درحالیکه موج انسجام و وفاق ملی در ایران در بحبوحه جنگ تحمیلی، دشمنان خارجی و ضدانقلاب را ناامید کرده است، آنها با استفاده از یک سوژه فوتبالی تلاش کردند پروژهای برای نفوذ روانی و ایجاد شکاف در داخل کشور طراحی کنند. دخالت عریان و غیرمتعارف رئیسجمهور آمریکا و همصدا شدن رسانههای رژیم صهیونیستی و ضدانقلاب، نشاندهنده عمق انتظار آنها برای بهرهبرداری از کوچکترین تحرکات داخلی است.
روایت ماجرا از زبان رئیسجمهور آمریکا
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در میان جنگ با ایران، با صدور بیانیهای مداخلهجویانه خطاب به نخستوزیر استرالیا گفت: «استرالیا با اجازهدادن به بازگرداندن اجباری تیم ملی فوتبال زنان به ایران، جایی که احتمال کشتهشدن آنها بسیار زیاد است، مرتکب یک اشتباه بزرگ انسانی میشود. آقای نخستوزیر، این کار را نکنید. به آنها پناهندگی بدهید».
این اظهارات در حالی مطرح شد که چند عضو تیم، احتمالاً متأثر از فضاسازی مجازی ضدانقلاب، در بازی اول سرود ملی را نخواندند. هر چند این بازیکنان در بازیهای دوم و سوم با احترام نظامی سرود را خواندند و به وظیفه ملی خود عمل کردند، اما رسانههای ضدایرانی از همین نقطه برای طراحی یک سناریوی پیچیده استفاده کردند.
برنامهریزی برای «به هم ریختن داخل»
به نظر میرسد هدف اصلی این رسانهها که همصدا با رژیم صهیونیستی وارد میدان شدند، «بزرگنمایی» این ماجرا برای ایجاد شکاف و «دودستگی» در داخل کشور بوده است. آنها با این پروپاگاندا تلاش داشتند اینگونه القا کنند که این بازیکنان در صورت بازگشت با برخورد مواجه میشوند .
این سناریو در حالی دنبال شد که تجربه سالهای گذشته نشان داده است مردم ایران بهخوبی میتوانند میان یک بازیکن که در فضای هیجانی یا تحتتأثیر جو مجازی دچار اشتباه میشود، با یک کنشگر سیاسی، تمایز قائل شوند. این بچهها نه تحلیلگر سیاسی هستند و نه از آنها انتظار میرود مسائل فرهنگی را عمیق تحلیل کنند. همانطور که خیلی از جوانان در مواجهه با فضاسازیهای سنگین ضدانقلاب برای «هو» نشدن، گاهی رفتارهای هیجانی از خود نشان میدهند، اینجا هم همین اتفاق افتاد. جامعه این مسائل را پذیرفته و این نادانیها را درک میکند.
چهره واقعی ضد انقلاب و پیوند با رژیم صهیونیستی
نکته قابلتأمل، همصدا شدن «رسانههای رژیم صهیونیستی» با جریان سلطنتطلب و ضدانقلاب در خارج از کشور بود. رضا پهلوی، چهره شناخته شده ضدانقلاب، بلافاصله وارد عمل شد و بازیکنان را «شجاع» و معترض خواند . هدف این جریان، «قهرمانسازی» از یک رفتار هیجانی ساده بود تا از دل آن، یک بحران سیاسی برای ایران در بحبوحه جنگ بسازند.
این تحرکات و همچنین دخالت آمریکا برای ماجرای فوتبالیستهای زن ایران نشان میدهد که دشمن برای ایجاد تفرقه در ایران به «آبوآتش» میزند و حتی حاضر است رئیسجمهور یک کشور برای یک سوژه کوچک اینطور تمامقد وارد میدان شود. اما تجربه ثابت کرده است هر گاه دشمن بر طبل تفرقه میکوبد، هوشیاری ملت ایران این حلقههای توطئه را یکی پس از دیگری خنثی میکند.