دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده در چند روز اخیر و همزمان با تمدید آتشبس دو هفتهای با تهران ادعا کرده که عدم حصول توافق با ایران ناشی از آنچه او «تفرقه و آشفتگی» در درون دولت ایران خوانده، است.
تریتا پارسی، معاون اندیشکده آمریکایی کوئینسی در تازهترین پست خود در شبکه ایکس در این باره نوشت: رئیس جمهور آمریکا در حال پیش راندن روایتی است که شکست در رسیدن به توافق با ایران را ناشی از «تفرقه و آشفتگی» در درون دولت این کشور میداند و نه به خاطر خطوط قرمز پیوسته در حال تغییر او، استفاده بیقاعدهاش از شبکههای اجتماعی و خواستههای غیرواقعبینانه در اتاق مذاکره.
شواهد چندانی در تأیید ادعاهای ترامپ وجود ندارد، با این حال، این روایت اهداف کلیدی مهمی را دنبال میکند:
۱. این روایت تقصیر را به گردن ایران میاندازد به جای اینکه مشکلات بدیهی رویکرد ترامپ را در گفتمان داخلی آمریکا برجسته کند. دونالد ترامپ در این زمینه تا حد زیادی موفق بوده است زیرا رسانههای آمریکایی با وجود فقدان شواهد، عمدتا با این روایت همسو شدهاند.
۲. به همین ترتیب، در عرصه بینالمللی، این موضع کار را برای ترامپ آسانتر میکند تا از میز مذاکره خارج شود و این وضع موجود بدون مذاکره را حفظ کند؛ این در حالی است که او با آغاز این «جنگ اختیاری» وضعیت را به هم ریخته و بدون اینکه پای دردسرهایی که ساخته بایستد، ترجیح داده عقبنشینی کند. دلیل این امر هم این است که در نهایت، تقصیر را متوجه ایران میکند آنهم به دلیل «آشفتگی در سیاست داخلی آن».
۳. در نهایت، ممکن است این روایت به ترامپ کمک کند تا فشارها برای بازگشت به جنگ آشکار با ایران را دفع کند؛ چرا که اگر منشأ مشکل، آشفتگی در درون نظام سیاسی ایران باشد، اقدام نظامی احتمالاً نخواهد توانست آن را حل کند.
حرف آخر این است که ترامپ با این وضع موجود جدید احساس راحتی میکند. او به هدف کلیدی خود یعنی خروج از جنگ دست یافته است، در حالی که ایران به هدف اصلی خود یعنی رفع تحریمها نرسیده است.
مقصر دانستن ایران در ایجاد این وضع موجود، به ترامپ کمک میکند تا آن را تداوم بخشد.