به گزارش افکارنیوز،

آمریکایی‌ها در حال تحمیل یک دو قطبی " خودی و غیر خودی" به جهان هستند. هر کس حتی متحدانش هم اگر در جریان برخورد با مخالفان بین‌المللی آمریکا، همراهی نکنند از دایره خودی خارج و تنبیه خواهد شد و در این مسیر، تندروها با نفوذ بر ترامپ، آشفتگی‌های شدیدی در سیاست‌های بین‌المللی و داخلی این کشور ایجاد کرده‌اند.

اخبار بین الملل​-ترامپ این روزها چین ، ایران ، محور مقاومت و برخی کشورها مانند ونزوئلا را در جبهه مقابل قرار داده است و هر نوع همکاری و تعامل با این کشورها را به مثابه دشمنی با خود تلقی می کند.

چین از کشورهایی است که علاوه بر وقوع بحران تجاری میان دو کشور از زمان روی کار آمدن ترامپ ، بر سر کرونا نیز با واشنگتن وارد چالشی جدی شده است.

سابقه درگیری های سیاسی و تجاری آمریکای تحت کنترل تندروها با چینی های  پراشتها، به قبل از دوران کرونا باز می گردد. رقابت این دو کشور بر سر تقسیم بازار جهانی در سال گذشته با هجوم آمریکایی ها به هواوی شروع شده بود. حالا ترامپ و دار و دسته افراطی اش، برغم تاکیدهای سازمان جهانی بهداشت و حتی بسیاری از کارشناسان و متخصصان آزمایشگاهی آمریکا، چینی ها را به انتشار ویروس متهم می کنند. این درحالی است که ترامپ مسئول اصلی فاجعه انتشار ویروس در آمریکا شناخته می شود.

 برجام

یکی از مواردی که ادعای سردرگمی و آشفتگی در سیاست خارجی آمریکا را قوت می بخشد، سیاست های اخیر آمریکا در ماجرای برجام است،‌ این برخورد تیم ترامپ آنقدر وقیحانه و متکبرانه است که صدای همه را در آورده است.  خودشان دو سال پیش از برجام خارج شده اند و حالا می خواهند خارج از برجام با استناد به بندهای این توافق بین المللی اعمال نظر کنند و تلاش دارند به هر ترتیب اعضای برجام را با خود همراه کنند، اما این سیاست تندروهای کنیه توز آمریکایی با واکنش های منفی در روسیه و چین روبه رو شده است. رفتار آمریکایی ها آنقدر قلدرمابانه است که حتی اتحادیه اروپا، به عنوان متحد آتلانتیکی واشنگتن هم بعد از حرف های پمپئو وزیر خارجه آمریکا شوکه شد و با گذشت یکی دو هفته از طرح موضوع ، هنوز قادر به توجیه مساله نیست. آش آنقدر شور شده که حتی سیاستمداران آمریکایی هم با این نگاه و رویکرد ترامپ و مشاورانش مخالفت کرده و آن را غیر اصولی دانسته اند.

کاخ سفید به دنبال خروج ترامپ از برجام، تحریم های سخت و ظالمانه ای را علیه ملت ایران اعمال کرد و این تحریم ها را حتی در سخت ترین روزهای کرونایی نیز تشدید کرد و به کلیه درخواست های بین المللی برای کاهش یا رفع تحریم ها پاسخ منفی داد تا ایران در مقابله با کرونا نتواند از هیچ کمک بین المللی استفاده کند.

برخی تحلیلگران اعتقاد دارند که یکی از دلایل تشدید فشارها به چین از سوی ترامپ و تیم تندروها ، وادار ساختن پکن برای قرار گرفتن در صف ضد ایرانی آنان در موضوع برجام است و احتمالا بزودی پروژه فشار به کشورهای اروپایی را نیز در دستور کار قرار خواهند داد.

لبنان

دولت ترامپ در ادامه سیاست هر که با ما نیست برماست، حالا لبنان را هم به بهانه حزب الله هدف قرار داده است؛ کشوری که این روزها علاوه بر کرونا درگیر یک بحران اقتصادی و سیاسی است.

سناتورها و مشاوران تندرو ترامپ از وی درخواست کرده اند که کمک های سالیانه آمریکا را که مدعی هستند بیش از یکصد میلیون دلار است، متوقف کند. در این زمینه تام کروز سناتور جمهوری خواه از ایالت تگزاس میدان دارشده است.

در طرح کروز ، سیاست گرو کشی و تهدید دیده می شود بطوری که می گوید "تا زمانی که تأیید نشود حزب‌الله دیگر عضوی از دولت لبنان نیست، بر آن اعمال نفوذ نمی‌کند و هیچ قدرتی در وزارتخانه‌ها ندارد"، هرگونه کمکی به آن کشور ممنوع است.

این رفتار آمریکایی ها که به مثابه دخالت در امور داخلی یک کشور مستقل تلقی می شود، در شرایطی است که حزب الله لبنان به عنوان یک حزب و جریان سیاسی، از طریق انتخابات، نمایندگان خود را به پارلمان این کشور فرستاده است و هیچ گروهی در لبنان نمی تواند وزن این جریان را در معادلات سیاسی نادیده بگیرد.

حتی اروپایی ها نیز نسبت به این سیاست های مداخله جویانه و غیر اصولی و خطرناک آمریکایی ها بدبین هستند بطوری که "برونو لومر" وزیر دارایی فرانسه چندی پیش با این ادعا که «فرانسه آماده کمک مالی به لبنان است»، خطاب به مقام‌های مالی گروه ۲۰ تأکید کرده بود، "نباید کمک به لبنان برای بهبود اقتصاد آن را به اقدامات تحت رهبری آمریکا علیه ایران در منطقه پیوند زد."

طرح ضد لبنانی تندروهای آمریکایی ، در حالی است که حزب الله یکی از اصلی ترین نیروهای مبارزه با گروه های تروریستی در منطقه است و برای مهار و جلوگیری از گسترش ویروس تروریسم از خاورمیانه به سایر نقاط جهان بویژه اروپا نقش بزرگی را عهده دار بوده و هزینه زیادی از جمله شهادت نیروهایش پرداخت کرده است.

 یمن مظلوم

رد این دو قطبی سازی آمریکایی را در یمن هم می توان بوضوح شاهد بود؛ کشوری که علاوه بر بحران سوء تغذیه کودکان، با بحران قحطی و گرسنگی عمومی و حالا کرونا دست به گریبان است و از فقیرترین کشورهای جهان به حساب می آید. با چنین شرایطی، آمریکا در شرایطی اقدام به قطع کمک های غذایی و دارویی به یمن کرد که این کشور فقیر و مورد تجاوز قرار گرفته منطقه در آستانه یک قحطی مرگبار قرار دارد و کرونا نیز در کمین است تا به اذعان موسسات بین المللی در صورت عدم کمک به موقع، هزاران نفر از جمله زنان را به کام مرگ بکشاند.

دولت ترامپ در تازه ترین تصمیم خود هفته گذشته اعلام کرد که حوثی ها را مقصر می داند و به همین دلیل کمک هایش را به این کشور قطع می کند.

این درحالی است که جهان و موسسات و سازمان های بین المللی عربستان را عامل بحران یمن دانسته و بخاطر بمباران مناطق مسکونی، مدارس، مراکز و بازارها این کشور را محکوم کرده اند. به علاوه یمن در محاصره کامل نیروهای ائتلاف عربی به رهبری ریاض قرار دارد که مانع هر نوع واردات مواد غذایی و مواد مورد نیاز مردم یمن بویژه دارو و تجهیزات پزشکی و مواد ضد عفوی کننده است.

خلل در مبارزه جهانی با تروریسم

سیاست های بی ثبات ساز آمریکایی ها به شکل دیگری هم نمود دارد، بطوری که در عراق رغم آنکه مدعی جنگ علیه داعش هستند با عملکرد خود زمینه را برای بازگشت دوباره این گروه تکفیری - تروریستی آماده کردند. آمریکایی ها زمستان گذشته با میدان داری تندروهایی مانند پمپئو دو فرمانده اصلی جنگ علیه این گروه تروریستی و تکفیری را ناجوانمردانه در بغداد هدف موشک قرار داده و ترور کردند، "قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس". آنها که مدعی جنگ علیه تروریسم هستند، در ماه های اخیر آنقدر نیروهای الحشدالشعبی را زیر بمباران جنگنده های خود گرفته و در عرصه سیاسی تحت فشار قرار دادند تا باردیگر داعش در این کشور جان گرفت.

البته خود ترامپ اعتراف کرده که داعش محصول دولت آمریکاست و در رقابت های انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۶ هیلاری کلینتون را  متهم کرد که در دوران تصدی وزارت امور خارجه در ایجاد گروه تروریستی داعش دست داشته است.

رفتارها و سیاست های آمریکا در سطح منطقه از لبنان و سوریه تا عراق و یمن، باعث شده تا به گفته مقام های رسمی این کشورها، داعش و سایر گروه های تروریستی نفسی تازه کنند و دوباره به جان ملت های منطقه بیفتند.

فاجعه در آمریکا

اما همه سیاست های مفتضح در سیاست خارجی ترامپ خلاصه نمی شود. مدیریت کرونا در داخل آمریکا به عنوان ابر قدرت جهان ، تاکنون بدترین شکل مدیریت را داشته که حاصل آن مرگ بیش از ۹۰ هزار آمریکایی است. با اینحال ترامپ تلاش دارد این افتضاح را به خارج از آمریکا منتقل کند، از همین رو بیشترین تمرکز را بر روی چینی ها گذاشت و سپس سعی کرد برخی کشورهای اروپایی مانند فرانسه را درگیر کند.

این درحالی بود که بیزینس اینسایدر هفته گذشته فاش ساخت که اولین مورد مبتلا به کرونا به احتمال بسیار بالا اواخر سال گذشته میلادی در آمریکا مشاهده شده است.(دسامبر ۲۰۱۹ و ژانویه ۲۰۲۰ در نیویورک و فلوریدا )

اما فاجعه زمانی برای آمریکایی ها رقم خورد که ترامپ در ماه مارس یک مهلت برای بازگشت آمریکایی هایی که در سفر اروپا و سایر نقاط جهان بودند، تعیین کرد. این ضرب الاجل که به استثنای چین برای آمریکایی ها در سراسر جهان تعیین شده بود، منجر به بازگشت سراسیمه صدها هزار نفر آمریکایی به کشور شد و فرودگاه های آمریکا که ظرفیت و آمادگی پذیرش چنین عددی از مسافران را نداشتند، با ازدحام و فشردگی جمعیت روبه رو شدند؛ همانجا که بهترین محل برای انتشار و گسترش ویروس بود.

به علاوه ترامپ تا اواخر ماه مارس همچنان موضوع را جدی نمی گرفت، آن هم درشرایطی که مراکز بهداشتی، بیمارستان ها و مراکز درمانی در این کشور آمادگی پذیرش بیمار در سطحی وسیع را نداشتند، آنقدر که در چند روز شهروندان آمریکایی به قصد غارت فروشگاه ها به خیابان ها ریختند.

فاجعه کشتار ده ها هزار نفری درآمریکا حاصل مدیریت ترامپی است که در کوران کرونا همه دروازه ها را به غیر از چین بازگذاشت و حدود ۳ ماه زمان را از دست داد.

در کاخ سفید چه خبر است

اکنون این سوال را بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران منطقه ای می پرسند که "در کاخ سفید چه خبر است؟" ؛ هرج و مرج درسیاست خارجی و  در مدیریت یک ویروس که بسیاری از کشورهای آسیایی با هزینه های کمتری از آن عبور کردند، این ابر قدرت قرن بیستم را به کدام سو می برد؟

ترامپ از یک توافق بین المللی معتبر خارج می شود و حالا برای بقیه اعضای این توافق تعیین تکلیف می کند، حال آنکه این ژست قلدرمابانه با وضعیت امروز آمریکا در مواجهه با اختلافات داخلی با دمکرات ها و ویروس مرگبار کرونا همخوانی ندارد و تنها حالتی از هرج و مرج و آشفتگی را به نمایش می گذارد. این دولت افراطی برای اولین بار در عصر شعارهای حقوق بشری، برای کمک های انساندوستانه به کشورهای درگیر بحران، شرط و شروط قائل می شود و حتی نسبت به مرگ و میر شهروندان خود نیز احساس مسئولیت چندانی نمی کند.

دولت افراط گرای ترامپ، حالا از یک سو با سیاست های ناپایدار و مذبذب در منطقه خاورمیانه و غرب آسیا ، این منطقه را ملتهب نگهداشته و از دیگر سو با سیاست های غلط اقتصادی ، اجتماعی ۳۶ میلیون بیکار روی دست آمریکایی ها گذاشته است.

این مرحله از تاریخ آمریکا نشان داده که سیاستمداران حاکم بر کاخ سفید آبرویی برای آمریکایی ها باقی نگذاشته اند و با همین روند هم آمریکا و هم جهان را به سمت آشوب و ناامنی روزافزون پیش می برند.

سیاست های ترامپ که توسط جمعی تندرو و کینه توز در اطراف ترامپ طراحی و عملیاتی می شود خلاف منطق سیاسی و عقل و پر از تناقض و عدم تعادل است؛ شاید وقت آن باشد که برای جلوگیری از این روند و مهار آشفتگی های بین المللی ،‌ جامعه جهانی وهمچنین اتحادیه اروپا وارد عمل شوند.