در این یادداشت فرض بر این است که ترامپ متوهم باز هم دچار اشتباه محاسباتی شده، نظامیهای نگونبخت آمریکایی را، برای حمله دوباره به ایران تحتفشار قرار دهد و این اتفاق رخ دهد. در این صورت نتیجه چه خواهد بود؟بهطورقطع میتوان گفت؛ در صورت حمله مجدد به ایران، متجاوزین آمریکایی و صهیونی، نهتنها هرگز موفق به تغییر معادله جنگ و جبران شکست خفتبار قبلی نخواهند شد؛ بلکه با شکستها و خسارتهای بسیار سنگینتر از قبل، شرایط برای آنان پیچیدهتر و خروج از جنگ برایشان، بهآسانی دوره قبل نخواهد بود.دلیل بسیار روشن و خیلی فهم آن سخت و دشوار نیست. آمریکاییها و صهیونیستها برای جنگی که در نهم اسفندماه به ایران تحمیل کردند؛ دهها سال کارکرده بودند و خصوصاً آمریکاییها در منطقه غرب آسیا، ۱۷ پایگاه نظامی ایجاد و تجهیز نموده بودند که همگی در جنگ چهلروزه، خسارتهای جدی دید.در جنگ چهلروزه، آمریکاییها نهتنها به هیچ یک از اهداف راهبردی مدنظر نرسیدند؛ بلکه به مؤلفههای اصلی قدرت جمهوری اسلامی، دو مؤلفه دیگر را به شرح زیر اضافه کردند:
۱_ مردم مبعوث شده که بهصورت معجزهآسا به صحنه آمده، برای حفظ ایران تا پای جان ایستادهاند. حضور حماسی تودههای میلیونی به همراه خواص و نخبگان در تجمعات شبانه دنیا را شگفتزده کرده است. در تهاجم سنگین نظامی به ایران، متجاوزین روی همراهی مردم کشورمان برای تحقق اهداف راهبردی خود، حساب ویژهای بازکرده بودند؛ اما اینک این ملت متحد و یکپارچه، زیر پرچم ایران و تحت رهبری ولایت در مقابل دشمن محکم و استوار ایستادهاند. ۲_ تنگه هرمز بهعنوان مؤلفه دیگر قدرت، به فهرست مؤلفههای اصلی قدرت ایران اضافه شد. نقش این قدرت و کارآمدی آن برای ایران بعد از جنگ، بهگونهای است که بسیاری از کارشناسان و متخصصان امور راهبردی در جهان، میگویند کنترل تنگه هرمز از سوی ایران، قدرتی بهمراتب فراتر از سلاح هستهای در اختیار جمهوری اسلامی قرار داده است.نکته مهم اینکه، همه صاحبنظران سیاسی و نظامی، بر این اعتقاد هستند که آمریکاییها از طریق نظامی، هرگز قادر به بازکردن تنگه هرمز و بازگرداندن شرایط به قبل از جنگ رمضان نیستند. معنای سخنان یاد شده، این است که آمریکای شکستخورده، نهتنها با حمله مجدد، هرگز قادر به جبران شکستهایش نخواهد بود؛ بلکه این تجاوز مجدد، فهرست خسارتهای آمریکاییها، رژیم صهیونی و متحدین منطقهای آنان را بیشتر میکند.اما نتایج و پیامدهای جنگ دوباره علیه ایران برای ترامپ را، در اظهارنظرهای صاحبنظران غربی و آمریکایی میتوان جستجو کرد که مواردی از آن در ادامه میآید:
#_ جان مرشایمر استاد برجسته دانشگاه شیکاگو: "ترامپ نمیتواند مشکل را باقدرت نظامی حل کند، باید درک کرد که اگر ما از نیروی نظامی علیه ایران استفاده کنیم، آنها نهتنها تلافی میکنند، بلکه دستهایشان را به علامت تسلیم بالا نخواهند برد. ایرانیها تا مغز استخوان ملیگرا هستند.#_ نجم علی استاد برجسته دانشگاه شیکاگو: "حمله دوباره به ایران، یک باتلاق ابدی برای ترامپ و آمریکا میسازد."#_ چاک شومر رهبر دمکراتها در کنگره: "هر اقدامی که ترامپ در جنگ ایران انجام داده، اقتصاد، آمادگی نظامی و امنیت ملی آمریکا را نسبت به قبل در وضعیت بدتری قرار داده است.#_ ایندیپندنت: "ترامپ محدودیتهای قدرتش را به نمایش گذاشته است. او با عقبنشینی از تهدید نابودی زیرساختهای ایران و پذیرش نوعی توقف درگیری، نشان داد که حتی قدرت نظامی برتر نیز در برابر واکنشهای متقابل و هزینههای سیاسی و اقتصادی محدودیت دارد.ایران با بستن تنگه هرمز و پاسخ متقارن، آمریکا را در موقعیتی قرار داده که ادامه تشدید تنش، میتواند به بحران بزرگتری منجر شود و همین مسئله، مرزهای واقعی نفوذی و قدرت آمریکا را نمایان کرده است."موارد پیشگفته، نمونههای محدود از نگاههای فراوان کارشناسان و متخصصان در خصوص پیامدهای جنگ آمریکا علیه ایران، و گرفتار شدن ترامپ در گوشه رینگ است. گرفتاری که هیچ راه نجاتی جز پذیرش شکست بهعنوان یک واقعیت برایش باقی نگذاشته، زیرا هر نوع اقدام برای رهایی از این گرفتاری، وضعیت را برای او بدتر از قبل خواهد کرد.
دلیل اصلی شکستهای آمریکا از ملت ایران هم روشن است. او با ملتی وارد جنگ شد که ملت امام حسین و دارای تکیهگاه الهی است.کسی که به جنگ باخدا برود، شکستش قطعی است." و ما النصر الا من عندالله العزیز الحکیم "