«برت مکگورک» که در سمتهای ارشد امنیت ملی در دوران ریاست جمهوری «جورج دبلیو بوش»، «باراک اوباما»، «دونالد ترامپ» و «جو بایدن» خدمت کرده است، در تحلیلی با اشاره به اظهارات مداخلهجویانه ترامپ درباره تحولات ایران و تحریک به ناآرامیها، سه گزینه پرخطر رئیس جمهور آمریکا در مورد ایران را مورد بررسی و کنکاش قرار داده است.
مکگورک در این تحلیل که در وبگاه شبکه سیانان به رشته تحریر درآورده، نوشته است: «دونالد ترامپ از معترضان در ایران خواسته بود در خیابانها بمانند و گفته بود کمک خواهد رسید، اما در نهایت مداخله نکرد اما این موضوع اکنون مورد توجه قرار گرفته است و منابع قابل توجهی- آنچه ترامپ آن را «ناوگان عظیم» نامیده است - منطقه را پر کرده و در ظاهر آماده حمله به ایران در صورت صدور دستور است.»
با این وجود ترامپ که با حضور نظامی در منطقه، دست به اقدامات تحریکآمیز و تنشآفرین میزند، در جدیدترین اظهارات خود به خبرنگاران گفته است: «شما میتوانید آنها را متقاعد کنید که برای یک توافق رضایتبخش مذاکره کنند، توافقی که در آن هیچ سلاح هستهای وجود نداشته باشد. آنها باید این کار را انجام دهند. من نمیدانم که آیا آنها این کار را خواهند کرد یا خیر. اما آنها با ما صحبت میکنند و آنها جدی صحبت میکنند.»
این درحالی است که ایران بارها تاکید کرده است که تحت فشار و تهدید حاضر به گفتوگو نیست.
بعید است که ایران بر سر هر معاملهای مذاکره کند
مکگورک این پرسش را مطرح میکند که هدف این همه اعزام نیرو و تجهیزات نظامی چیست؟ اگر چند هفته پیش مستقر شده بودند، حملات هوایی ممکن بود تغییری ایجاد کند. از آن زمان، اعتراضات خاموش شدهاند و دولت آمریکا در مورد آنچه اکنون از ایران میخواهد، روشن و شفاف نیست. اخیرا ترامپ «حذف سلاح هستهای» را به عنوان یک درخواست کلیدی ذکر کرد، در حالی که فرستادگان او درخواستهای دیگری از جمله محدودیت برنامه موشکی ایران و پایان دادن به حمایت از گروههایی که به زعم آمریکا «نیابتی» خوانده میشوند را ارائه دادهاند.
کاخ سفید از زمان اعتراضات، به ندرت از معترضان نام برده است به جز اشاره آنها به این ادعا که ایران گزینه اعدام اغتشاشگران را کنار گذاشته است.
در هر صورت، بعید است که ایران بر سر هر معاملهای مذاکره کند و به نظر میرسد بهایی که حتی برای مهار برنامه هستهای خود درخواست خواهد کرد -کاهش قابل توجه تحریمها- باید برای واشنگتن و حتی برای اروپا که تحریمهای خود را علیه ایران تشدید کردهاند، غیرقابل قبول باشد، به طوریکه اتحادیه اروپا به تعیین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عنوان یک سازمان تروریستی رأی داد.
این مقام پیشین کاخ سفید مینویسد که بدون یک راه حل دیپلماتیک - و با توجه به توازن قدرت فعلی در منطقه - رئیس جمهور ایالات متحده احتمالاً سه گزینه نظامی خواهد داشت که هیچیک از آنها راه حل سریعی ارائه نمیدهند و همه آنها مملو از خطر هستند.
بعید است ایران تسلیم فشار اقتصادی شود
مکگورک نوشته تحت این گزینه، آمریکا یک محاصره اقتصادی بر ایران اعمال خواهد کرد که بر محروم کردن آن از درآمدهای نفتی و فلج کردن اقتصادش تمرکز دارد. مشابه رویکردی که ابتدا در ونزوئلا اتخاذ شد، این تاکتیک با درخواستهایی مبنی بر اینکه ایران برنامه هستهای خود را کنار بگذارد، برد موشکهای خود را کاهش دهد و حمایت خود را از گروههای مقاومت متوقف کند، همراه خواهد بود.
مقام پیشین آمریکایی با بیان اینکه «این رویکرد تا حدودی مزیت دارد»، نوشته که فروش نفت ایران از قبل تحت تحریمهای ایالات متحده ممنوع بوده است، با این حال این کشور هنوز نزدیک به دو میلیون بشکه نفت در روز صادر میکند. اتحادیه اروپا نیز تحریمهای نفتی اما با تأثیر محدود را علیه ایران دوباره اعمال کرده است.
او در ادامه و با اذعان به تاثیر تحریمها در ناآرامیها نوشته که «تلاشها برای اجرای این تحریمها از طریق تحریمها و محاصره دریایی ممکن است به نتیجه مطلوب افزایش مشکلات اقتصادی کلی ایران منجر شود که در ابتدا جرقه اعتراضات اخیر را زد. به همین دلیل، ترامپ ممکن است سعی کند این رویکرد را اجرا کند اما بعید است ایران تسلیم شود. این کشور در گذشته نشان داده است که با وجود فشار غرب، با استفاده از حملات نیابتی و شبکههای کشتیرانی مخفی برای حفظ جریان نفت تلافی خواهد کرد و تحریمها را دور خواهد زد.»
همچنین برای ترامپ دشوار خواهد بود که نیروی نظامی لازم برای اجرای این رویکرد را حفظ کند و ناگزیر به عقبنشینی یا رویارویی منجر شود.
حملات محدود اما نمادین؟
مکگورک در توضیح مورد دوم تصریح کرده که ترامپ ممکن است تصمیم بگیرد از تجربه خود در دوره اول ریاست جمهوری خود استفاده کند، زمانی که پس از ادعای استفاده «بشار اسد» رئیسجمهور پیشین روسیه از گاز سارین، حملاتی را علیه سوریه انجام داد. حمله ترامپ در سال ۲۰۱۷ به سوریه محدود اما نمادین بود - سابقهای در بازدارندگی، نه تغییر نظام. همین منطق میتواند در ایران نیز به کار گرفته شود.
او نوشته که ترامپ ممکن است دستور حمله به مقرها و تأسیسات نهادهای نظامی و انتظامی را صادر کند. مانند سوریه، هدف تغییر نظام نخواهد بود، بلکه جلوگیری از «استفاده از نیروی مرگبار علیه اعتراضات آینده است». این امر به ترامپ اجازه میدهد تا عزم خود را بدون خطر یک کارزار نظامی طولانی یا یک درگیری طولانی مدت نشان دهد.
اما این فرض را در نظر میگیرد که ایران تلافی نخواهد کرد و ایران، سوریه نیست که هیچ گزینه واقعی برای پاسخ به حمله آمریکا نداشت. گزینههای ایران نباید اغراقآمیز باشند، اما وجود دارند.
رهبران ایران این هفته هشدار دادند که هرگونه حملهای در داخل ایران، حملات موشکی علیه اهداف آمریکایی در منطقه و همچنین علیه اسرائیل را در پی خواهد داشت. اگر چنین اتفاقی بیفتد، ایالات متحده احتمالاً حمله متقابلی را آغاز خواهد کرد. بنابراین، وعده یک مأموریت محدود و دقیق، مانند آنچه در سال ۲۰۱۷ در سوریه اتفاق افتاد، ممکن است در سال ۲۰۲۶ برای ایران در دسترس نباشد.
عملیات ترور خطرات بسیار بیشتری دارد
مقام پیشین آمریکایی نوشته هدف قرار دادن سران ایران سومین و تهاجمیترین گزینه است. دولت ترامپ ممکن است به ونزوئلا به عنوان نمونهای از هدف قرار دادن سران بدون تغییر نظام اشاره کند، به این امید که دولتی جدید را تضمین کند که بیشتر تابع منافع ایالات متحده باشد.
مکگورک هشدار میدهد که «چنین عملیاتی خطرات بسیار بیشتری را به دنبال خواهد داشت (مانند حملات ریگان در سال ۱۹۸۶ در لیبی و علیه معمر قذافی شکست خورد) و حتی در صورت موفقیت، عدم قطعیت در مورد نتیجه آن وجود خواهد داشت، زیرا آمریکا هیچ پرسنلی در ایران برای ارتباط با رهبران آینده ندارد و نظام حاکم انحصار سلاح در داخل کشور را حفظ میکند.»
او در پایان نوشته است: اینها گزینههای خوبی نیستند، اما دیدن راه خروج دشوار است. دولت ترامپ اکنون داراییهای پرتقاضا و کمشدت را به کار گرفته است.