به گزارش افکارنیوز،

چشم انداز ۲۰۳۰ پیشنهادی «محمد بن سلمان»، ولیعهد عربستان که در عرصه خارجی به آن به عنوان امیدی برای تغییرات اساسی اجتماعی و اقتصادی محسوب می‌شد، اکنون با ابهام‌های مهم و سرنوشت سازی مواجه شده است.

اخبار بین الملل- طرح چند تریلیون دلاری بلندپروازانه محمد بن سلمان، موسوم به چشم انداز ۲۰۳۰ که بزرگ‌ترین خیز وی برای وارد کردن عربستان به جمع کشورهای به اصطلاح مدرن محسوب می‌شد، اکنون و در پی شیوع بیماری «کرونا» و کاهش قیمت نفت، وارد مسیری شده که فاصله چندانی با در بهترین حالت بن بست و در بدترین حالت سقوط از پرتگاه ندارد.

قطار تغییرات عربستان که از سال ۲۰۱۶ حرکت خود را با طرح چشم انداز ۲۰۳۰ از سوی بن سلمان آغاز کرد، اکنون در تونل مشکلات و چالش‌های دردسرسازی گرفتار شده که نوری در پایان آن مشاهده نمی‌شود؛ این امر آینده سیاسی بن سلمان را به شدت مبهم کرده است.

طرح ایده چشم انداز ۲۰۳۰ در سال ۲۰۱۶ با هدف خصوصی سازی بخش‌هایی از اقتصاد، کاهش یارانه ها، جذب سرمایه‌های خارجی و قطع وابستگی به درآمدهای نفتی در حالی مطرح شد که این کشور دارای ۷۰۰ میلیارد دلار ذخایر خارجی بود؛ چشم اندازی که اگرچه اجرایی شدن آن از سوی شمار زیادی از افراد مورد تردید بود، دستکم نگرانی در مورد تامین مالی آن متصور نبود.

اما اکنون و در میانه سال ۲۰۲۰، عربستان در جایگاهی متفاوت ایستاده است؛ دو عامل مهم شیوع کرونا و سقوط قیمت نفت سبب شده ذخایر خارجی این کشور شاهد بی سابقه‌ترین رکود خود باشد.

باید توجه داشت که اوضاع برای عربستان پیش از شیوع کرونا که هنوز پیامدهای اقتصادی آن، این کشور را تحت فشار قرار نداده بودند نیز چندان مساعد نبود؛ برای تایید این گزاره می‌توانیم به عدم بروزرسانی بخش «پیشرفت پروژه» وب سایت چشم انداز ۲۰۳۰ از سال ۲۰۱۸ اشاره کنیم.

اما مهم‌ترین چالش عربستان در دوران پیش از کرونا را باید ناکامی بخش خصوصی سازی به دلیل عدم تحقق پیش بینی‌ها در مورد عرضه اولیه سهام «آرامکو» خواند؛ سقوط قیمت نفت در ماه مارس، بالا گرفتن انتقادهای حقوق بشری علیه عربستان و هزینه‌های بالای جنگ یمن در ترکیب با مشکل پیش گفته به رقم خوردن بحران مالی جدی برای تحقق چشم انداز ۲۰۳۰ منجر شد.

به نظر می‌رسد تحولات اخیر آزمونی جدی برای ادعاهای بلندپروازانه‌ای است که چشم انداز ۲۰۳۰ مدعی آن هاست.

نتیجه این آزمون را می‌توان با آمار و ارقام این گونه توضیح داد:

نرخ بیکاری بالای ۱۲ درصدی و اخراج کارگران و کارمندان، رشد اقتصادی ۰.۳ درصدی در سال ۲۰۱۹، تولید ناخالص داخلی و رشد ۳.۳ درصدی اقتصاد غیرنفتی را باید مهم‌ترین نتایج آزمونی دانست که موقعیت بن سلمان را با چالش جدی مواجه کرده است.

با توجه به روند تحولات می‌توان گفت که ارقام مذکور که مربوط به سال ۲۰۱۹ است، در سال جاری در روند وخامت بیشتر حرکت می‌کنند؛ ضمن اینکه گردشگری، به عنوان یکی از مهم‌ترین بخش‌های متنوع سازی اقتصادی با بروز شیوع کرونا با مانعی مهم مواجه شده است.

در حالی که قرار بود این بخش تا سال ۲۰۳۰ سالانه یک میلیون و ۵۰۰ هزار گردشگر را وارد عربستان کند، اکنون با تعلیق برگزاری مراسم حج در دو شکل عمره و تمتع ضربه سختی خورده است؛ انتظار می‌رود تعلیق مراسم عمره دستکم یک سال به طول بینجامد.

توجه داشته باشید که در سال ۲۰۱۹ حدود ۲ میلیون و ۶۰۰ هزار نفر به مراسم حج رفتند و سودی ۱۲ میلیارد دلاری از بخش گردشگری عاید عربستان شد.

عربستان که بخش عمده‌ای از اجرای چشم انداز ۲۰۳۰ را متوقف کرده، در دوراهی مهمی قرار دارد؛ توقف پروژه «نئوم» یا ادامه آن به عنوان تلاشی برای تحقق دستاوردهای ژئوپلتیکی در دریای سرخ و در مجاورت با رژیم صهیونیستی که ریاض روابط پشت پرده نزدیکی با آن دارد.

در مجموع اگر بخواهیم پیامدهای بحران‌های اقتصادی پیش روی پروژه مذکور را فهرست وار بیان کنیم، می‌توانیم از موارد زیر به عنوان مهم‌ترین عواقب یاد کنیم:

- توقف سیاست عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی به دلیل توقف همکاری شرکت‌های فناوری صهیونیست

- چشم پوشی از چشم انداز ۲۰۳۰ به دلیل کسری بودجه در حال گسترش

- به خطر افتادن موقعیت بن سلمان