اساس همین تلاش ها بود که شاخه نظامی حزب الله در این فهرست قرار گرفت. عربستان در شورای همکاری خلیج فارس نیز از هیچ تلاشی در این خصوص کوتاهی نکرد تا اعضای این شورا نیز حزب الله را در فهرست گروه های تروریستی قرار دهند. آل سعود دیگر اعضای شورای همکاری خلیج فارس را تهدید کرد هر طرفی با حزب الله رابطه داشته باشد یا از آن حمایت عاطفی و معنوی کند محکوم به طرد و اخراج از این شورا است.

۳ - اما گزینه بسیار خطرناک تر در طرح سعودی ها برای منزوی کردن حزب الله، امنیتی است و در هدف قرار دادن و ترور فرماندهان حزب الله یا مراکز و پایگاه های مقاومت متبلور می شود. به همین علت انفجارهای ضاحیه در جنوب بیروت، سفارت ایران و ترور حسان اللقیس خدمتی دیگر از آل سعود به صهیونیسم است.

حقیقت امر این است که آل سعود نمی تواند هیچ یک از اهداف خود را محقق کند و تاکنون محقق نشده است. بعید است دولت بعدی لبنان بدون حضور حزب الله تشکیل شود زیرا هر دولتی بدون حزب الله به حد نصاب سیاسی خود نخواهد رسید و حزب الله و گروه ۸ مارس وزنه بسیار مهمی در لبنان است که نادیده گرفتن امروز آن، پیامدهای بسیار سنگینی در فردا دارد.


گروه ۱۴ مارس که مزدور عربستان و رژيم صهيونيستي در عرصه داخلي لبنان است در بسيج کردن جامعه بين المللي عليه حزب الله ناکام بوده است و ناکامي بزرگتر اين که اين گروه حتي نتوانسته است فضاي داخلي لبنان را عليه حزب الله بسيج کند.