نوبت شوک به دشمن؛ عملیات زمینی و باب‌المندب

احتمال از سرگیری جنگ در پایان روز گذشته (سه‌شنبه) باعث شده تا مختصات نبرد بعدی مورد توجه قرار گیرد.

آمریکا به مدت ۴۰ روز جنگ و در مدت دو هفته آتش‌بس، محاصره دریایی را آزمود که هر دو ناکارآمد بودند. از سوی دیگر، هرکدام از این اقدامات، تنها به صورت تکی قابل اجرا هستند. اگر آمریکا به‌سمت جنگ برود، محاصره دریایی برایش ناممکن خواهد شد، زیرا با فراهم شدن مجدد فضا برای استفاده ایران از تسلیحات خود، ناوهای این کشور باید به طور قابل توجهی از سواحل کشور فاصله بگیرند که این امر توان واشنگتن برای اعمال محاصره را تضعیف می‌کند.

ورود به جنگ به شکل جنگ ۴۰ روزه نیز راهگشا نیست مگر آنکه آمریکا بخواهد یکبار دیگر کارایی شوک و فشار را بر ایران آزمایش کند.
در مقابل، تهران نیز قابلیت‌های مهمی برای مواجه با واشنگتن دارد که می‌توانند همانند دو دوره قبلی در جنگ و آتش‌بس، این کشور را غافلگیر و بازنده سازد.

کارت‌های ایران

ایران برای وارد آمدن ضربه و شوک به دشمن کارت‌های زیادی دارد که در این بخش به آن‌ها پرداخته شده است:

۱- تنگه باب ‌المندب

باب ‌المندب، تنگه هرمز دوم محور مقاومت است. بسته شدن تنگه باب المندب اثراتی بر دشمن دارد:

۱. قطع مسیرهای تجاری
تنگه باب المندب یکی از محل‌های مهم عبور انرژی و جریان کالا در جهان است. حدود ۱۰ تا ۱۲ درصد از جابه‌جایی تجارت جهانی از این طریق صورت می‌گیرد. سهم این منطقه در تجارت دریای مدیترانه و اروپا بالا و حیاتی است.

۲. پایه‌گذاری عوارض عبور
ارزش عبور روزانه ۷ میلیون بشکه نفت از باب المندب، با مبنا قرار دادن میانگین قیمت ۱۰۰ دلار در هر بشکه، به روزانه ۷۰۰ میلیون دلار می‌رسد. این فارغ از دیگر هزینه‌ها مانند هزینه‌های بیمه است که ارزش کل کشتی‌های عبوری را افزایش می‌دهد. تعداد کشتی‌های عبوری از باب المندب سالانه ۲۵ هزار و روزانه ۶۸ فروند کشتی است. اگر یمنی‌ها از هر کشتی تنها ۱۰۰ هزار دلار عوارض دریافت کنند، روزانه نزدیک به ۷ میلیون دلار درآمد خواهند داشت. درآمد سالانه آن‌ها اینگونه به ۲.۵ میلیارد دلار می‌رسد. این عدد با توجه به جمعیت یمن و ابعاد دولت مستقر در صنعا، برای آن‌ها ذی‌قیمت است.

۳. طولانی شدن مسیر عبور تجهیزات و تدارکات دشمن
اگر باب المندب مسدود شود، کشتی‌های تجاری باید ۱۰ تا ۱۵ روز بیشتر زمان صرف کنند تا از مسیر جایگزین در جنوب آفریقا عبور کنند.
زمان تنها مشکل نیست. عبور از این مسیر شامل دشواری در دریافت خدمات بندری و مواجه با امواج دریایی در دماغه امید نیک می‌شود. عبور از این دماغه برای کشتی‌های سبک میسر نیست و باید وزن بالایی داشته باشند.
به نظر می‌رسد یمن در هفته‌های اخیر عملاً مسیر را روی ناوهای نظامی دشمن بسته و این در آینده شامل کشتی‌های تجاری حامل تدارکات برای نظامیان آمریکایی نیز خواهد شد.

۴. حملات فراتر از باب المندب
یمنی‌ها سابقه حمله به کشتی‌ها در شمال اقیانوس هند و سواحل شرقی آفریقا را دارند. در این صورت آن‌ها خواهند توانست به ناوها و کشتی‌های تجاری دشمن در فراتر از باب المندب حمله کنند

۲- حملات زمینی محور مقاومت
حمله زمینی برگ برنده آشکار مقاومت در جنگ است. این آشکار بودن اما ویژگی غافلگیرکننده آن را از بین نمی‌برد. محور مقاومت در انتخاب محل حمله، نوع تهاجم، نیروهای فعال، زمان اجرا، اراده عمل و حجم آتش، می‌تواند غافلگیری‌هایی را رقم بزند. در این بخش، به اهداف حمله زمینی مقاومت اشاره شده است.

۱. حمله به کویت
گروه‌های مقاومت عراق برای حمله به کویت دارای توان آتش‌باری، حمله زمینی و تدارکات‌رسانی‌اند. از نظر تاریخی نیز آن‌ها کویت را متعلق به خود می‌دانند. کویت آسان‌ترین هدف و یک سرپل برای تهاجم برای حمله به دیگر مناطق خلیج فارس است.
بدون کویت، ارسال تدارکات برای پایگاه‌های آمریکا در عراق سخت‌تر شده و می‌توان آن‌ها را نیز تحت فشار قرار داد.

۲. ورود به عربستان
احتمال تهاجم عراق از شمال شرقی برای ورود به عربستان سعودی، تصرف میادین نفتی احسا و یورش به ریاض وجود دارد. همزمان یمنی‌ها می‌توانند از سمت جنوب، به طور کامل بر ساحل تهامه مسلط شوند. در این صورت با سقوط منطقه الشرقیه، نجد و حجاز، تمام مناطق عربستان به‌دست مقاومت فتح می‌شوند.
سقوط عربستان تمام خلیج فارس و سراسر ساحل شرقی دریای سرخ را در اختیار محور مقاومت قرار می‌دهد.

۳. حمله به امارات
ایران توان نظامی مناسبی در سمت تنگه هرمز دارد و می‌تواند نقاط مورد تهدید دشمن را به مبدا و مسیر حملات به این کشور تبدیل کند. در جنگ ۴۰ روزه، بیشترین حملات به خاک امارات انجام شد؛ پس تخریب دشمن در این کشور بالاتر بوده است. از این رو با توجه به ضرباتی که زیرساخت‌های نظامی دشمن در امارات دیده، جبهه مزبور ضعف‌هایی در این کشور دارد که می‌توان آن‌ها را مورد بهره‌برداری قرار داد.
اگر محور مقاومت قصد عقب‌نشینی داشته باشد، می‌تواند با تقویت و جداسازی چند امیرنشین، امارات را کوچک‌تر و آسیب‌پذیرتر کند.

۴. تهاجم به بحرین
تهاجم به بحرین به دلیل فاصله دریایی کمی دشواری دارد؛ اما یک سناریو، ورود به خاک عربستان، دور زدن جنوب و حمله به این جزیره از سمت سواحل سعودی است. همزمان با این دور زدن، احتمال حملات دریایی از شمال وجود خواهد داشت.
تهاجم همه جانبه و ۳۶۰ درجه به بحرین، سقوطی تاریخی برای حکام وابسته منطقه رقم می‌زند. اهمیت بحرین تا جایی است که احتمال دارد عربستان با اصرار برای حفظ آن، خود طعمه شود.

۵. یکسره کردن کار جولانی
ورود عراق از شرق، لبنان از غرب، فعال شدن گروه‌های مقاومت در داخل و حملات موشکی-پهپادی ایران می‌تواند حکومت جولانی را ساقط ساخته و ضربه‌ای محکم به دشمن وارد گردد. با برقراری مسیر زمینی ایران- مدیترانه، رژیم صهیونیستی نیز مهار و در تنگنا قرار می‌گیرد.

۶. یکسره کردن کار آمریکا در عراق و شام
حملات همزمان مقاومت به سفارت آمریکا در بغداد، بیروت و دمشق، با هدف تحمیل یک شکست راهبردی و نمادین بزرگ به این کشور سناریویی عظیم است.

۷. اردن
محور مقاومت در صورت حمله غافلگیرانه به اردن، ناگهان به کرانه باختری، بلندی‌های جولان و با واسطه به شمال فلسطین اشغالی مرتبط می‌شود. با توجه به آنکه دوسوم جمعیت اردن، فلسطینی‌تبار هستند، در صورت هدایت مسلحین به سمت فلسطین اشغالی، قیامی بزرگ علیه صهیونیست‌ها رخ می‌دهد.
این حمله بر خلاف حملات در سمت خلیج‌فارس، خطر مستقیمی برای صهیونیست‌ها ایجاد می‌کند. باید توجه داشت در صورت دستیابی محور مقاومت به اردن با حمله‌ای ناگهانی، لایه‌های پدافندی آمریکا برای دفاع از رژیم صهیونیستی نیز فروریخته و همزمان با حمله از سمت اردن، محور مقاومت از لبنان، سوریه، غزه و یمن از همه جهات به تل‌آویو تهاجم می‌کنند.

۳- توسعه جغرافیایی جنگ

ایران امکان توسعه جنگ به فراتر از منطقه را دارد. قرار نیست توسعه جنگ به فراتر از غرب آسیا، در حجم و کیفیت آنچه در منطقه رخ داده باشد، بلکه خود گسترش محدوده نبرد، اهمیت بالایی دارد.

۱. پایگاه‌های آمریکا در خارج از منطقه
حملات محور مقاومت به پایگاه‌های آمریکا در آفریقا، آسیای میانه و قفقاز محتمل‌ترین سناریوها هستند. همچنین احتمال تهاجمات مختلف با سلاح‌ها و یا قابلیت‌های ناشناخته به اهداف آمریکایی در دیگر مناطق جهان وجود دارد.

۲. حملات غیرمسلحانه به زیرساخت‌های آمریکا
حملات سایبری به زیرساخت‌های آمریکا با هدف توقف تولید اقتصادی و ایجاد فشار اجتماعی جهت پایان دادن به جنگ زیرساختی دشمن و تحقیر ترامپ، سناریویی مهم است. تلاش برای توقف تولید و انتقال نفت برای تشدید تلاطم در بازار انرژی یک هدف با ارزش تلقی می‌شود.
۳. شگفتی‌آفرینی در سرنگونی
احتمال دارد محور مقاومت با استفاده از ظرفیت‌های درونی یکی از متحدان آمریکا، این رژیم را برای ضربه به واشنگتن و تل‌آویو سرنگون کرده و آن کشور را تبدیل به یکی دیگر از نقاط مبارزه با ترامپ کند.

۴. غرق کردن ناوها
در جنگ، فقط وارد آوردن آسیب به دشمن کافی نیست. ضربه‌ای که دشمن می‌خورد باید مؤثر واقع شود. ایران تاکنون در برابر ناوهای آمریکا، سیاست فرسایش را همانند یمن پیگیری کرده که شامل هدف‌گیری آن‌ها به منظور عقب‌نشینی است.
اگر ایران تصمیم بگیرد با استفاده از غفلت دشمن، در شرایطی که این جبهه فکر می‌کند تهران به سمت غرق کردن ناوهایش نمی‌رود، ضربه‌ای از این زاویه وارد سازد، ترامپ تحت فشار شدیدی قرار می‌گیرد.
آنگاه او که با پیشنهاد جنگ سریع وارد نبردها شده بود دو راه پیش روی خود دارد؛ گسترش نبرد که باعث ایجاد این سؤال در آمریکا می‌شود که به چه دلیل ترامپ واشنگتن را در چنین موقعیتی قرار داد. دومین راه، ترک نبرد است.