جنگی که دولت دونالد ترامپ با تصور نمایش قدرت آمریکا در منطقه آغاز کرد، اکنون به عرصهای برای آشکار شدن محدودیتهای قدرت نظامی واشنگتن تبدیل شدهاست؛ موضوعی که اکنون حتی در رسانههای آمریکایی نیز با صراحت بیشتری مطرح میشود.
«مایکل شیفر»، پژوهشگر ارشد حوزه امنیتملی و سیاست بینالملل در «مرکز پیشرفت آمریکا» و از مقامهای پیشین وزارت دفاع آمریکا، به تازگی در یک ارزیابی تحلیلی، که در وبگاه اندیشکده «نشنال اینترست» منتشر شده، تصویر روشنتری از ۶ ماه جنگ علیه ایران به دست میدهد و تاکید میکند که ادامه جنگ با ایران، ذخایر تسلیحات دقیق و موشکهای رهگیر آمریکا را تحت فشار شدید قرار داده و همزمان، توان استقرار و آمادگی نظامی این کشور در دیگر مناطق جهان را نیز فرسوده کردهاست.
وعده ترامپ برای احیای قدرت نظامی آمریکا
- دولت ترامپ با وعده بازگرداندن قدرت نظامی آمریکا از طریق «واقعگرایی انعطافپذیر» روی کار آمد.
- این راهبرد قرار بود رویکردی منضبط تر در قبال دفاع ملی آمریکا ایجاد کند؛ رویکردی که جاهطلبیهای گسترده دوران پس از ۱۱ سپتامبر را کنار بگذارد، چین را در اولویت قرار دهد، از متحدان آمریکا مسئولیت بیشتری مطالبه و تعهدهای ایالاتمتحده را با توانمندیهای واقعی آن هماهنگ کند.
- اما ۶ ماه پس از آغاز یک جنگ «انتخابی» و «بدون مجوز» با ایران، تصویر متفاوتی در حال شکلگیری است.
- دولت ترامپ درحال به خطر انداختن قدرت نظامی آمریکا و تضعیف دقیقاً همان توانمندیهایی است که برای مقابله با مهمترین تهدیدهای امنیتی آمریکا مورد نیازند.
کاهش شدید ذخایر مهمات و موشکهای رهگیر
- نشانههای هشدار با شدت تمام نمایان شدهاند.
- جنگ ایران مقادیر عظیمی از مهمات و موشکهای رهگیر پدافند هوایی آمریکا را مصرف کردهاست.
- ذخایر تسلیحات دوربرد و دقیق آمریکا بهشدت کاهش یافتهاند، در حالی که موجودی سامانههای «پاتریوت» و «تاد» نیز تحت فشار شدیدی قرار گرفتهاست.
- درحالیکه دولت ترامپ شرکتهای پیمانکار دفاعی را برای افزایش سرعت تولید تحت فشار قرار داده، گلوگاههای موجود در پایه صنعتی - دفاعی آمریکا سالها زمان نیاز دارند تا رفع شوند.
سرایت فشارهای جنگ ایران به سایر مناطق
- همزمان، نیازهای عملیاتی جنگ ایران به دیگر مناطق نیز سرایت کردهاست.
- ناو هواپیمابر «یواساس آبراهام لینکلن» پیش از آنکه دولت آمریکا ناو «یواساس جورج واشنگتن» را برای جایگزینی و کمک به آن به سمت خاورمیانه اعزام کند، یک دوره استقرار فوقالعاده طولانی را پشتسر گذاشت.
- اکنون آمریکا هیچ ناو هواپیمابری در اقیانوس آرام ندارد؛ درست در شرایطی که پکن فشارهای اجباری خود علیه ژاپن، تایوان و فیلیپین را افزایش دادهاست.
- بخشی از توانمندی پدافند موشکی «تاد» آمریکا نیز از کرهجنوبی خارج و به خاورمیانه منتقل شدهاست.
- این اقدام شکاف خطرناک دیگری در دفاع از متحدان آمریکا ایجاد کردهاست.
چالش اصلی چیست؟
- جنگ، شرایط پیشبینینشدهای ایجاد میکند و نیروها باید در مناطقی مستقر شوند که بیش از همه به آنها نیاز است.
- ریشه برخی کمبودهای مهمات آمریکا به پیش از دولت ترامپ بازمیگردد و حاصل سالها سرمایهگذاری ناکافی در پایه صنعتی-دفاعی این کشور است.
- اما پرسش اصلی فقط درباره مسائل لجستیکی نیست؛ مسئله، «راهبرد» است.
- آیا دولت ترامپ پیش از آنکه شتابزده وارد یک ماجراجویی در خاورمیانه شود، برای این خطرهای قابل پیشبینی برنامهریزی کرده یا برای کاهش آنها اقدامی انجام داده بود؟
جنگ ایران چه توجیهی دارد؟
- اگر چین واقعاً همانگونه که دولت ترامپ اعلام کرده، «چالش تعیینکننده» آمریکاست، دولت باید بتواند برای افکارعمومی و همچنین کنگرهای که در حال بررسی بودجه دفاعی ۱.۵ تریلیون دلاری و افزایشدهنده کسری بودجه است، توضیح دهد چرا یک جنگ انتخابی با ایران، کنار گذاشتن برخی قابلیتهای نظامی آمریکا در منطقه هند-اقیانوس آرام، مصرف ذخایری که برای شرایط اضطراری در اقیانوس آرام مورد نیازند و تحمیل فشارهای استقرار فوقالعاده بر ارتش آمریکا را توجیه میکند؛ فشارهایی که روحیه و آمادگی نیروها را تضعیف میکنند.

جنگ ایران و تشدید ضعفهای ساختاری ارتش آمریکا
- دولت ترامپ ارتشی را تحویل گرفت که هم نقاط قوت واقعی و هم ضعفهای واقعی داشت؛ از جمله یک پایه صنعتی-دفاعی ناکافی.
- اما رئیسجمهور با انتخاب برای آغاز یک جنگ بزرگ در شرایطی که این ضعفها همچنان حلنشده باقی ماندهاند و با نادیده گرفتن این واقعیت که جنگ با ایران چگونه میتواند وضعیت نظامی آمریکا در سراسر جهان را تضعیف کند و همچنین با این رویکرد که گویی پیامدهای جنگ برای آمادگی نظامی آمریکا و زندگی و رفاه نیروهای نظامی مساله شخص دیگری است، در حال تضعیف ارتش آمریکاست.
- ارتش آمریکا منابع و ذخایر خود را سریعتر از آنچه میتواند آنها را جایگزین کند، مصرف میکند.
آزمون نهایی سیاست ترامپ
- دولت ترامپ وعده ارتشی قدرتمندتر و سیاستخارجی واقعگرایانهتری را داده بود.
- اما هیچیک از این وعدهها را محقق نکردهاست.
- آزمون نهایی این نیست که آیا آمریکا میتواند به هر شکلی یک پیروزی در ایران به دست آورد یا نه؛ بلکه این است که آیا پس از این شکست، آمریکا همچنان از ظرفیت نظامی و انعطاف راهبردی لازم برای آماده شدن در برابر جنگهای آینده برخوردار خواهد بود یا خیر.