تغییر تاکتیک‌ جنگی ایران مقابل آمریکا

جنگ میان ایران و آمریکا یا بهتر بگوییم تجاوز وحشیانه و تروریستی آمریکا به ایران در حالی وارد پنجمین ماه خود شده است که نشانه‌های موجود از تغییر تدریجی الگوی نبرد و سازگار شدن تاکتیک‌های جمهوری اسلامی ایران با ساختار دفاعی و عملیاتی آمریکا حکایت دارد؛ تغییری که به اعتقاد برخی ناظران، می‌تواند یکی از مهم‌ترین عوامل پیچیده‌تر شدن محاسبات واشنگتن در ادامه جنگ باشد.

روزنامه نیویورک‌تایمز در گزارش‌ها و تحلیل‌های خود درباره جنگ ایران و آمریکا، به موضوعی مهم اشاره کرده است: تهران در طول ماه‌های گذشته صرفاً به تکرار الگوهای اولیه حملات خود اکتفا نکرده، بلکه با مشاهده نحوه عملکرد سامانه‌های دفاعی آمریکا، شناسایی نقاط ضعف و مطالعه تجربه جنگ ۱۲ روزه، در حال تغییر شیوه عملیات خود بوده است. این تغییر تاکتیک‌ها در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که ایالات متحده از یکی از گسترده‌ترین شبکه‌های دفاع هوایی منطقه‌ای برخوردار است.

دونالد ترامپ در اواخر ژوئیه، دست‌کم برای مدتی، برنامه تشدید گسترده حملات علیه ایران را کنار گذاشته است؛ یکی از دلایل اصلی این تصمیم، نگرانی فرماندهان آمریکایی درباره کاهش ذخایر موشک‌های رهگیر پاتریوت و دیگر مهمات پدافندی عنوان شده است. مقام‌های آمریکایی هشدار داده بودند که ادامه عملیات گسترده می‌تواند موجودی مهمات دفاعی آمریکا در منطقه را به‌شدت کاهش دهد.

تغییر تاکتیک‌ جنگی ایران در مقابل آمریکا؛ رسیدن به پلن بی، شاید هم پلن سی

این مسئله نشان می‌دهد که در جنگ مدرن، تنها تعداد جنگنده‌ها، بمب‌افکن‌ها یا موشک‌های تهاجمی تعیین‌کننده نیست؛ بلکه ظرفیت دفاعی برای مقابله با حملات مکرر نیز اهمیت بسیار زیادی دارد. هنگامی که یک طرف بتواند با استفاده از موشک‌ها و پهپادهای نسبتاً کم‌هزینه، طرف مقابل را مجبور به استفاده از رهگیرهای گران‌قیمت کند، به تدریج یک فشار اقتصادی و لجستیکی بر سامانه دفاعی حریف شکل می‌گیرد.

یکی از مهم‌ترین درس‌هایی که از مراحل اولیه جنگ گرفتیم، ضرورت پرهیز از الگوهای قابل پیش‌بینی است. در نبردی که طرف مقابل از ماهواره، هواپیماهای هشدار زودهنگام، جنگ الکترونیک، سامانه‌های پدافندی چندلایه و شبکه گسترده اطلاعاتی برخوردار است، تکرار یک روش ثابت می‌تواند امکان شناسایی و رهگیری حملات را افزایش دهد.

به همین دلیل، تغییر تاکتیک می‌تواند به معنای ترکیب شیوه‌های مختلف حمله، تغییر زمان‌بندی، افزایش پراکندگی، استفاده همزمان از پهپادها و موشک‌ها و تلاش برای ایجاد فشار بر چند نقطه از شبکه دفاعی باشد. هدف چنین رویکردی الزاماً نابودی کامل سامانه‌های دفاعی نیست؛ بلکه می‌تواند وادار کردن آنها به مصرف مهمات، افزایش زمان واکنش و ایجاد شکاف‌های موقت در شبکه دفاعی باشد.

در چنین شرایطی، جنگ از یک رقابت صرفاً تسلیحاتی به رقابت میان «هزینه حمله» و «هزینه دفاع» تبدیل می‌شود.