بسم الله الرحمن الرحیم
با حمد و سپاس واستعانت از خداوند متعال، و سلام و صلوات بر بهترین آفریده وآخرین فرستاده اش حضرت محمد و اهل بیت مطهرش.

محضر علماء گرانقدر، اندیشمندان و روشن فکران مذاهب محترم اسلامی
السلام علیکم ورحمة الله وبرکاته

در حالى به شما روى می آوریم که سنگینی بار مسئولیت را با توجه به شرایط خطرناک کنونی جهان اسلام احساس می کنیم؛ چرا که به وجود گرانقدرو جایگاه والایتان در تعیین مسیر و سرنوشت امت اسلامی آگاه بوده، و بر این باوریم که شما بزرگان؛ در زدودن مشکلات خطیر - که امروز بیش از هر زمان دیگری امت اسلامی را تهدید می کند - پیشگام هستید، و به بررسی و ارائه نظر پیرامون این مشکلات وتعیین تکلیف شرعی در برابر آن پرداخته، و برای تحقق عملی و اجرایی آن کوشا هستید؛ تا افکار ارزشمند و دید گاه های ناب، گرفتار آرزوها وگفتار نمانند.

ما امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند آراء عملی و دیدگاه هایی هستیم که با اجرای آن، به بحران شدیدی که گریبانگیر امت اسلامی گردیده، پایان بخشیده، وآتشی را که دشمنان داخلی و خارجی جهان اسلام در جای جای سرزمین های اسلامی برافروخته اند، خاموش سازیم؛ به ویژه آتش فرقه گرایان تکفیرى، که در صدد تفرقه افکنی و از هم پاشاندن وحدت اسلامی می باشند.

بر این باوریم که شما بزرگان و اندیشمندان امت اسلامی، با راه کارها وامکانات خویش می توانید راه را بر اندیشه ها واقدامات تروریستیِ تکفیری ها بسته، و آنکاخ های شیطانیای که فرقه گرایان تکفیری در صدد بناء آن هستند را ویران سازید؛ و همانگونه که خداوند متعال فرموده «إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُکُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّکُمْ فَاعْبُدُونِ»، وپیامبر گرامی اش نیز سنت نهاده، به باز سازی امت واحداسلامی بپردازید.

تفکرات فرقه گرایی و گرایش های تکفیری؛ که در شکل حکومت و دولت، و یا گروه و سازمان، و یا فتاوی و مقولات نمود یافته اند؛ از دیر باز تا کنون، بزرگترین مانع سد راه وحدت مسلمانان، و زیان بار ترین آفت برای امت اسلامی بوده است؛ که همواره با تمسک به هر روش ممکنی کوشیده اند تا بر خلاف فرمان خداوند متعال «وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِی مُسْتَقِیمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَنْ سَبِیلِهِ» مسیر اسلامی را از راه استوار خود منحرف ساخته و به راههای گوناگون ومتناقض فکری و سیاسی سوق دهند.

بی شک؛ ما نیز با تمامی کوشش های صورت گرفته از سوی کشورها، گروه ها وسازمان های اسلامی به منظور ایجاد وحدت و نزدیک سازی میان پیروان مذاهب اسلامی، همسو هستیم؛ زیرا این درد مشترک همه ی ما مسلمانان است، وهیچ مسلمان راستینی نمی تواند نسبت به آن بی تفاوت بوده، و برای تحقق این قانون الهی که می فرماید «وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ» از جان و دل نکوشد.

ما امروز ازعراق؛ کشوری که بیش از هر جای دیگری گرفتار توطئه های تکفیری های تروریست و دسیسه های استکبار جهانی است؛ شما را می خوانیم، با این امید که صدای ملت داغدار و سرزمین دردمندمان را به گوشتان برسانیم، وهمچون اعضای یک بدن واحد که «إذا إشتکى منه عضو تداعت له سائر الأعضاء بالسهر والحمى» با شما سخن بگوییم. از همان روزهای فروپاشی رژیم تروریستی بعث، مقرر شد که عراق نقطه ی شروع و ژئوستراتژیک طرح «تفرقه افکنی و فرقه گراییِ» از پیش تعیین شده ای گردد که خودکامگان و مستکبرین جهانی وبومی از طریق امکانات و دست نشاندگان داخلی و خارجی خود و در شکل گروه های فرقه گرای سیاسی و عقیدتی، گردانندگان آن هستند.

برادران ارجمندم..
مسأله ی وحدت امت اسلامی، پیش از آن که زمینه ای برای همزیستی و تفاهم میان افراد یک جامعه باشد، هدفی الهی و دینی است. ما به هر مقدار هم که درباره ی نزدیکی، همبستگی، تفاهم، دوستی و برادری میان مسلمانان سخن بگوییم و به ارائه ی نظر بپردازیم، سخن تازه ای نگفته ایم؛ زیرا آنچه که خداوند متعال و پیامبر گرامی اش(ص) وامامان بزرگوار(ع) بدان فرمان داده و أئمه ی مذاهب اسلامی وفقهاء و متکلمین مسلمان نیز آن را اثبات نموده اند، ایجاب می کند که هر مسلمانی متعبدانه از این قانون الهی پیروی کند. و ازاین قانون الهی جز برخی منافقین و افراد نادان که در شکل مکاتب و گروه های فرقه ای – تکفیری تجسمیافته اند، سرپیچی نکرده اند. البته ریشه های این مکاتب انحرافی به سالهای نخستین اسلامی باز می گردد که انحرافات فکری و رفتاری آنان تا امروز نیز ادامه دارد.

حال اگر بخواهیم از راههای ایجاد وحدت اسلامی سخن بگوییم، ابتدا باید اسباب و عواملیرا که امروز موجب تفرقه و جدایی میان مسلمانان گردیده، با دقت تمام شناسایی کنیم. این شناخت، نقطه ی شروعی برای درمان بیماری خطیر «فرقه گرایی» خواهد بود. البته تا زمانی که به وجود این بیماری و عوارض آن اذعان نکنیم، شناخت ما دقیق نخواهد بود. همچنین این نکته را باید در نظر داشت که این دقت در شناخت عوامل و عوارض، نباید دستاویزی برای برانگیختن فتنه های فرقه ای و درگیری های مذهبی گردیده و یا به سخن از رویدادهای تاریخی دردناکی که در زمان ها و مکان های فراوانی، مسلمانان را از یکدیگر جدا ساخته، منجر شود.

همچنین مراد من این نیست که ما باید به حقائقی که هر فرقه ای بدان معتقد است پشت کنیم؛ به ویژه حقائقی که برای برخی به مثابه ی یک عقیده ی ثابت و جزئی از تمدن و ساختار فکری آن فرقه بوده و برای برخی دیگر متغیر و جزئی از تاریخ ومیراثبه شمار می رود. اما مصلحت والای امت اسلامی که حکیمان ما متناسب با آن خوب و بد را از هم تمییز داده و مفاسد و مصالح را تعیین می کنند، ایجاب می کند که ما به واقعیت کنونی و آینده ی امت اسلامی نیز توجه داشته وغرق در گذشته ی خود نباشیم.

ما باید یکدیگر را همانگونه که هستیم و با همان عقیده، فقه و عقائد تاریخی ای که داریم بپذیریم، و نگذاریم اختلافات جزئی دراعتقادات، فقه وعقائد تاریخی منجر به جدایی میان مسلمانان از یکدیگر، آشفته تر گشتن اوضاع کنونی و تسلط دشمنان داخلی و خارجی بر آنان و سلب عقائد و تمدنشان و از بین رفتن سرزمین و غارت ثروت هایشان گردد.

چنانکه خداوند متعال در این باره می فرماید: «وَلاَتَنَازَعُواْفَتَفْشَلُواْوَتَذْهَبَرِیحُکُمْ».
چه بسا گفتگوی جدی و عملی میان مسلمانان در سطوح و زمینه های گوناگون؛ علماءدینی باشند یاسیاسیونو یاروشنفکران، بهصورتفردی باشدیاگروهی و یاسازمانی؛ بتواند پایه و اساسی استوار برای همزیستی و وحدت امت اسلامی قرار بگیرد؛ چرا که گفتگو، منجر به شناخت از یکدیگر می گردد و شناخت حقیقی نیز جهل نسبت به عقائد و افکار یکدیگر را زدوده و درگیری ها را به کمترین میزان ممکن می رساند؛ زیرا انسان دشمن آن چیزی است که بدان جهل دارد. و بی شک شناخت حقیقی منجر به شناخت حق و در نتیجه شناخت اهل حق و حقیقت می گردد؛ چنانکه امام علی(علیه السلام) خطاب به آن مردی که در یاری ایشان تردید داشته، می فرمایند: «همانا حقیقت بر تو اشتباه شده است. به درستی که حق وباطل را بامیزان قدر وشخصیت افراد نمیتوان شناخت. نخست حق و باطل را بشناس تا از رهگذر آن اهل هر یک را بشناسی».

این فراخوانی به گفتگو، همبستگی، عقلانیت وبازگشت به قرآن کریم و ثوابت مشترک، باید تمامی مسلمانان را در برگیرد؛ مگر تروریست های تکفیری که از جنایت های خود آگاه بوده، و تن به قید عقل، دین و وجدان نمی سپارند، و در راستای افکار و اهداف دشمنان خارجی جهان اسلام گام برداشته و عمل می نمایند. اما اگراینتکفیریها به درگاه الهی توبه کرده، دست از خون ریزی و هتک حرمت و مباح ساختن جان ومال دیگران کشیده و به آغوش امت اسلامی باز گردند، آنان نیز مشمول این دعوت و فراخوانی خواهند شد؛ به ویژه آنانی که نسبت به حقائق دین و کاربست های آن و نیز پیوند های پنهانی این گروه های سرکش و یاغی با طرح ها و نقشه های غربی وصهیونیستی، نا آگاه بوده اند.

این پیوند محکم میان دشمنانوتروریست های تکفیری، بر این باور ما می افزاید که این گروه ها از اساس پیدایششان، دست نشانده ی قوای استکباری می باشند. آن مستکبران وخودکامگان در راستای اهداف خود دست به ایجاد گروه هایی می زنند که لباس اسلام بر تن کرده و شعارهای اسلامی سر دهند، و یا اینکه گروه های کاردانی را تحت اختیار خود می گیرند تا - دانسته یا ندانسته - به تخریب وفساد در عقیده، فرهنگ، سیاست، اقصاد و امنیت پرداخته و با تفرقه افکنی میان امت اسلامی و تضعیف آن مانع ازبیداری مسلمانان از جهل و پس ماندگی گردند. باید توجه داشت که با افزایش جهل، فقر و پس ماندگی در میان امت اسلامی، خطر این فرقه گرایان تکفیری نیز افزایش می یابد؛ چرا که برخی مسلمانان در چنین حالتی؛ جاهلانه به ایده هاى تکفیرى ها گوش سپرده و عمل خواهند کرد.

در مقابله با این جنایت ها و پدیده های ناگوار، می توان به اهمیت و نقش سرنوشت ساز چهره های علمی، فکری، فرهنگی و رسانه ای جهان اسلام - به صورت فردی باشند ویا سازمانی - پی برد که با عمل، جدیت تمام و نشر فرهنگ ممانعت و مقاومت در تمامی ابعاد اعتقادی، فرهنگی، سیاسی، رسانه ای، اقتصادی ونظامی آن، در برابر دشمنان داخلی و خارجی ایستاده و به دفاع از مبادئ و مقدسات امت اسلامی و حفظ تمامیت ارضی آن می پردازند.

فرهنگ مقاومت؛ برخی از عناصر اساسی رادر بر می گیرد که مهم ترین آن ها عبارتند از: توکل بر خداوند متعال، داشتن برنامه ای منسجم و استراتیژیک، شناخت نقاط قوت و ضعف دشمن، آمادگی دائم درتجهیزات و نفرات، شجاعت فردی و گروهی، اجرای دقیق و داشتن روحیه ی جانبازی و شهادت طلبی. البته باید فرهنگی دینی و عمومی تشکیل گردد که براساس آن مسلمانان بتوانند مرز میان تروریسم و جهاد، خودکشی و شهادت را تشخیص دهند.

ای علماء و اندیشمندان و پژوهشگران و روشن فکران جهان اسلام..
شما آخرین فرصت برای خروج امت اسلامی از این خطر بزرگ که گریبان گیر همگان است، می باشید. من بنا بر تجربه و آگاهی خود از عواقب کار و حقائق موجود، به شما بزرگان می گویم: خطری که امروز اسلام و امت اسلامی را تهدید می کند، خطری بسیار بزرگ است، و بر ما لازم است که این مسؤولیت تاریخی را بر دوش گرفته و از تمامی مناسبات و فرصت ها برای گفتگو و تبادل نظر بهره ی کامل ببریم؛ تا از این طریقبه حاضر و آینده ای بهتر برای مسلمانان دست یافته، وهرچه سریعتر در صدد رفع و درمان مشکلات امت برآییم. و در این مسیر، فرمان خداوند متعال ما را کافی است که می فرماید «أَنْأَقِیمُواالدِّینَوَلَاتَتَفَرَّقُوافِیهِ».
و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

نوری کامل المالکی
دبیر کل حزب دعوت اسلامی
و معاون ریاست جمهوری عراق
۱۵ ربیع الاول ۱۴۳۶هجری
۷آپریل ۲۰۱۵ میلادی

منبع : السفیر