به گزارش افکارنیوز،

 «مرکز مطالعات استراتژیک و بین المللی» CSIS در مقاله ای به قلم «اسکات مک‌دونالد» Scott MacDonald به رقابت قدرتهای بزرگ در منطقه کارائیب پرداخته است.

«مک دونالد» کارشناس ارشد مهمان در CSIS است و در این مقاله به بررسی وجود یک جنگ سرد جدید در منطقه کارائیب می‌پردازد. منطقه کارائیب در جنوب شرقی آمریکای شمالی و شمال غرب آمریکای جنوبی واقع شده است. طبق این مقاله نکته‌ای که در این جنگ سرد به چشم می‌خورد حضور چین در این جنگ و شیوه متفاوتی است که چین در دستیابی به اهدافش در این منطقه در پیش گرفته است.

ترجمه این مقاله در ادامه آمده است:

جنگ سرد به منطقه کارائیب بازگشته است ولی نه به شکل جنگ سردی که در زمان پدران ما وجود داشت. هرچند بسیاری از بازیگران آن همان‌ها هستند ولی نقش‌ها و انگیزه‌ها متفاوت است. چین به عنوان کشوری که هژمونی آمریکا در آن منطقه را به چالش می‌کشد به جای شوروی سابق ایفای نقش می‌کند. اهداف پکن بیشتر از آنکه ایدئولوژیک باشند جنبه اقتصادی دارند. روسیه هم در پی آن است که در منطقه نفوذ داشته باشد.

شدت گرفتن تنش‌ها در ونزوئلا

ونزوئلا نقطه اشتعال اصلی جنگ سرد در منطقه کارائیب است. در سال ۲۰۱۴ که اقتصاد مبتنی بر نفت ونزوئلا برای چند سال زمانی که قیمت‌های بین المللی کالاها سقوط کرده بود دچار رکود اقتصادی شد. این وضعیت با یک دهه مسائل سیاسی در زمینه مدیریت کشور همراه بود. رکود اقتصادی بسیار شدید باعث مهاجرت ۳.۴ میلیون پناهجوی ونزوئلایی شد.

وضعیت ونزوئلا به عنوان نقطه اشتعال جنگ سرد جدید در ۲۲ مارس ۲۰۱۹ شدت گرفت. زمانی که دو هواپیمای جنگی که ۱۰۰ نیروی نظامی روسی با خود داشتند در کاراکاس فرود آمدند.

این که آیا دولت پوتین همانطور که از بشار اسد در سوریه حمایت کرد از مادورو پشتیبانی کند جای سوال دارد. هرچند روسیه به خاطر شرکت نفتی اش «روس نفت» در آنجا منافع اقتصادی دارد ولی شاید آنقدر ارزش نداشته باشد که با آمریکا درگیر شود. البته حمایت روسیه باعث تقویت مادورو می‌شود و شاید همین چین را به سمت حفظ حمایتش از سرمایه گذاری در کشور متحدی که به شدت آسیب دیده است هدایت می‌کند با وجود خودنمایی مسکو این چین است که بازیگر خارجی اصلی در ونزوئلا است نه روسیه.

ظهور چین

چین قبلاً در جنگ‌های سرد پیشین نقش کوچکی ایفا می‌کرد و در دهه اول قرن ۲۱ کاری کرد تا حضورش در کارائیب (و آمریکای مرکزی) حس شود. چین به چهار دلیل یه این منطقه آمده بود: در جستجوی دستیابی امن بلند مدت به منابع استراتژیک مانند نفت و هیدروکسید آلومینیم؛ برای آنکه به وسیله سرمایه گذاری در زمینه زیرساخت‌ها در پاناما و باهاما مسیر تجارتش با بزرگترین مصرف کننده اش یعنی آمریکا را امن بسازد، برای کاهش تعداد کشورهایی که تایوان را به عنوان کشوری مستقل به رسمیت می‌شناسند و برای آنکه به آمریکا که برای مدت طولانی از نظر ژئوپلیتیک کشور امنی بوده تلنگری زده باشد.

پکن احساس می‌کند که آمریکا نیز این کار را با تایوان در دریای چین جنوبی انجام می‌دهد. سیاست اقتصادی چین وام‌های با سود پایین ارائه می‌دهد، پروژه زیرساخت‌هایی را که مدت‌ها به تعویق انداخته شده بود را دوباره آغاز می‌کند و فرصت‌های تجاری جدید ایجاد می‌کند.

در دهه دوم قرن ۲۱ حضور چین در سراسر کارائیب به ویژه در ونزوئلا که به علت اقتصاد مبتنی بر نفتش مقادیر بیشتری از سرمایه چین را به خود جذب می‌کرد شناخته شده بود. بنا به منابع مختلفی چین طی توافقات مبنی بر گرفتن اعتبارات مالی در ازای نفت حدود ۶۰ میلیارد دلار به ونزوئلا وام داد که حدود ۲۰ میلیارد دلار آن هنوز مانده است.

چین حمایت خود از مادورو را اعلام کرده است. برخلاف مسکو، پکن ترجیح می‌دهد به جای خودنمایی‌های نظامی به کشورداری اقتصادی ادامه دهد. در فوریه ۲۰۱۹ چین و روسیه در شورای امنیت انتخابات ریاست جمهوری دوباره را وتو کردند. پس از آن چین نشست سالانه بانک پیشرفت و توسعه کشورهای قاره آمریکا (IDB) که قرار بود از ۲۸ تا ۳۱ مارس در چین برگزار شود را لغو کرد. این اقدام چین در پی آن بود که چین عضو جدید این شورا که توسط دولت خوان گوایدو انتخاب شده بود را حذف کرد.

پاسخ آمریکا به تحولات ژئوپلیتیک کارائیب کُند بود. هرچند دولت اوباما به چین در مورد دخالت رو به افزایش آن در کارائیب و آمریکای لاتین هشدارهایی داده بود ولی این دولت ترامپ بود که پاسخ قوی‌تری به او داد. در فوریه ۲۰۱۸ وزیر امور خارجه آمریکا «رکس تیلرسون» دکترین مونروئه را به کار گرفت و به دولت‌های نیم کره غربی درباره هدف اقتدارگرایانه چین هشدار داد.

ولی آمریکا زمانی که جمهوری دومینیکن و السالوادور در آگوست ۲۰۱۸ بر خلاف گذشته تایوان را به رسمیت نشناختند آمریکا متوجه شد از چین عقب افتاده است. در سپتامبر ۲۰۱۸ واشنگتن دیپلمات‌های بلند مرتبه خود از از السالوادور، پاناما و جمهوری دومینیکن در اعتراض به تغییر موضع دیپلماتیک آنها فراخواند.

دولت ترامپ همچنین سیاست خود را در برابر کوبا شدیدتر کرد در حالی که در سال ۲۰۱۶ دولت اوباما روابط دیپلماتیک با کوبا از سر گرفته شده بود. روابط اقتصادی با کوبا در سال ۲۰۱۸ محدودتر شد و در اواخر سال بولتون، مشاور امنیت ملی دولت آمریکا، کوبا، نیکاراگوئه و ونزوئلا را «مثلث استبداد» خواند و گفت: «ما در کوبا، ونزوئلا و نیکاراگوئه خطر ایدئولوژی‌های مسمومی را می‌بینیم که بدون آنکه مورد بازبینی قرار گرفته شده باشند رها شده اند. در این دو کشور همچنین خطر تسلط یافتن عده‌ای خاص و سرکوب نیز وجود دارد». «در دولت ترامپ، کوبا به طور فزاینده ای به ونزوئلا که آن هم متحد چین شده بود ربط داده می‌شد. برای کوبا از دست دادن ونزوئلا ضربه بزرگی بود، هم از نظر اقتصادی و هم سیاسی.

این اقدامات، سیاست آمریکا در کارائیب را به کجا می‌کشاند؟ به نظر می‌رسد دولت ترامپ بر این باور است که در صورت حذف مقامات نظامهای سوسیالیست و جایگزینی آن با دولت‌های دموکراتیک فرصت ایجاد تغییر به وجود خواهد آمد. کوبا، نیکاراگوئه و ونزوئلا از نظر اقتصادی در تلاشند تا در قاره آمریکا و اروپا روابط دوستانه‌ای ایجاد کنند تا بتوانند با سختی‌های سیاسی و اجتماعی آینده رو به رو شوند. تمایل چین (و روسیه) به اینکه به طور بالقوه حضور خود در آن منطقه را گسترش دهند تلاش آمریکا برای سازماندهی ایجاد تغییر را پیچیده می‌کند. در حالی که به نتیجه رسیدن تحریم‌های اقتصادی زمان می‌برد و گاهی همچنان که در کوبا به نتیجه نرسید به نتیجه نمی‌رسد.

در آوریل ۲۰۱۹، وزیر امور خارجه آمریکا، مایک پمپئو این نکته که چه کسی در حیاط خلوت کشور آمریکا مشکل می‌آفریند را روشن کرد: «حمایت مالی چین از مادورو به تسریع و طولانی شدن بحران این کشور منجر شده است. من فکر می‌کنم در اینجا درسی وجود دارد که همه ما باید آن را یاد بگیریم: چین و دیگران که با دورویی دعوت می‌کنند در امور ونزوئلا دخالت نکنیم خود با دخالت‌های مالی در ویران شدن این کشور دخالت داشته اند». پمپئو اضافه کرد منابع مالی چین برای حمایت از پشتیبانان مادورو، در هم کوبیدن فعالان طرفدار دموکراسی و برنامه‌های اجتماعی غیر کارآمد خرج می‌شود.

برای کشورهای منطقه کارائیب جنگ سرد جدید مشکل آفرین است. کشور آمریکا بدون آنکه بداند به کشورها پیشنهاد می‌دهد جانب ونزوئلا را بگیرند. برای کشورهایی مانند ترینیداد و توباگو که از روی احتیاط اعلام بی طرفی کرده اند به عنوان خواستار گفتگوهای بودن با ونزوئلا تعریف می‌شود به ویژه که ونزوئلا به آنها از نظر جغرافیایی بسیار نزدیک تر از کشور آمریکا است. هرچند وارد گفتگو شدن با ونزوئلا مزایای کم و مشکلات قابل توجهی به دنبال دارد.

بیشتر کشورهای منطقه کارائیب با دولت ترامپ به توافق رسیدن را دشوار می‌دانند. آنها این اقدام واشنگتن که از به رسمیت نشناختن تایوان اظهار ناخشنودی کرده بود را ریاکارانه می‌دانند چرا که خود واشنگتن در سال ۱۹۷۹ چین را که شامل تایوان نیز می‌شد به رسمیت شناخته بود. علاوه بر این کمک آمریکا به منطقه به طور چشمگیری در دهه گذشته کاهش پیدا کرده است. در مقابل، چین تمایل دارد وام‌هایی را در اختیار آنها بگذارند، شرکت‌هایی را راه اندازی کند و تعاملات تحصیلی با آنها داشته باشد. بیشتر اینها در راستای راه ابریشم جدید (BRI) است. جذابیت اقدامات اولیه چین به طور کامل زمانی که جامائیکا نیز به راه ابریشم جدید پیوست آشکار شد. پیش از این باربادوس، گویان، سورینام، ترینیداد و توباگو به این جاده پیوسته بودند. در مجموع، دولت ترامپ سیاست‌های ضد مهاجرتی دارد به ویژه در برابر کشورهای آمریکای مرکزی و ظاهراً کشور هائیتی را نیز در فهرست « کشورهای کثیف» قرار داده است.

در تلاش برای فراهم آوردن رویکردی دوستانه تر در اواخر ماه مارس ترامپ با رهبران کشورهای باهاما، جمهوری دومینیکن، هائیتی، جامائیکا و سنت لوسیا دیدار کرد. نکته‌ای که در میان این کشورها به چشم می‌خورد این بود که آنها همه یا از مادورو انتقاد کرده بودند یا گوایدو را به عنوان رهبر قانونی ونزوئلا شناخته بودند. آمریکا قول داد تا به تجارت و سرمایه گذاری در این کشورها کمک کند در حالی که چین پیش از آن اظهار تمایل کرده بود.

دیگر تضمینی وجود ندارد که واشنگتن بتواند کارائیب را به دست آورد. لازمه این کار به کار بستن مهارت‌های دیپلماتیک به ویژه در زمینه کشورداری اقتصادی است که چین در منطقه در آن به امتیاز دست یافته است.

این بدان معنی است که تلاش‌های آمریکا در منطقه کارائیب باید دسترسی محسوسی به برخی از کمک‌های مالی ایجاد کند. یکی گزینه می‌تواند به وجود آوردن بودجه مالی زیربنایی مشترک کشور آمریکا و منطقه کارائیب باشد که برای پروژه‌هایی در راستای منافع مشترک برای بهبود امکانات بنادر، فرودگاه‌ها و جاده‌ها و همچنین سیستم برق رسانی این کشورها به کار می‌رود.

همچنین کشور آمریکا و کشورهای کارائیب باید برای کاهش عدم اعتماد به طور جدی بر روی مسائل تجاری کار کند به ویژه به این دلیل که در منطقه کمبود رابطه تجاری با آمریکا حس می‌شود. به علاوه زمانی که آمریکا اقدامات سیاسی خود را علیه کوبا افزایش می‌دهد باید بیشتر به تأثیرات منفی احتمالی چنین اقداماتی بر روی دیگر کشورهای منطقه کارائیب توجه کند چرا که بسیاری از آنها در کوبا سرمایه گذاری کرده اند و مدتهاست متحد آمریکا هستند.