تهران به تازگی خبر پمپاژ گاز هگزافلوراید اورانیوم در مجموعه 174 سانتریفیوژ "آی آر 2 ام" در  تأسیسات هسته ای نطنز  را اعلام کرده است و همین امر آمریکا و به دنبال آن، رژیم صهیونیستی را مجبور کرده است که اندکی واقع بین تر باشند.

واکنش ها و اظهارات آمریکا و پس از آن رژیم صهیونیستی گویای همین واقعیتی است که ایران بر آنها تحمیل کرده است و نه تنها اعتراف صریحی است به شکست ترفندهای آنها برای جنگ روانی علیه ایران بلکه نشان می دهد که ترامپ و نتانیاهو هر دو دچار ناامیدی و سرخوردگی شده اند.

چندی پیش یک مقام عالی رتبه وزارت خارجه آمریکا که همراه با پمپئو به امارات سفر کرده بود به خبرگزاری فرانسه گفته بود: دولت آمریکا امیدوار است که دولت بعدی هم همین مشی رو سیاست را در قابل پرونده ایران دنبال کند و سیاست فشار حداکثری را ادامه دهد.

اندکی بعد بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی از جو بایدن، رئیس جمهور منتخب آمریکا خواسته بود "حتی فکر بازگشت به برجام را هم نکند"؛ وی همان دروغ همیشگی را تکرار کرده و مدعی شده بود که "نمی توان هسته ای شدن ایران را پذیرفت".

قبل از این دو، الیوت ابرامز، نماینده ویژه آمریکا در امور ایران هم گزینه نظامی علیه ایران را به کلی رد کرده و مدعی شده بود که سیاست "فشار حداکثری" ایران را بالاخره به پای میز مذاکره می کشاند. وی همچنین گفته بود که بعید به نظر می رسد که جو بایدن بتواند با یک حرکت قلم، همه تحریم هایی را که ترامپ به ایران تحمیل کرده است، لغو کند.

حتی اگر سیاست های علنی ترامپ را که اعلام کرده بود قصد آغاز هیچ جنگ جدیدی را ندارد و نیز تلاش او برای بازگرداندن نظامیان آمریکایی از مناطق پر خطر جهان را نادیده بگیریم و گزارش روزنامه نیویورک تایمز را هم درباره هشدار مقامات آمریکایی به ترامپ درباره توسل به زور علیه ایران نشنیده بگیریم، نهاد نظامی آمریکا به ترامپ اجازه نخواهد داد که در واپسین روزهای عمر دولت خود به بهانه ای ابلهانه یعنی جلوگیری از بازگشت بایدن به برجام، این کشور را درگیر جنگ با ابرقدرت منطقه مثل ایران کند. چون پاسخ ایران به این تجاوز محدود به نقطه جغرافیایی خاصی نخواهد بود.