افکار -

مدتهاست که عناصری از جریان به اصطلاح «اصلاح طلب» برای فرار از اشکالات متعدد دوران سازندگی و دوم خرداد و خطای سنگین خود در به وجود آوردن افتضاح فتنه ۸۸ و حمایت و سکوت درباره آن، استراتژی بامزه ای را در پیش گرفته اند. این افراد دائما با بزرگنمایی برخی اشکالات خصوصا سیاه نمایی معضلات اقتصادی کنونی، خود را منجی آینده اقتصاد ایران قلمداد کرده و بهترین شعار را برای رقابت ۹۲ نجات اقتصادی برگزیده اند. این استراتژی که از سوی سایر عناصر این جریان هم پیگیری شده است، کاملا مردود بوده و گلایه امروز ایشان درباره مشکلات اقتصادی، از جانب مردم اشک تمساح تلقی خواهد شد؛ چرا؟

اولا مشکلات اقتصادی امروز چیزی نیست که بتوان آن را نادیده گرفت. همچنین نمی توان سهم سوءمدیریت داخلی کنونی را در به ثمر نشاندن خواست تحریم کنندگان خارجی در نظر نگرفت، اما راه حل این مشکلات قطعا نزد اصلاح طلبان نیست؛ چراکه برخی مشکلات امروز ریشه در تصمیمات نادرست اقتصادی روزهای زمامداری کارگزاران و اصلاح طلبان دارد. رواج الگوهای غربی، مصرف زدگی و اشرافی گری از زمان دولت سازندگی آغاز شد و در دوره اصلاحات هم ادامه یافت و کوتاهی در اجرای تکلیف قانونی هدفمند کردن یارانه ها خصوصا در بخش انرژی در زمان دوم خرداد اتفاق افتاد.

مردم فراموش نکرده اند که در دولت آقای هاشمی برای پیشبرد «توسعه اقتصادی» مدنظر خود، تورم ۵۰ درصدی به مردم تحمیل شد و برای مهار اعتراض مردم، دولتمردان در لایحه بودجه پیش بینی واردات تجهیزات سرکوب نمودند و حتی به صراحت در رادیو بیان کردند که همانطور که در جنگ عده ای شهید شدند برای توسعه اقتصادی باید عده ای زیر چرخهای توسعه فدا شوند!

مردم فرموش نکرده اند که اوج هنر اقتصادی دوران دوم خرداد این بود که در پایان عمر دوره اصلاحات بدون پیش بینی هزینه جبرانی برای مردم، تصمیم گرفتند به یکباره قیمت حاملهای انرژی را جهانی کنند و بار مشکلات ناشی از آن را به دوش دولت و مجلس بعدی بیندازند که با طرح تثبیت قیمتهای مجلس هفتم ناکام ماند.

ثانیا شعار محوری جریان دوم خرداد «توسعه سیاسی» بود و عناصر محوری این جریان ضمن اذعان به معضلات متعدد اقتصادی مردم در دوران دوم خرداد، به صراحت اعتراف کرده اند که هیچگاه مشکلات اقتصادی مردم برایشان مهم نبوده است و بیشتر سیاسی کار کرده اند. به عنوان چند نمونه جملات زیر را مرور می کنیم:

* محمد خاتمی رئیس دولتهای هفتم و هشتم: «طبق نظرسنجی ها، مشکل ۷۰ درصد مردم، معضلات اقتصادی است.»(روزنامه همبستگی: ۳/۴ / ۱۳۸۰)

* مهدی کروبی رییس مجلس ششم: «امروز جامعه با مشکلات زیادی همچون کمبود سرمایه‌گذاری، عدم اشتغال و بیکاری، ‌کمبود دارو و درمان، ‌مسکن و مشکلات ازدواج جوانان که این قدر از آنان دم می زنیم، روبروست. چون فضای بعد از دوم خرداد ۷۶ به گونه ای شکل گرفته که بیشتر جناحی است، ممکن است ما در پرداختن به مسایل اصلی کاملا موفق نبودیم و در کارنامه مجلس ششم تا اینجا، موضوع های سیاسی و مطبوعاتی بیشتر به چشم می خورد.»(رسالت: ۵/۱۰ / ۱۳۷۹)

*محمد هاشمی رفسنجانی، عضو مرکزیت کارگزاران سازندگی: «۹۴ درصد مطالبات و مشکلات مردم بیکاری، تورم و گرانی و عدم امنیت اجتماعی است که مسئول و متولی اغلب یا همه آنها مستقیماً جناح چپ، دولت و مجلس است.»(کیهان، ۱۵/۲ / ۱۳۸۱)

*محمدرضا خاتمی دبیرکل حزب منحله مشارکت: «امروز بیشترین انتقاد به دولت اقتصادی است که در جای خود می تواند انتقاد بر حقی باشد.»(کیهان: ۱۹/۲ / ۱۳۸۰)

*بهزاد نبوی نایب رئیس مجلس ششم و فعال فتنه ۸۸: «مجلس ششم و دولت اصلاحات نتوانستند خواست و نظر مردم را محقق کنند، البته اختلاف نظر من با مخالفان اصلاحات درون حاکمیت و نظام این است که من خواستها و انتظارات مردم را آن چیزی که آنها می گویند، نمی دانم… هیچ کس از خاتمی انتظار حرکت‌های اقتصادی عظیم را نداشت؛ مردم خاتمی را به خاطر شعارهای دیگری انتخاب کردند.»(شرق: ۲۹/۷ / ۱۳۸۲)

* رجب علی مزروعی، نماینده مجلس ششم و خارج نشین فعلی: «قرار نیست مجلس ششم، مسائل اقتصادی را دنبال کند.»(کیهان: ۲۸/۸ / ۱۳۷۹‌)

* قدرت‌الله علیخانی: «مردم امروز مشکلاتی دارند که تحمل آنها بسیار دردآور است… آیا در چنین شرایطی می توانیم با تصویب طرح‌هایی مانند اصلاح قانون مطبوعات پاسخگوی مردم باشیم؟!»(رسالت، ۱۴/۴ / ۱۳۷۹)

*حمیدرضا جلایی پور: «ما اصلاح طلبان یک چیز خیلی مهم را خوب ندیده بودیم. ما ۱۰ میلیون نفر با شرایط دشوار اقتصادی در این جامعه داریم و آنها را اصلا ندیده بودیم… دولت خاتمی و مجلس ششم و روزنامه های اصلاح طلب یک طرح رفاه اجتماعی موثر برای این ۱۰ میلیون نفر نداشتند.»(مهرنامه، بهمن ۱۳۹۱)

بنابراین به صراحت می توان گفت سوار شدن امروز اصلاح طلبان بر موج نارضایتی اقتصادی مردم چیزی جز فریب و نیرنگ نیست و حافظه تاریخی مردم هم به خوبی این موارد را به یاد دارند.

ثالثا ـ اصولگرایان زیادی بودند که ساکت نبوده، منتقد نحوه اجرای طرحهای اقتصادی دولت کنونی بودند. اساسا عمده انتقادهای برخی اصولگرایان منتقد دولت احمدی نژاد، از سوی عناصر اقتصادی مجلس اصولگرا مطرح می شد که ضمن تاکید بر ضرورت هدفمندی یارانه ها بر اجرای تدریجی آن تاکید داشتند و نسبت به عواقب زیانبار اجرای نادرست قانون خصوصا عدم پرداخت سهم حمایت از تولیدکننده هشدار داده بودند. به راستی اگر دولتمردان با هشدارهای اقتصادی دلسوزانه معامله سیاسی نمی کردند و قانون هدفمندی یارانه ها به درستی و مطابق نظرات کارشناسی مصوب و مصرح در قانون اجرا می شد، امروز شاهد ادعای وقیحانه نجات اقتصادی از سوی اصلاح طلبان می بودیم؟