دکتر سعید جازاری معمویی، رئیس دانشگاه بینالمللی اهل بیت (ع)، در یادداشتی به مناسبت چهلمین روز شهادت دکتر علی لاریجانی، ضمن روایت ویژگیهای اخلاقی و مدیریتی این شهید والامقام، به تحلیل ابعاد ستیز دشمنان با تمدن کهن ایرانی پرداخته است. وی در این متن که مشروح آن در ادامه میآید، با اشاره به اقامت شبانهروزی شهید لاریجانی در اتومبیل برای انجام وظایف، رفتار او در برابر جسارتها را الگوی «نگذاشتن انجام وظیفه به رفتار دیگران» معرفی کرده و شهادت وی را حاصل «تبانی حکومتهای نوظهور با صهیونیستها» دانسته است.
جازاری معمویی همچنین با تمجید از همبستگی اقشار مختلف مردم ایران از زرتشتی تا شیعه، تأکید کرده که ایرانِ بزرگ به مدد شهدا، سرنوشتی چون سوریه و عراق نخواهد داشت و «اکنون وقت ملاطفت، دوستی و اتحاد در برابر تعدّی دشمنان است».
در این یادداشت آمده است:
از شهادت سیاستمدار متألّه و اندیشمند فرزانه، شهید دکتر علی لاریجانی و فرزند برومند و دانشمند ایشان، چهل روز گذشت. او که درسی از مجاهدت، خدمت به موطن، صبر و بردباری و جلوهای از خلوص و ایثار برای نسل جوان امروز جامعه بود که علقه وطن و حبّ سرزمین پرآوازه ایران را به جان و دل دارند. شنیدم که روزهای منتهی به شهادت، روز و شبش را در اتومبیلی طی میکرد که هم دفتر کارش شده بود و هم بستر استراحت کوتاهش، تا ضمن رعایت مشورت همراهان دلسوز در راستای امنیت، در انجام وظایف خویش خللی نیابد. البته پیش از این و در دورانِ قبل از جنگ نیز جان و جسم خود را به حرمت و قدسیت این آب و خاک بخشیده بود. بهتر است بگوییم که آن شهید والاقدر در اندیشه خویش، صیانت از این سرزمین و تلاش در حفظ آن را در راستای ولایت مولایش و تبعیت از رهبر فرزانهاش عین جهاد مفروض و مسلم میدانست که تحقق آن شب و روز نمیشناسد.
به خاطر دارم در جایی برخی ناپختگان به ساحت او جسارتی روا داشتند و ایشان با لبخندی پرمعنا ترک محفل فرمود. زمانی دوستانش از او پرسیدند که آیا با وجود این بیمهریها باز هم مسئولیت میپذیرد؟ و او پاسخ داده بود که انجام وظیفه را نباید به رفتار دیگران گره زد. اکنون، پس از گذشت چهل روز، هنگام آن است که از شیوه مدیریت و تجربههای آن مرحوم درسهایی تازه آموخته شود؛ از مردی که در حوزههای فرهنگ، هنر، رسانه، قانونگذاری و امنیت، نقشهایی اثرگذار بر عهده داشت.
اما اگرچه داغ این مصیبت به برکت ادعیه، تسلیگویی اهل معرفت و نیز سنت «اثر خاک» تا حدّی فرونشسته است، اما دایره تأمّل و واکاوی در آنچه در ایرانزمین میگذرد، هر روز فزونی مییابد. تمدن کهن و بزرگ ایران که عمری به گستره تاریخ انسان و همزمان با ظهور قدرتهای بزرگ بشری دارد، در طول قرون متمادی، فراوان از جنس انسانهای نخبه و نوابغ در دامان خود پرورده است؛ اما فهم علل فراز و فرود آن در دورههای مختلف، درایت و تورّقِ توأمانِ صفحات تاریخ را میطلبد.
بر اَعِزّه داخل و مطلعین خارج پوشیده نبود که شخصیت آن شهید میتوانست با درایت خویش، وجهِ جمعِ اندیشههای متنوّع در داخل و مشعلدار گفتوگوی عقلایی و تعاملی با غربیان باشد. پس اگر بنا بر حل اختلافات در عرصه مسائل مهمّی چون پرونده هستهای و امثال آن بود، غربیان میبایست از ظرفیت او در فرصت موجود، بهترین بهره را میبردند. امّا شهادت او به دست عوامل صهیونیستی ـ آمریکایی مفهومی دیگر را به ذهن متبادر میسازد و آن، تبانی حکومتهای نوظهور و بیاصلونسب در مقابله با تمدنی درخشان در مشرقزمین است؛ تمدنی که از شاخسار عناصر تمدنی خویش، به دیگر بلاد، ثمرات مشهود و مستور بخشیده است.
ازاینرو نمیتوان بهسادگی تصوّر کرد که آنان حقیقتاً در پی حل مشکلات از طریق گفتوگو باشند؛ چهبسا این قبیل نشستها بیش از آنکه در پی حل اختلافات باشند، در مقام تحقق مقاصد دیگری رقم خوردهاند. آنچه در وقایع سالهای اخیرِ کشور عزیزمان دیده میشود، جلوۀ همان اندیشۀ ضدّ تمدن کهن ایرانی است که امروز نیز در تقابل با جامعۀ فهیم ایران خودنمایی میکند. جامعهای که مردمانش ـ از زرتشتی و یهودی و مسیحی تا اهل سنّت و شیعه، و از جوان و نوجوان تا سالخورده، در همراهی با جانبرکفان نظام، این شبها با برافراشتن پرچم این وطن مبارک، پیام وفاداری و ایثار برای آب و خاک خود را به دشمن نمایان میسازند، سزاوار تحسین، تقدیر و خدمت صادقانهاند.
این همان نکتهای بود که مکرّر در فرمودههای رهبر شهید و والامقام و نیز دکتر شهید ما نسبت به مردم شریف بیان میگردید. چهل روز از شهادت او گذشت و اکنون «درسها» باید گرفته شود؛ از مردی که در اصلاح، ریلگذاری، رشد و توسعهٔ برخی بخشهای فرهنگ، صداوسیما، هنر، مجلس و در سالهای اخیر در عرصه امنیت، موفقیتهایی چشمگیر کسب نمود و البته و صدالبته که «خوش درخشید، ولی دولت مستعجَل بود».
امّا امروز دشمنان این آب و خاک آرام ندارند؛ هدفی را در نظر گرفته و در تکاپوی تحقق آنند. برای آشفته ساختن فضای داخلی از هر موضوعی بهره میگیرند تا درخشش نام ایرانزمین را تحتالشعاع مسائلی قرار دهند که یا محصول ضعف تدبیر بودهاند، یا ناشی از محدودیت امکانات، و یا برآمده از بغض و کینه بیرونی. در راستای همان سیاست ستیز با تمدن بزرگ ایران و نخبگان آن، ما شاهد شهادت رهبر شهید و والاقدری بودیم که در طول بیش از سه دهه زعامت، توانست مسیر روشنی را در عرصه توسعه این سرزمین، در حوزههای علمی، صنعتی، فرهنگی و دیگر عرصهها فراهم آورد؛ شخصیتی که به اقرار آگاهان بینالملل، در سلوک فردی و اجتماعی، در کنار درایت سیاسی و فهم بینالمللی، نخبهای کمنظیر بود و البته و مسلّم آنکه در فقه، فهم علوم دین و آشنایی با ادبیات روز نیز مرجعیتی مسلّم داشت و دایره مقلّدان و مریدان مذهبی و قلبیاش فراتر از مرزهای ایران گسترش یافته بود؛ که باید به تعبیر شاعر تمسّک جست که:هَیهاتَ أن یَأتیَ الزَّمانُ بِمِثلِهِ
آنچه امروز شایسته جامعه ایران و مردم نجیب، اصیل و فهیم آن است ـ از هر نژاد، قومیت، دین و مذهب ـ درک واقعیتهای این ستیزهجویی با تمدن بزرگ ایران است؛ تمدنی که در ژرفای آن، اندیشه و معنویت همواره دو بال ظفر و اعتلا بودهاند. این سخن هرگز به معنای نفی نقایص و نادیده گرفتن توقّعات بهجا و بحقّ اهل این جامعه معرفتی نیست؛ بلکه در شرایط امروز، با درک مشکلات پیش رو و آنچه گاهبهگاه مردم بزرگوار آن را رنجانده است، اکنون وقت ملاطفت، دوستی، اتحاد در برابر تجاوز و تعدّی دشمنان، و پاسداشت نخبگان، رزمندگان و ارباب اندیشه است، تا به برکت دعای آنان، راه آیندهای پرفروغ و پرصلابت طی گردد.
تاریخ غرب هرگز نمیتواند با تاریخ فرهنگ، اندیشه و معنویت مشرقزمین ـ و در دل آن، تمدن کهن ایرانی ـ در رقابتی متوازن قرار گیرد؛ هرچند در عرصههایی چون فلسفه و دانش یونانی، قرنهای متمادی درخشش داشته است. امّا امروز آن عقلگرایی جای خود را به منفعتطلبی، اومانیسمِ دور از اخلاق و جریانهایی داده است که نگاه خویش به مشرق را تنها از زاویه استعلاء و استثمار تعریف کردهاند؛ و همین امر سرنوشت ناگواری را برای بسیاری از تمدنهای بزرگ شرقی رقم زد، تا آنجا که نشانههای آنها را باید در خرابههای کشورهایی چون سوریه، عراق، افغانستان و غیر آنها جستوجو کرد.
با این همه، ایران بزرگ ما در عصر حاضر ـ که مهد ظهور شخصیتهای سترگ و فداکار، همچون شهید دکتر لاریجانی، سردار شهید سلیمانی و بسیاری دیگر از این بزرگان بوده و هست ـ به مدد انفاس قدسی شهدا، دستخوش آن سرنوشت پرتلاطم نخواهد شد و به یاری خدا مسیر عزت، استقلال و اعتلای خود را ادامه خواهد داد.