به گزارش افکارنیوز،

با شیوع گسترده ویروس کرونا در جهان بسیاری از کشورها پاشنه خود را کشیده و به حالت آماده باش در آمده اند. بسیاری از آنها در این زمینه به نحوی کمک کرده یا برای تشریک مساعی تجربه ها و داشته های خود را با هم به اشتراک گذاشته اند.

اخبار سیاسی- ایران نیز در تعامل و همکاری با کشورهای دیگر طی روزها و هفته های اخیر فعال بوده است. در این زمینه تعدادی از کشورها مانند چین ، روسیه، فرانسه، انگلیس، آلمان و ترکیه نیز کم و بیش کمک هایی را به کشورمان در زمینه مبارزه با ویروس کرونا داشته اند.

رنگ و بوی انسانی این ماجرا و سر و کار داشتن ویروس جدید با جان انسان ها باعث شده که خیلی از دولت ها و کشورها به دور از حاشیه های سیاسی به نکات فنی و نحوه پیشگیری از گسترش بیشتر این ویروس متمرکز شوند. اما در این میان کشوری که خود را تافته جدا از بافته می داند، به لحاظ منحصر به فردی خبرساز شده است.

دولت آمریکا در اوایل شیوع کرونا، بجای کمک به حل اوضاع، با طعنه و کنایه به چین فشار وارد کرد و در حوزه رسانه و اقتصادی چین هراسی شدیدی را در پیش گرفت. این سیاست به حدی غلیظ بود که صدای مقامات چینی در آمد و آنها آمریکایی ها را «پارانوید» توصیف کردند. ماجرا این بود که آمریکا با وحشت افکنی در چین و اغراق در تاثیرات ویروس کرونا بر بازار اقتصادی چین، به دنبال ماهی گرفتن از آب گل آلود بود.

 با گسترش ویروس کرونا در کشورهای دیگر، دولت ترامپ با ژست های حکیمانه! خود، کشورهای دیگر را به خاطر «عدم توانمندی» و «کمبود امکانات» به سخره گرفت و در عوض با رخ کشیدن «توانمندی» دولت خود به دنیا فخر فروخت.

زمانی که پای کرونا به ایران باز شد، مقامات آمریکایی تماما و شدیدا پای کار آمده و سعی کردند آنچه را که کرونا بر سر ایران نیاورده بود را آنها انجام دهند. در حالی که پزشکان و پرستاران با وجود تحریم های آمریکا، برای نجات جان انسان ها شبانه روز تلاش می کردند، مقامات ارشد دولت آمریکا ایران را پنهانکاری متهم کرده و سناریوی وحشت افکنی را این بار در قبال ایران بکار بستند. رسانه های فارسی زبان خارج از کشور هم مثل همیشه در رکاب دولت آمریکا مضایقه نکرده و برای سلب آرامش روانی جامعه ایران سنگ تمام گذاشتند.

مقامات آمریکایی بجای کمک، پای خود را روی پدال گاز فشار بر ایران بیشتر فشردند و حتی در مقاطعی نتوانستند خوشحالی خود از مصیبت زده شدن ایران را پنهان کنند. مارک دوبوویتز، مدیر بنیاد دفاع از دموکراسی ها و فردی که به دولت ترامپ نزدیک است و در زمینه تحریم های ایران به دولت آمریکا مشاوره می دهد، در توییتی با ابراز خوشحالی از بسته شدن مرزهای ایران بر اثر کرونا، نوشت که کاری که کرونا با قطع صادرات و واردات ایران کرد، فشار حداکثری آمریکا نتوانست انجام دهد.

اما دولت آمریکا برای فشار بیشتر این بار با هدف تحریک افکار عمومی در داخل کشور، در رسانه ژست خیرخواهانه گرفت. قبلا هم آمریکا از بودن در کنار مردم ایران گفته و با تحریم های بی سابقه و فشار حداکثری به آن جامه عمل پوشاند. واشنگتن سپس از مذاکره با ایران سخن گفت و آن را با ترور شهید قاسم سلیمانی نشان داد. این بار در موضوع انسانی ویروس کرونا نیز دولت آمریکا از آمادگی کمک به مبتلایان می گوید و آن را از طریق ممانعت از رسیدن کمک ها و داروها به ایران محقق می کند.

مایک پامپئو، وزیر خارجه آمریکا در 15 اسفند گفت که آمریکا به ایران برای کمک به مقابله با شیوع کرونا پیشنهاد کمک داده است و او امیدوار است تهران این کمک را بپذیرد. تناقض در اظهارات آقای پامپئو در همان سخنرانی او مشهود بود. او حتی ظاهر کار را حفظ نکرد و بلادرنگ در همان سخنرانی گفت که «ما باید ایران را منزوی کنیم، سعی کنیم که آن را تحت فشار بگذاریم تا رفتار خود را تغییر دهد.»

وزیر خارجه آمریکا، دانسته یا نادانسته، هیچ ابایی نداشت که نشان دهد دولت کشورش برای فشار بر ایران حتی از طریق موضوع ویروس کرونا فروگذار نخواهد بود.

برایان هوک، مسئول گروه اقدام ویژه ایران در وزارت خارجه آمریکا در همان روز در پاریس در کمال تعجب گفت که «شیوع کرونا در ایران نتیجه سوء‌مدیریت دولت است».

کلیدواژه «سوءمدیریت» کلمه ای بود که مقامات آمریکایی بارها درباره ایران مطرح کردند و این موضوع در رسانه های خارجی از جمله فارسی زبان سعودی و انگلیسی پژواک قابل توجهی یافت.

دونالد ترامپ هم با نیش و کنایه های خود پازل ضد ایرانی را تکمیل کرد. رئیس جمهور آمریکا در جدیدترین اظهار نظر خود گفت که «ما در آمریکا بهترین پزشکان جهان را داریم‌ و به ایران پیشنهاد کمک داده ایم». اظهار نظری که بجای پیشنهاد کمک، هدفش بیشتر تحقیر و زیر سوال بردن توانمندی پزشکان و کادر درمانی ایرانی بود. اما دیری نپایید که آتش ویروس کرونا دامن آقای رئیس جمهور را گرفت. او که سعی در اطمینان بخشی کاذب در کشورش داشت، بارها توسط خود مقامات و رسانه های آمریکا زیرسوال رفت و به دروغگویی متهم شد. اظهارات ترامپ در مقاطعی حتی در تناقض با معاون اول خود بود. دلیل این امر آنست که رئیس جمهور آمریکا این موضوع را سیاسی می بیند از آن هراس دارد که ویروس کرونا انتخاب مجدد او را با خطر مواجه کند. چه انتظاری هست از رئیس جمهوری که جان مردم کشورش را به موضوعی سیاسی تبدیل کند، برخوردی سیاسی با چنین پدیده ای در ایران نداشته باشد؟  

دولت آمریکا که چندین دهه با اعمال شدیدترین تحریم ها به ایران کمک کرده است و در دوره ترامپ با سیاست «فشار حداکثری» به استقبال تهران آمده است، در موضوع کرونا هم در فشار بر مردم ایران چیزی کم نگذاشته است. تحریم های آمریکا عملا واردات دارو و غذا به ایران را مسدود کرده است و در چنین شرایطی آمریکا با جان انسان ها بازی سیاسی می کنند.

آمریکایی ها از یک سو در رسانه اعلام آمادگی برای کمک می کنند، از دیگر سو مانع رسیدن دارو و کمک ها به ایران می شوند. این ماجرا آدمی را یاد حکایت شاعر پرآوازه ایرانی سعدی در «گلستان» می اندازد که گفت «امیدوار بود آدمى به خیر کسان ... مرا به خیر تو امید نیست، شر مرسان». تعبیر عامیانه تر و امروزی تر این جمله شاید در کوچه و خیابان های کشورمان زیاد به گوش بخورد: «شما جیب مارو نزن، کمک کردن پیشکش!» جان کلام اینکه، آمریکا که ادعای کمکش گوش فلک را کر می کند، همین که مانع کمک های بین المللی به ایران نشود و جلوی آنها را نگیرد، کافی است. کسی انتظار و توقعی بیش از این از آنها ندارد.