احمد بخشایش اردستانی عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، در گفتوگو با افکارنیوز،با تأکید بر شکست راهبردی امریکا در برابر ایران،گفت:امریکا در سه مرحله با چالشهای غیرمنتظرهای در تقابل با ایران مواجه شد که هر یک ریشه در واقعیتهای میدانی داشت.
نماینده مردم اردستان و اصفهان با اشاره به تابآوری ایران در جنگ ۱۲ روزه، تاکید کرد:آمریکا با تصور اینکه میتواند ایران را در بازهای کوتاه شکست دهد، اما با پدیده شهرکهای موشکی مواجه شد، ایران با تجهیز حدود ۲۵۰ شهرک موشکی در سراسر کشور، توانست در برابر حملات، تابآوری بینظیری از خود نشان دهد.
به گفته این نماینده مجلس؛استحکام ساختاری ایران چشمگیر است، چرا که دشمن تصور میکرد با هدف قرار دادن رأس نظام، کل ساختار جمهوری اسلامی سقوط خواهد کرد؛ اما در عمل مشخص شد که جمهوری اسلامی ایران دارای ساختاری مستحکم و غیرمتمرکز است که با حذف یک رکن، فرو نمیریزد.
وی با اشاره به اتحاد ملی مردم در برابر بیگانگان،افزود: علیرغم وجود انتقادات داخلی، در زمان حمله دشمنان، تمایل مردم به همراهی با مهاجم نبود و در جریان جنگ ۱۲ روزه، شاهد نوعی وحدت ملی در برابر تهدیدات خارجی بودیم.
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی با تاکید بر تغییر ماهیت جنگ؛ از تقابل مستقیم تا جنگ منطقهای،ادامه داد:در جنگ تحمیلی ۴۰ روزه، ایالات متحده تلاش کرد با هدف قرار دادن زیرساختها، ایران را به عقب براند، اما ما با تغییر استراتژی، جنگ را منطقهای کردیم، این به معنای آن بود که با هدف قرار دادن زنجیرههای تأمین کشتیهای آمریکایی در مناطق استراتژیک از جمله اردن، بحرین، کویت، عربستان و امارات، میدان نبرد را به منطقه گسترش دادیم، هرچه جنگ پیش میرفت، تابآوری ایران نه تنها کاهش نیافت، بلکه در بازههای ۱۰، ۲۰، ۳۰ و ۶۰ روزه، پایداری خود را اثبات کرد.
بخشایش اظهار داشت:پس از آنکه فشار نظامی به نتیجه نرسید، آمریکا سعی کرد با افزایش فشارهای اقتصادی و روانی، شکاف میان مردم و حکومت را تعمیق کند و با جنگ فرسایشی ۱۳ روزه در تنگه هرمز، اهداف آمریکا از هستهای شدن ایران به باز کردن تنگه هرمز تغییر یافت، اما این هدف نیز محقق نشد و در پی امضای تفاهمنامهای که آمریکا تلاش داشت با آن اهرمهای قدرت ایران را خنثی کند،اما با ناکامی های امریکا تنشها به اوج رسید.
وی ادامه داد: تلاش ها برای راه اندازی کریدور جنوبی در عمان تردد کشتی ها صورت گرفت، متعاقب آن در بندرعباس، کیش،سیریک و سایر جزایر، منجر به بالا گرفتن جنگ و تخریب زیرساخت ها توسط امریکا شد،نقطه عطف این تقابل زمانی رخ داد که ایران با هدف قرار دادن یک کشتی گازبر در نزدیکی کانال سوئز و همزمان ایجاد محدودیت در عبور از تنگه هرمز و بابالمندب، مسیرهای استراتژیک را به حداقل رساند،در این نقطه بود که آمریکا دریافت جنگ نمیتواند منجر به شکست ایران شود.
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی با اشاره به استراتژی جدید آمریکا و سیاست تعلیق و انتظار،یادآور شد:با شکست در میدان نظامی، آمریکا به سیاست تعلیق و انتظار پناه برده است، این استراتژی شامل دو محور اصلی محاصره دریایی در جهت افزایش قیمت کالاها و محدود کردن دسترسی مردم به نیازهای اساسی و افزایش شکاف داخلی همچنین با سیاستهای داخلی مانند تغییر قیمت بنزین، کالاها و حذف ارز ترجیحی برای ناراضی کردن مردم و در نهایت، ایجاد فاصله میان جامعه و حکومت است.
وی در ادامه با تحلیل استراتژیهای ایالات متحده، اهداف نهایی آمریکا را پیشبرد جنگهای روانی و اقتصادی با هدف ایجاد شکاف میان حکومت و ملت و دور کردن مردم از میادین دانست،چرا که آمریکا با تکیه بر منطقی قدیمی خود پیش میرود که معتقد است برای تسلیم شدن ایران، باید مردم را با گرسنگی مواجه کرد.
وی با تأکید بر شکست آمریکا در مدیریت تنگه هرمز و برجستگی جایگاه منطقهای ایران، افزود:اگرچه ایران در عرصههای جنگی شکستناپذیری خود را اثبات کرده و در حال حاضر به عنوان یک ابرقدرت منطقه شناخته میشود، اما این جایگاه به معنای پذیرش کامل از سوی کشورهای عربی و شورای همکاری خلیج فارس نیست، کشورهای منطقه، علیرغم ناچاری به تعامل با ایران در برخی موارد، همچنان مسائل را از دریچه نگاه آمریکا میبینند و ایالات متحده را ابرقدرت میدانند؛ لذا علیرغم تعاملات ناگزیر، تمایلی به همکاری گسترده با ایران ندارند.
وی در بخش دیگری از اظهارات خود با اشاره به پیمان دفاعی مکه، خاطرنشان کرد: علیرغم تلاشها و پیروزی ایران، پاکستان و ترکیه پیمان دفاعی مکه را منعقد کردند، این پیمان هیچ ارتباطی با اسرائیل ندارد، اما هدف اصلی آن،پوشش دفاعی حوثیها در بابالمندب است که ایران نیز به عنوان جبهه حامی آنان شناخته میشود، لذا باوجود اینکه ایران یک ابرقدرت محسوب میشود، اما کشورهای عربی همچنان تمایلی به همکاری با ما ندارند.
در پایان عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی کشورهای عربی را عامل اصلی تحریک مداخلات خارجی علیه ایران دانست و تاکید کرد:کشورهای عربی از زمان انقلاب اسلامی ایران را مسئول صدور انقلاب می دانند،امارات، قطر و عربستان همیشه در تلاش بودهاند تا با ایجاد تنش و بازگشایی کریدور عمان، تفاهم اسلامآباد را از بین ببرند، اما در این مسیر به نتیجه نرسیدهاند،از طرفی آمریکا نیز با هدفگذاری بر روی شکافهای اجتماعی و نارضایتیهای مردمی،همچنان به دنبال ایجاد فرصت برای حملات نظامی در آینده است.