پشت‌پرده یک ملاقات در قبرس علیه تفاهم‌نامه اسلام‌آباد

با تشدید ناگهانی تنش بین ایرانی-آمریکا و شروع مجدد جنگ، تحلیل‌های گوناگونی مطرح شده است. یک تحلیل مبتنی بر شواهد مستند، حاکی از تبانی مشترک امارات، هند و رژیم صهیونیستی برای تخریب توافق مورخ ۲۸ خرداد بین ایران-آمریکا است. در اینکه اسرائیل به هیچ عنوان تمایل به هرگونه توافق بین ایران و آمریکا نداشت، تردیدی وجود نداشت اما چرا امارات و هند با اسرائیل همداستان شدند؟

امارات به عنوان پیشگام در پیمان ابراهیم، آینده امنیتی، اقتصادی و سیاسی خود را در همکاری نزدیک و راهبردی با اسرائیل تعریف کرده است. امارات در جریان جنگ ۴۰ روزه نیز بیشترین همکاری را با آمریکا و اسرائیل داشت و در موارد متعدد راسا حملاتی را علیه ایران اجرا کرد.

امارات به لحاظ تاریخی تنها کشور خلیج فارس است که ادعای سرزمینی علیه ایران دارد. از سوی دیگر، امارات به عنوان طرفی که به مدت چند دهه خود را تبدیل به مرکز صادرات و تجارت مجدد با ایران تبدیل کرده است، به هیچ عنوان نمی‌توانست نقش آفرینی قطر را در روند دیپلماتیک با ایران تحمل کند.

اماراتی‌ها اساسا مخالف هرگونه انعطاف در قبال ایران بودند و انتظار داشتند ادامه حملات آمریکا و اسرائیل بتواند موجب سقوط جمهوری اسلامی یا دست کم تضعیف قابل توجه آن شود تا شاید بتواند از مجرای آن، ادعاهای ارضی خود علیه ایران را نیز محقق سازد.

مخالفت صریح امارات با میانجی‌گری پاکستان را باید از همین منظر دید. امارات چنان با هرگونه تعامل دیپلماتیک ایران و آمریکا مخالف بود که علاوه بر مطالبه‌ فوری وام ۳ میلیارد دلاری - که البته فورا توسط عربستان پرداخت شد - صدها کارگر مهاجر پاکستانی را هم اخراج کرد. در چنین اوضاعی، ورود قطر به میانجی‌گری، به شدن برای امارات گران آمد.

گفته می‌شود اماراتی‌ها بعد از اطلاع از سفر یک هیات قطری به اسلام‌آباد برای دیدار با هیات ایرانی در جریان مذاکرات ونس- قالیباف در ۱۱ آوریل (۲۳ فروردین)، بلافاصله وارد عمل شدند و تنها ۵ روز بعد انور قرقاش را در ۱۶ آوریل به قبرس فرستادند تا با گیدئون ساعر وزیر خارجه اسرائیل در هتل لندمارک نیکوزیا (Tha Landmark Nicosia) مشورت کند. انور قرقاش در آن گفتگو نسبت به تجدید جایگاه قطر نزد آمریکا هشدار داد و به ساعر گفت: «ورود قطری‌ها به معادله گفتگو با ایران، به‌ویژه اگر با موفقیت مذاکرات همراه باشد، جایگاه تضعیف‌شده قطر بعد از حذف حماس را مجددا تقویت خواهد کرد و آنها را تبدیل به ابزار جدید ایران در منطقه خواهد کرد.»

قرقاش همچنین گفت: «نباید اجازه داد یک عمان دیگر در منطقه متولد شود، خصوصا که الان عربستان هم در حمایت از کارزار شما برای تضعیف ایران دچار تردید شده است.»

ساعر، قرقاش را مطمئن کرد که با امارات در ابن خصوص هم نظر است. وی همچنین گفت که کل پروژه صلح با ایران با اصرار جی دی ونس شکل گرفته است اما مطمئن است که نهایتا وزن روبیو و کوشنر نزد پرزیدنت ترامپ بیشتر از جی دی خواهد بود.

 

 

در همین جلسه بود که ساعر، یک نکته مهم را به فرستاده اماراتی فاش کرد و آن اینکه یک بازیگر مهم دیگر هم شریک نگرانی‌های امارات و اسرائیل است. ساعر قبل از اینکه نهایتا نام آن کشور را بگوید به قرقاش مژده داد که آن بازیگر حتی بیشتر از امارات و اسرائیل برای جلوگیری از موفقیت مذاکرات ایران-آمریکا انگیزه دارد.

قرقاش با لحنی مزاح‌گونه که البته بیان امر واقع بود از ساعر پرسید: «مگر در این دنیا هیچ بازیگری پیدا می‌شود که به اندازه ما و شما، چه رسد به اینکه بیشتر از ما و شما، برای مهار ایران انگیزه داشته باشد؟»

وقتی وزیر خارجه اسرائیل، نام «هند» را بر زبان آورد انور قرقاش یکه خورد اما با توضیحات ساعر قانع شد که واقعا هند می‌تواند ضلع سوم مثلثی مصمم برای کمک به حلقه روبیو-کوشنر-گراهام در مصاف با جی دی ونس باشد. ساعر گفت: «هند مشکل چندانی با ایران ندارد اما آنچه که مقامات این کشور را به جناح مخالف فرآیند دیپلماتیک ایران-آمریکا هل داده است، یک مساله ظاهرا جنبی است که البته برای هند، امری حیثیتی است: نقش‌آفرینی پاکستان!»

به گفته ساعر، هندی‌ها نگرانند که موفقیت پاکستان در میانجی‌گری بین دو طرفی که به مدت ۵ دهه در تعارض بوده‌اند و در حال حاضر هم در یک جنگ منطقه‌ای با تبعات جهانی قرار دارند، وزنی بی‌سابقه به پاکستان خواهد داد که به هیچ عنوان خوشایند هند نیست.

نهایتا هر دو مقام توافق کردند که تماس‌های مجزایی با طرف‌های ذی‌ربط هندی برقرار کنند و سعی کنند با بزرگنمایی نقش پاکستان، هند را ترغیب به استفاده از نفوذ خود برای اثرگذاری بر روند دیپلماتیک موجود نمایند.

ساعر به قرقاش خبر داد که نتانیاهو در تماس تلفنی که ظ رف دو روز آینده با همتای هندی خواهد داشت حتما این موضوع را با وی مطرح می‌کند. ساعر این را هم اضافه کرد که سوبرامانیام جایشانکار [وزیر خارجه هند] خودش از جمله مقامات متمایل به ایران در هیات حاکمه هند است که در گفتگوهای شخصی با همکارانش جند بار از شخص عباس عراقچی تمجید کرده و آمریکا و اسرائیل را به خاطر جمله به ایران شماتت کرده است.

این ملاقات، نقطه عطفی در پیشبرد پروژه‌ای شد که علیرغم تلاش‌های جی دی ونس، تقریبا روان پیش رفت و حتی نشست نمادین سران ایران-آمریکا و میانجی گران قطری و پاکستانی در روز 22 ژوئن - که باعث شکل‌گیری نوعی امید مجدد به موثر بودن دیپلماسی بین ایران-آمریکا شد- هم نتوانست موفقیت آن را مختل کند.

ساعر در جلسه نیکوزیا با قرقاش به او گفته بود: «مهم‌ترین دلیل من برای اطمینان از شکست روند دیپلماتیک با ایران، روحیات ترامپ و حلقه نزدیک به او است. ترامپ اساسا مرد مذاکره برای اجرا نیست بلکه مذاکره را یک اهرم و ابزار برای گیر انداختن خرید می‌داند. اما مشکل ترامپ اینست که ایرانی‌ها مدتهاست دست او را خوانده‌اند؛ ایرانی‌ها هم به دلیل احساس غرور و خودبرتربینی ملی و هم به علت بدبینی عمیق به آمریکا، در مذاکرات سختگیر و وسواسی عمل می‌کنند. از سوی دیگر تجربه‌های قبلی نشان داده که ایرانی‌ها به نحوی عمل می‌کنند که از گیر افتادن در تور مذاکراتی ترامپ در می‌روند.»

ساعر نهایتا به قرقاش گفته بود که با وجود همه چالش‌های موجود از جمله نیاز ترامپ به خاتمه دادن به جنگ و نگرانی وی از سقوط محبوبیت در بدنه ماگا که احتمال موفقیت مذاکرات با ایران را متوسط نشان می‌دهد، او با اطمینان نسبی می‌تواند بگوید که در صورت همکاری و هماهنگی میان امارات، اسرائیل و هند می‌توانند شخص رئیس جمهور ترامپ را قانع کنند که مذاکره و تعامل با رژیم ملایان در تهران بی‌فایده است و باید به مسیر فشار حداکثری برای تضعیف ساختاری و اقتصادی و امنیتی ایران ادامه داد.

آنجه در هفته‌ها و ماه‌های بعد اتفاق افتاد و اکنون منجر به شعله‌ور شدن مجدد آتش جنگ شده است گواه موفقیت کارکردی مثلث امارات-اسرائیل-هند، با انگیزه‌های مختلف اما هدف مشترک، شد.