یک. تردیدی نیست که مهاجرت نخبگان ، یکی از چالش‌های اساسی حکمرانی در کشور است. موج روزافزون خروج جوانان دانشجو و متخصصان از کشور، خسارت جبران‌ناپذیری است که بر اساس آمارهای موجود، به مرز هشدار رسیده است.

دو. بخش قابل‌توجهی از محتوای دیدار اخیر رهبر معظم انقلاب با نخبگان، حول محور مهاجرت نخبگان بود. پیش از پرداختن به این بخش از سخنان معظم له، اشاره به این نکته ضروری است که پیش‌بینی عموم مردم و حتی کارشناسان از آینده، ناظر به افقی چندساله است و فشارها و مشکلات مقطعی، طاقتشان را طاق می‌کند، اما این ویژگی یک رهبر روشن‌بین الهی است که دهه‌ها بعد را می‌بیند و در میانه مسائل زمانی، از ۵۰ سال بعدی سخن می‌گوید که جویندگان دانش از اقصی نقاط عالم، مجبورند زبان فارسی بیاموزند. هرچند وضعیت فعلی کشور قابل‌قبول نیست، اما آینده پرافتخار قطعی است.

سه. «تشویق جوان نخبه به ترک کشور خیانت است.» این بخش از سخن مقام معظم رهبری موردتوجه همه رسانه‌ها و متولیان قرار گرفت و بازتاب زیادی پیدا کرد. این سخن، فارغ از ظاهرش چندلایه دارد. باید دقت کرد که هر آنچه انگیزه جوان نخبه را برای ماندن کم می‌کند و مشوق رفتن او می‌شود، خیانت است و هر کنشی در این زمینه رفتاری خائنانه محسوب می‌شود.

چند خط از غصه مهاجرت نخبگان

چهار. بسیار گفته می‌شود که آمار مهاجرت نخبگان ما می‌توانست بیشتر از این باشد و فاصله ارزش پول ملی ما با ارزهای جهانی، توان رفتن را از بسیاری گرفته است. این گزاره قطعا غلط است و پذیرش آن، به‌منزله نفهمیدن ماهیت مهاجرت نخبگان است. در این سال‌ها، انگیزه اول مهاجرت نخبگان بر اساس آمارها، اقتصادی بوده است. این یعنی آنکه اگر پول ملی ما ارزش بالاتری داشت و در برابر ارزهای دیگر تا این میزان کم قدرت نبود، نه‌تنها مهاجرت افزایش نمی‌یافت بلکه اساسا انگیزه مهاجرت کم می‌شد. چنانچه دو دهه پیش، پول ملی ما باارزش‌تر ولی سطح مهاجرت نخبگان کمتر بود.

پنج. تجربه نشان داده که نمودار مهاجرت نخبگان در سال‌هایی که وقایع و پدیده‌های اجتماعی موجب واگرایی در جامعه می‌شوند، پیک می‌زند. فتنه ۸۸ و وقایع دی ۹۶ و به‌ویژه آبان ۹۸ که از بی‌تدبیری دولت نشات می‌گرفت، نمونه‌هایی ازاین‌دست است.

شش. عدم به‌کارگیری شایستگان، بی‌ثباتی در قوانین، سختی آغاز کسب‌وکار، انحصار و عدم شفافیت از بالاترین دلایل مهاجرت نخبگان‌اند و این یعنی کسانی که در این حوزه‌ها موجب دلسردی و ناامیدی جوانان‌اند، خواسته یا ناخواسته رفتاری خائنانه مرتکب شده‌اند. مورد آخر احتیاج به شرح و تفصیل دارد که در آینده نزدیک پیرامون آن خواهم نوشت.

محسن پیرهادی