افکار گروه سیاسی:

این روزها زمزمه حضور آیت الله هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده از طرف اطرافیان وی بیشتر از گذشته شنیده می شود.

برخی برای او نشست مطبوعاتی می گذارند و وجه مشترک همه سوالات هم می شود درخواست حضور منجی گونه وی در انتخابات آتی برای رفع همه مشکلات اقتصادی و سیاسی و سیاست خارجی و فرهنگی و اجتماعی و اخلاقی و…

برخی دیگر در رسانه هایشان تلاش می کنند گمانه زنیها را همچنان داغ نگه دارند و هر روز بر سیل درخواست های مردمی و تشکلی بیفزایند.

برخی دیگر هم در صدد راه اندازی ستادهای درخواست مردمی هستند تا آیت الله را مجاب کنند برای حضور در انتخابات احساس تکلیف کند.

اما به راستی هاشمی ۷۸ ساله وارد انتخابات می شود؟ ورودش در صحنه انتخابات به عنوان بازیگر و نه بازیگردان چه کسانی را بیشتر از همه خوشحال می کند؟

نکته اول در این ماجرا این است که آیا واقعا هاشمی از وضعیت کشور آگاهی ندارد که مرتب برای مجاب کردن وی باید از مشکلات و معضلات نام برد؟ آیا هاشمی نیاز به کمپین و امضاء و ستاد حمایت مردمی و … دارد؟ و چه کسانی برای آمدنش تلاش می کنند؟

بسیاری از کسانی که سیر فعالیت های پیر ۷۸ ساله سیاست را در ۵۰ سال گذشته دنبال می کنند، معتقدند که هاشمی بازیگردان خوبی است و امروز هم به عنوان یک تفکر و نگاه می تواند عرصه را برای فعالیت علاقمندان این تفکر فراهم کند و نیروهای خود را مدیریت و بازیگردانی کند و به همین خاطر لزومی نمی بیند که بخواهد خود را مجددا در سیبل حملات مخالفان قرار دهد.

هاشمی بهتر از همه می داند کسانی که وی را بازیگر وسط میدان می خواهند ساق پای او را نشانه گرفته اند و این بهترین شرایط برای کسانی است که مانند دو انتخابات گذشته دنبال دشمن فرضی در داخل می گردند تا با دوقطبی کردن فضا، ماهی مقصود خود را صید کنند.

هاشمی همانطور که خود بارها گفته نیروهای زیادی در انقلاب هستند که می توانند بار انقلاب را به مقصد برسانند که اگر اینگونه نباشد، باید این انتقاد را به انقلابیونی چون وی داشت که چرا پس از ۳۴ سال که از انقلاب گذشته نیروهای قابلی را تربیت نکرده اند تا همچنان وی باید مجبور باشد تا در صحنه بازیگری حاضر شود.

لذا به نظر می رسد بازی های رسانه ای برای آمدن هاشمی نه در راستای کمک به او بلکه برای کشاندن وی به صحنه ای است که خواست مخالفانش است و هاشمی را برای همیشه از صحنه بازی سازی هم خارج می کند.