روز معلّم در تقویم جمهوری اسلامی، گرهخورده به نام و راه یک «معلمِ مجاهد» است: مرتضی مطهری. همین پیوند، معنای روز معلّم را از سطح تقدیرهای معمول فراتر میبرد و آن را به یک «مسئله راهبردی در تمدنسازی» تبدیل میکند.
ویژگی ممتاز شهید مطهری تنها دانش و تبحر علمی نبود؛ بلکه «جمع میان تولید فکر و نشر فکر» بود؛ همان نقطهای که معلم را از یک انتقالدهنده اطلاعات به یک «مجاهد عرصه اندیشه» ارتقا میدهد.
جهاد نرمافزاری که امروز بهعنوان یکی از میدانهای اصلی تقابل تمدنی مطرح است، در سیره ایشان بهصورت عینی متجلی بود: مواجهه بیوقفه با امواج فکری شرق و غرب، از مارکسیسم تا لیبرالیسم، و تلاش برای عرضه اندیشهای متقن، ریشهدار و قابل فهم برای جامعه.
در این چارچوب، معلم در جمهوری اسلامی صرفاً «آموزنده» نیست؛ بلکه «معمار هویت» است.
اگر سایر دستگاهها مصرفکننده نیروی انسانیاند، آموزشوپرورش تولیدکننده آن است؛ و این تولید، نه فقط علمی بلکه هویتی، اخلاقی و تمدنی است. کار معلم «شکوفاسازی استعدادها در مسیر ارزشهای متعالی» و تربیت نسلی است که بتواند جامعهای عادلانه، مستقل و آرمانخواه بسازد.
این نگاه، ریشه در سنت نبوی دارد؛ آنجا که تعلیم و تزکیه در کنار «قیام به قسط» قرار میگیرد. از همینرو امام خمینی(ره) معلمی را شغل انبیا میدانست؛ نه بهعنوان یک تعارف، بلکه بهمثابه یک حقیقت قرآنی. در این منظومه، علم اگر «نافع» نباشد و به هویت، پیشرفت و عدالت منتهی نشود، کارکرد تمدنی خود را از دست میدهد؛ اما این مسیر، همواره بیهزینه نبوده است.
تاریخ ایران و اسلام، شاهد «معلمان شهید»ی است که در راه تعلیم حقیقت و دفاع از هویت دینی و ملی، جان خود را تقدیم کردند؛ از مطهری تا دیگر شهدای عرصه علم و فرهنگ و تکنولوژی و تا الگوهایی چون شهیدچمران و شهید آوینی که پیوند میان اندیشه و میدان را به نمایش گذاشتند. در سالهای اخیر نیز، شهدای هستهای و چهرههایی چون شهید سلیمانی نشان دادند که «تعلیم و تربیت» محدود به کلاس درس نیست، بلکه در میدانهای جهاد نیز استمرار مییابد.
حتی در روایتهای معاصر از مقاومت و روزگار پیچیده نبردهای شناختی و جنگهای ترکیبی چه در جنگهای منطقهای مانند دوران دفاع مقدس و جنگ رمضان و چه در نبردهای فشرده و کوتاهمدت که از آنها با عنوان جنگهای چندروزه یاد میشود، یک مؤلفه ثابت دیده میشود: نقش معلمان و مربیانی که پیش از میدان، انسانِ مقاوم را ساختهاند و در کلاس درس به تربیت ذهن در مقابل جنگ روایتها پرداختهاند.
اگر رزمندهای در میدان ایستادگی میکند، پیشتر در کلاس درس، هویت، خودساختگی، سبک زندگی اسلامی و ایرانی، ایمان و قدرت تحلیل را آموخته است. به همین دلیل، میتوان گفت خط مقدم واقعی، از مدرسه آغاز میشود و بارِ ارزشی معلم بر مبنای آموزش و پرورش را پررنگ تر میکند.
امروز نیز چالش اصلی، نه کمبود سند و قانون، بلکه «فاصله میان تصمیم و عمل» است. اسناد تحول، سیاستهای کلان و توصیههای راهبردی وجود دارد، اما آنچه تعیینکننده است، مجاهدت در اجراست. این همان نکتهای است که بارها مورد تأکید قرار گرفته: حرکت جدی، پیگیری مستمر و پرهیز از روزمرگی.
در سطح عملیاتی، چند محور اساسی قابل توجه است: بازنگری در محتوای آموزشی بهسوی علم نافع، تقویت هویت ملی و اعتمادبهنفس در دانشآموزان، آشنایی دانش آموزان با افتخارات کشور، توجه همزمان به مهارتآموزی و تربیت فرهنگی و ارتقای جایگاه معلم از نظر معیشتی و اجتماعی. زیرا تکریم واقعی معلم، نه فقط در کلام، بلکه در «ساختن تصویر اجتماعیِ باافتخار از او» و فراهم کردن بسترهای رشد و اثرگذاریاش معنا پیدا میکند.
در نهایت، روز معلم یادآور یک حقیقت کلیدی است: آینده هر جامعه، در کلاسهای درس آن نوشته میشود.
اگر معلم، خود را امانتدار «عزیزترین سرمایهها» بداند و با روحیه جهاد نرمافزاری وارد میدان شود، آنگاه نسلی شکل خواهد گرفت که نهتنها در برابر تهاجم فکری و فرهنگی ایستادگی میکند، بلکه توان ساختن تمدنی نوین را نیز خواهد داشت. یاد همه معلمان شهید، از صدر اسلام تا امروز، گرامی باد؛ آنان که با خون خویش نوشتند تعلیم، مقدسترین جهاد برای ساختن فردای روشن است.
صفورا ترقی