بارها به اشخاصی برخورد کرده ام که با کمال راحتی در مورد پرونده ای صحبت  میکردند که در آن ، بخاطر مسئله ای کوچک و پیش پا افتاده ، طرف دعوی قرار گرفته اند و با خود فکر میکردند که در اولین نشست ی دادسرا بیگناهی آنها ثابت گشته و به زندگی خود باز میگردند . غافل از اینکه قضیه به آنسادگی که فکر میکردند نبود ه و با اولین دادسرا روند پرونده پیچیده و پیچیده تر شده .

بنده هم در اینجا با کمال راحتی و صداقت خدمت شما عزیزان عرض میکنم که واقعا قضایا به آنگونه که ما مینگریم نیستند ، بلکه گاهاً بدلایل مختلفی پیچیده میشوند . چرا که ما تنها به بعدی نگاه میکنیم که خودمان در آن حضور داریم .

برای مثال : شما در محلی هستید که ناگهان فردی وارد میشود و با چاقو شخص دیگری را مورد حمله قرار میدهد و بلافاصله فرار میکند .

شما که فقط در حال مشاهده این حمله بودید ، ناگهان و بطور غریضی ، بسمت فرد آسیب دیده می روید و تلاش میکنید به او کمک کنید . بدون اینکه خودتان بخواهید و یا متوجه شوید چاقو را برداشته و به گوشه ای پرت میکنید .

حالا شما با پلیس و اورژانس تماس میگیرید که این یک کار کاملا طبیعی است و چاقوی که ناخواسته به آن ست زدید پلیس با خود می برد و شما هم برای بازجویی با آنها قطعا خواهید رفت.

تا اینجا اصلا اشتباهی رخ نداده . شما نا خواسته در وقت و مکانی بودید که این اتفاق رخ داده و شما اینگونه بنا به حس انسان دوستی عمل به کمک میکنید ، که بسیار هم کار زیبا و پسندیده ایست .

تا الان، هم شما درست عمل کرده اید و هم نیروی پلیس . اما از اینجا به بعد داستان کمی سخت می شود . شما تنها شخصی هستید که در مکان رخ دادن جرم بوده . هیچ شاهدی هم آنجا وجود نداشته و ندیده . روی دسته ی چاقو اینگونه اثر انگشت شما باقی مانده . همین دلیل برای فرستادن شما به دادسرا کافیست .

همه چیز بر ضد شماست . اما شما عقیده دارید که جرمی اجرا نداده اید و ماجرا همانگونه است که شما میگویید و انتظار دارید قاضی که در محل مقدس قضاوت نشسته شما را بیگناه دانسته و حکم به آزادیتان دهد .

در صورتی که همه چیز در جای درست خودش قرار گرفته بود و اصلا کس اشتباه نکرده بود . تنها اشتباه از سوی خود شخص شما بود که به این مسئله بسادگی نگاه کردین و به علت اینکه صادق بودین گمان کردین همین کافیست .

در این هنگام شما با انتخاب یک وکیل حرفه ای براحتی تبرعه شده و به زندگی عادی خود بر می گشتید .

چرا که یک وکیل در آریا دادیار تجربیاتی که کسب نموده و با آگاهی به قانون و ماده و تبصره های گوناگون ، روشهایی رابرای اثبات بی گناهی شما میداند که شما هیچوقت با آنها سروکار نداشته اید .

این روزها که تعداد وکلای دادگستری افزایش یافته است ، سوالی که پیش می‌آید این است که در انتخاب وکیل چه معیارهایی را بایست در عقیده بگیریم ؟

برای شناخت عالی از وکیل مناسب می‌توان از مشاوره یا مشاوره با چند وکیل و راهنمایی‌های آنان استفاده کرد .

اینگونه دستمزد اینگونه می‌تواند میزان دیگری برای انتخاب باشد ، زیرا برخی از وکلا در حال حاضر از تعرفه‌ای که برای آنها مشخص شده تبعیت نمی‌کنند . لذا دادمند بودن وکیل اینگونه می‌تواند یکی دیگر از میزان های انتخاب درست باشد .

آیا اگر کسی وکیل نداشته باشد محتمل است حق او تباه گردد ؟

جواب این است که ، نمیشود با قاطعیت گفت اگر کسی برای مطرح یا دفاع از حق خود وکیل نداشسته باشد حتما محکوم میشود و حقش تباه میگردد . ولی لازم است به دو مسئله عقیده کنیم .

 اولاَ بدیهیست کسی که با قانون نا آگاه ست و فن دفاع را نمیداند یا حق خود را نمیشناسد نتواند از خود دفاع کند ، بنابر این احتمال تباه شدن حقش وجود دارد.

ثانیاَ قاضی دادسرا یک منبع بدون طرف است و نمیتواند وقتی که یکی از شاکی ها اشتباه کرد و یا دعوایش را به انحراف جهت داد او را ارشاد نماید زیرا وظیفه ی قاضی قضاوت کردن است و حق ارشاد طرف دعوا را ندارد .

قاضی وقتی که خانمی علیه همسرش به علت کراهت دادخواست طلاق میدهد نمیتواند به او بگوید خانم بایست مقداری از مهریه ات را بذل کنی تا زمره طلاق خلع بررسی شود . این وکیل است که در مطرح دعاوی کیفری و حقوقی سعی میکند آغاز مسئله را با قانون یکسان نماید سپس اسناد را تحویل دادسرا نماید .

اگر قاضی دادسرا دچار اشتباه شد این وکیل است که با دفاع خود به قاضی یادآوری مینماید که استنباط او از منظر قانونی اشتباه است ، وکلا در عرض قضات نیستند ، در زمان ماخذها قضایی هستند و وکیل به عنوان یک حقوقدان بایستی دانش و دادهها کافی داشته باشد که هم از حق موکل خود دفاع کند و هم به قاضی دادسرا کمک کند که پرونده با سرعت و اتقان مختومه شود .

انتظار جامعه و ماخذها قضایی از وکلا این است که وکیل با استدلال علمی و روش منطقی و موافق مقررات قانونی و اشراف بر قانون مربوطه ، دعاوی را مطرح و یا از آنها دفاع نماید . بدیهی است که قانونگذار با شناخت کامل نسبت به جایگاه وکیل ، لزوم دفاع یک وکیل را اجباری کرده است و حکم دادگاه دادسرا بدون حضور یک وکیل فاقد اعتبار و اثر است .

سبب اینکه در بعضی موارد اخذ وکیل اجبارست ، چیزی نیست جز دفاع از حقوق اشخاص .

بطور مثال اگر وکیل طرف مقابل شما از شما پرسش اشتباهی بپرسد و شما پاسخی برایش نداشته باشید سکوت شما در مقابل آن پرسش اشتباه میتواند تاثیر منفی در حکم دادگاه قاضی داشته باشد در صورتی که اگر وکیل بجای شما بیان میگفت فوراً اعتراض نموده و گوشزد مینمود که این پرسش نادرست است و نمیبایست مطرح شود .

این نمونه ای بسیار کوچک از اعمالیست که یک وکیل حاذق جهت دفاع از حقوق شما میتواند اجرا دهد .