به گزارش افکارنیوز،

جنگ ائتلاف سعودی به سرکردگی عربستان علیه یمن در حالی وارد ششمین سال خود شده که «ریاض» دیگر نه امیدی به پیروزی در این جنگ دارد و نه توانی برای ادامه آن.

اخبار بین الملل - عربستان سعودی با آغاز جنگی نابرابر علیه یمن، فقیرترین کشور غرب آسیا، در آوریل سال ۲۰۱۵ به بهانه بازگرداندن رییس جمهور فراری یمن به کشور، تاکنون ده‌ها میلیارد دلار خرج کرده است، اما نتوانسته به هیچ یک از اهداف اعلانی و واقعی خود از آغاز این جنگ دست یابد.

به نظر می‌رسد دو عامل مهم کاهش بهای جهانی نفت و شیوع بیماری « کرونا » در عربستان که پیامد‌های اقتصادی اش بر بحران مالی این کشور مضاعف شد، عربستان را در مسیر پذیرش واقعیت ناتوانی در ادامه جنگ قرار داده است.

شاید عربستان در ارزیابی نقش منطقه‌ای و هزینه‌های جنگ یمن، بر ادامه جنگ تاکید داشته باشد، اما واقعیت‌های میدانی و اقتصادی، تصمیم گیری سریع‌تر را برای این کشور الزامی می‌کنند.

این کشور که در هفته‌ها و ماه‌های اخیر چالش‌های مهمی، چون خروج امارات از ائتلاف و هدف قرار گرفتن عمق استراتژیک خود توسط نیرو‌های یمنی را شاهد بوده، در پی شیوع کرونا که بلافاصله پس از جنگ نفتی ریاض با مسکو بر اقتصاد این کشور نازل شد، در حال هضم این واقعیت است که راهی جز پایان دادن به جنگ بی حاصل علیه یمن باقی نمانده است.

به نظر می‌رسد در توضیح تصمیم ریاض برای پایان دادن به جنگ یمن باید به موضوع بحران اقتصادی مبتلابه این کشور توجه ویژه‌ای داشت.

عربستان در پی جنگ ناکام نفتی با روسیه و کاهش بی سابقه بهای نفت در بازارهای جهانی ، شاهد کاهش درآمد‌های نفتی خود بوده است؛ این کاهش درآمد‌های نفتی برای عربستان به عنوان کشوری که ۸۰ درصد درآمدش از فروش نفت حاصل می‌شود، هولناک است؛ از سوی دیگر شیوع کرونا که تاکنون تبعات اقتصادی غیر قابل انکاری بر اقتصاد جهانی و کشور‌های مختلف جهان داشته از جهات مختلفی عرصه اقتصادی عربستان را هدف قرار داده است.

شیوع این بیماری گذشته از تاثیرات اقتصادی که سایر کشور‌ها کم و بیش به شکلی یکسان شاهد آن بودند، سبب شد تا عربستان برای نخستین بار در تاریخ ۸۸ ساله خود، حج تمتع را لغو کند؛ این اقدام به معنای از دست رفتن حدود ۵ میلیارد دلار از درآمد‌های عربستان از عرصه گردشگری مذهبی است؛ ضربه‌ای دیگر بر پیکره اقتصاد آسیب پذیر عربستان که در پنج سال گذشته هزینه‌های تسلیحاتی سنگینی را متحمل کرد.

ناکامی در تحقق ایده کسب سرمایه و درآمد از طریق فروش سهام « آرامکو »، دیگر ضربه‌ای است که اقتصاد این کشور شاهد آن بوده است؛ از سوی دیگر، پیش بینی‌ها در مورد کاهش ارزش پول عربستان، سبب شده تا نگرانی‌ها در مورد کاهش قدرت خرید مردم این کشور و ناتوانی میلیون‌ها نفر از تامین مواد غذایی اساسی، افزایش یابد.

عمق این بحران زمانی آشکارتر می‌شود که بدانید هزینه‌های نظامی عربستان در یمن روزانه ۲۰۰ میلیون دلار برآورد شده است؛ با این توضیحات ریاض باید گام هایش را در مسیر پایان دادن به خشونت‌ها در یمن سرعت داده و هرچه زودتر به این جنگ بی حاصل از طریق اتخاذ یک استراتژی خروج مطمئن پایان دهد؛ اقدام عربستان برای اعلام آتش بس یکجانبه را می‌توان در این چارچوب بررسی کرد.

از این نکته نیز نباید غفلت کرد که تحولات عربستان تمایل «محمد بن سلمان»، ولیعهد سعودی را به خروج یمن و تمرکز بر بحران روبه رشد اقتصادی داخلی از یک سو و بحران بهداشتی که به طور گسترده اعضای خانواده سلطنتی را مبتلا کرده، افزایش داده است؛ ضمن اینکه روند رسیدن به تخت سلطنت به محض خروج پدرش از صحنه قدرت با کمترین دردسر و هزینه، روندی که با دستگیری گسترده تمام گزینه‌های بالقوه ولیعهدی یا مخالفت‌ها در جریان است، دیگر چالشی است که ضرورت پایان جنگ یمن را برای وی تشدید می‌کند.

اما تسلیحات وسوسه برانگیز آمریکا، نگرانی در مورد پرستیژ و اعتبار ریاض به ویژه در سطح منطقه‌ای در پی آشکار شدن توانایی روزافزون نیرو‌های یمنی برای هدف قرار دادن اهداف نظامی و استراتژیک در امتداد مرز یا عمق عربستان و البته سودا‌های ارضی ناکام، این روند را به تعویق می‌اندازد.